تبلیغات
√ پرسش و پاسخ
*پاسخگویی به سوالات فقط از طریق ایمیل سایت ظرف 48 ساعت از ارسال سوال انجام می شود
*جهت تسهیل در دسترسی به محتوای سایت می توانید از منوی موضوعی زیر استفاده کنید
موضوعات
 

عمومی ( 102 )
صفرا ( 8 )
دم ( 6 )
بلغم ( 11 )
سودا ( 13 )
آب ( 20 )
آداب تغذیه ( 41 )
اخلاق پزشكی ( 19 )
اطفال و کودکان ( 36 )
بیماریهای اعصاب و روان ( 45 )
بیماری های پوست و مو، تناسب اندام، زیبایی ( 44 )
بیماریهای تنفسی، ریه ( 15 )
بیماریهای چشم ( 10 )
بیماریهای داخلی، گوش، حلق، بینی و... ( 16 )
بیماریهای دهان و دندان ( 7 )
بیماریهای زنان، نازائی، حاملگی ( 48 )
بیماریهای عفونی ( 26 )
بیماریهای غدد ، متابولیسم و ... ( 28 )
بیماریهای قلبی، خون ( 35 )
بیماریهای کلیوی، مجاری ادرار و تناسلی ( 44 )
بیماریهای گوارشی ( 48 )
بیماریهای گوناگون، سوالات متفرقه ( 43 )
بیماریهای مفاصل، استخوان ( 25 )
چای سنتی ایرانیان ( 11 )
حکمای قدیم ( 22 )
حکمای جدید ( 37 )
داروهای گیاهی ( 42 )
درمان های سنتی ( 54 )
روغن ( 7 )
زناشویی و جنسی ( 70 )
ظروف ( 7 )
عسل ( 11 )
عوامل محیطی ( 25 )
غذاهای سالم ( 38 )
فراورده های گیاهی ( 23 )
لباس و پوشش ها ( 9 )
مبانی طب سنتی ( 61 )
مزاج شناسی ( 61 )
مواد غذایی سالم ( 70 )
مواد غذایی ناسالم ( 72 )
مزاج محل سکونت ( 3 )
نان ( 2 )
نمک ( 5 )
محصولات ( 49 )

پرسش و پاسخ

دكتر جمال‌الدین مستقیمی 65 سال زیرزمین تالار تشریح و معلم بودن را به طبابت و مطب ترجیح داد، وی خود را همیشه در موقعیت‌های مختلف یك معلم معرفی می‌كرد نه یك پزشك.

او عاشق خاك ایران، دانشجوی ایرانی، و عشقی كه همواره انگیزه كارخستگی ناپذیر او عشق به خداوند بود، در دفتر خاطرات دكتر مستقیمی از قول یكی از اساتید علم آناتومی این چنین می‌خوانیم: «من همیشه با خودم می‌اندیشم آیا كسی در ایران و دنیا می‌تواند جایگزین جمال الدین مستقیمی این عاشق بی‌ادعا خاموش و یكه تاز آناتومی باشد.»



دكتر جمال‌الدین مستقیمی متولد سال 1294 هجری شمسی در قصردشت شیراز است. وی به دلیل خدمات و كشفیاتی كه منجربه تحول در این علم شده است و به دلیل 65 سال تلاش در علم آناتومی عنوان «پدر علم آناتومی ایران» را به خود اختصاص داده است.

دكتر مستقیمی بنیانگذار اولین تالارهای تشریح در بیش از هشت دانشگاه كشور بوده است كه از آن جمله تالار دانشگاه تهران قبل از تاسیس دانشگاه علوم پزشكی، تالار تشریح مشهد، تالارتشریح بابل، اهواز و ... بوده است.

وی اولین دستیار آزمایشگاهی علم آناتومی یك پزشك آمریكایی در ایران است و به گفته و گواهی بسیاری از اساتید علم آناتومی در ایران، تمام اساتید این علم در ایران یا شاگرد استاد و یا شاگرد شاگرد، استاد در ایران بوده‌اند، همچنین اولین كتاب علم آناتومی به قلم یك ایرانی توسط دكتر مستقیمی نوشته شد.


مصاحبه از مهدیار سعیدیان
تصمیم داشتم این مصاحبه را پیش از فوت استاد به دست چاپ بسپارم، اما عمر ایشان مجالمان نداد.تصمیم گرفتم در ایام فوت دكتر مستقیمی مطلب را چاپ كنم اما این ادعا كه ایرانیان مرده ها را بیشتر از زنده ها دوست دارند مرا از این تصمیم منصرف كرد. روزها از درگذشت او گذشته است. اینك مجال مناسبی است. این مصاحبه در واپسین روزهای حیات استاد انجام شده است.
مرا در منزل جانان چه امن و عیش چون هر دم
جرس فریاد می دارد كه بر بندید محملها

اشاره: پیرمرد را بارها دیده بودم، زمستان و تابستان، با قامتی خمیده و آن عصای شبرنگ كه هر روز به آهستگی از مقابل بیمارستان آریا عبور می كرد. نسبت به او احساس تحسینی توأم با احترام داشتم. نمی دانم چرا؟ شاید به خاطر آن چهره پر اراده یا شاید برای آن گامهایی كه زمانی سریع و استوار بوده و روزگار این چنین آنها را آرام كرده است. دیگران او را آقای دكتر یا استاد خطاب می كردند.

دوست داشتم بیشتر او را بشناسم تا روزی كه یكی از دوستان او را معرفی كرد. "دكتر جمال الدین مستقیمی پدر علم آناتومی ایران" نام او را پیش از این فقط شنیده و یا بر روی كتابها و اطلسهای آناتومی دیده بودم. از دیگران پرس وجو كردم تا اطلاعات بیشتری راجع به او پیدا كنم، اما مطلب چندانی دستگیرم نشد تا این كه ماهها بعد یكی از همكلاسیها پیشنهاد ملاقات با او را مطرح كرد كه استقبال دوستان را به همراه داشت.

در یك بعد از ظهر گرم تابستانی پایان مرداد 82، در حالی كه تنها یك هفته به امتحان فارماكولوژی مانده بود، به دیدن دكتر مستقیمی رفتیم، در ابتدای ورود با استقبال خانم مستقیمی (دختر كوچك استاد) مواجه شدیم.
وی ما را به اتاق آقای دكتر راهنمایی كرد، اتاقی با مبلمان ساده و دیوارهایی مملو از عكسها و لوحهای تقدیر به زبانهای مختلف، از سوی شخصیتهای گوناگون علمی، فرهنگی و سیاسی، تقدیرنامه هایی كه در ذیل آنها اسامی وزرای بهداشت در دوره های دور و نزدیك، دانشجویان و همچنین تقدیرنامه ای از سوی كنگره بین المللی آناتومیستها به پاس زحمات دكتر مستقیمی در تصحیح كتابهای مرجع sobotta و Graysanatomy مشاهده می شد. بر روی دیوار روبرو در ورودی تابلوی بزرگ نقاشی رنگ روغن از چهره استاد كه كار یكی از دانشجویان وی بود، اولین چیزی بود كه توجه همه را به خود جلب كرد. در پایین آن عكسی از مجسمه آقای دكتر و دیگر عكسهایی كه دكتر را در حین كار در سالن تشریح در كنار دانشجویان و استادان نشان می داد، قرار داشت. خود دكتر در گوشه اتاق بر روی یك صندلی راحتی نشسته بودند و در مورد عكسها و لوحهای تقدیر توضیح می دادند، وقتی متوجه شدند دانشجوی دانشگاه آزاد هستیم لوح تقدیری را نشان دادند كه از طرف نخستین دوره دانشجویان پزشكی دانشگاه آزاد اسلامی اهدا شده بود و در ادامه اشاره نمودند كه تدریس آناتومی برای دانشجویان پزشكی نخستین دوره دانشگاه آزاد بر عهده ایشان بوده است.


هنگامی كه از آقای دكتر خواستیم كه خود را معرفی كنند از دخترشان خواستند كه متن مصاحبه ایشان را با مجله كیهان كه نزدیك به ده سال پیش انجام شده بود بیاورد و هر چه ما و خانم مستقیمی به ایشان اصرار كردیم كه خود مطالب را شرح دهند بر خواسته شان پا فشاری كردند.
ایشان این گونه كلام را آغاز كردند: من در سال 1292 هجری شمسی در شیراز متولد شدم پدرم فاضل نام داشت و روحانی بود. مادرم نیز زنی بسیار مؤمن بود. دوران كودكی و نوجوانی خود را در این شهر گذراندم. پس از پایان دوره دبیرستان به دعوت مرحوم فیوضات كه در آن زمان رئیس فرهنگ شیراز بود، به تهران آمدم و در مدرسه طب كه در آن زمان دایر بود مشغول به تحصیل شدم. پزشكی در آن زمان به صورت امروزی تدریس نمی شد بلكه تنها خواص گیاهان دارویی و چگونگی درمان با آنها را آموزش می دادند.


پرسیدیم: چگونه شد كه به مشهد آمدید؟ از افرادی كه سهم بسیاری در رشد و ارتقای علمی من داشتند مرحوم دكتر امیر اعلم بود، هنگامی كه من پس از پایان دوره سربازی در كرمان برای تشكر به تهران رفتم، او گفت شما لازم نیست تشكر كنید بروید و در مشهد دانشكده پزشكی درست كنید. این گونه بود كه من در سال 1319 به مشهد آمدم. قبل از این مسأله در شهریور 1313 یعنی 4 ماه قبل از افتتاح دانشگاه تهران در آزمایشگاه تشریح به عنوان اولین كمك آزمایشگاهی، با ماهی 30 تومان به عنوان دستیار دكتر بلر (جراح بیمارستان آمریكایی تهران) انتخاب شدم و همراه ایشان شروع به فراهم كردن مقدمات تدریس كالبدشناسی و آماده كردن جسد نمودم. در هنگام تحصیل آناتومی كار من به گونه ای بود كه در موقع امتحانات وقتی نوبت من می شد استادان بدون آن كه از من امتحان بگیرند نمره 20 می دادند.


پرسیدم، آیا به كار طبابت نیز اشتغال داشتید، من 25 سال در كنار تدریس مطب داشتم، ولی بعد از مدتی احساس كردم كه با وجود مطب قادر به تدریس نیستم، این بود كه مطب را تعطیل كردم و تمام وقتم را به تدریس در دانشگاه اختصاص دادم.
و خاطرات این گونه ادامه یافت كه: در سال 1352 در یكی از روزهای تعطیل كه من در دانشكده مشغول به كار بودم یكی از دانشجویان مردودی به آزمایشگاه آمد و من را تهدید كرد. وقتی رئیس دانشگاه از این ماجرا مطلع شد، به من گفت كه در روز تعطیل در دانشكده چه می كنی؟ و از من خواست كمتر كار كنم، من هم به ایشان گفتم رؤسای تمام دانشگاهها از استادان خود می خواهند كه بیشتر كار كنند آن وقت شما از من می خواهید كمتر كار كنم! و همان روز تقاضای بازنشستگی كرده و به تهران رفتم و مشغول تدریس در بیمارستان شفا یحیائیان برای رزیدنتهای اورتوپدی شدم. البته در سال 1364 مجدداً به دانشگاه پزشكی مشهد برگشتم.
آقای دكتر مستقیمی دارای مشكلی در پای راستشان می باشند كه راه رفتن را برای ایشان دشوار می سازد، از ایشان علت را پرسیدم: در سال 1366 برای تدریس به یزد رفتم كه در یزد دچار حادثه رانندگی شدم و پس از عمل پایم كوتاه شد (دختر دكتر در توضیحات كاملتر گفتند كه چگونه عمل دكتر با بی دقتی انجام شده و باعث شد كه پای راست آقای دكتر cm10 كوتاه شود. گویا این تربیت پزشكان برای خود دكتر توفیر چندانی نداشته است)
سپس استاد به مدلهای آناتومیكی كه خود ساخته بودند، اشاره كرده و داستان ساخت جزء به جزء آنها را بیان كردند. مدلها بسیار جالب و سبك طراحی شده و اكثرشان از پارچه و كاغذ و نخ تشكیل می شدند، ولی قصد ساختن مدلهای گچی و پلاستیكیشان هم بسیار جالب بود.


سؤال كردیم از پزشكان امروز كدامیك دانشجوی شما بوده اند؟ ایشان هم پاسخی دادند كه جایی برای پرسشهای بعدی نگذاشت! هر چه دكتر در ایران وجود دارد یا شاگرد من بوده است یا شاگرد شاگرد من و یا شاگرد شاگرد شاگرد من می باشد.


از استاد خواستیم تا درباره فعالیتهای علمی، پژوهشی خود توضیح دهند. دكتر ابتدا از ابداع روش اختصاصی شان برای فیكس كردن جسد گفتند، به این صورت كه برای نگهداری جسد از پلاستیكهای ویژه كه در زمان جنگ جهانی دوم از آلمان آورده بودند استفاده كردند كه این روش پلاستریزاسیون مورد استقبال آناتومیستهای مطرح جهان قرار گرفت. سپس از صرف بودجه شخصی شان برای خرید حیوانات و بررسی سیستم عصبی آنها صحبت به میان آمد. به این ترتیب كه بر روی مغز این جانوران جراحی انجام می دادند و اثر بخشهای مختلف سیستم عصبی مركزی را بر روی اندامها ارزیابی می نمودند. سپس ایشان از چند تحقیق كه به طور رسمی به نام ایشان ثبت شده یاد كردند: اول این كه در تمام كتابها نوشته شده كه دو پیاز شامه با هم ارتباط دارند و من از سه طریق آناتومی، پاتولوژی و فیزیولوژی ثابت كردم كه اگر چه در موش بین دو پیاز شامه ارتباط است ولی در حیوانات بزرگتر و انسان بین این دو هیچ ارتباطی وجود ندارد و این مسأله در كنگره بین المللی آناتومیستها در سال 1965 مورد تأیید قرار گرفت.
تحقیق دیگر من پیدا كردن طبقه عمقی رباط دلتوئید بود كه در سال 1980 به كنگره آناتومی فرستادم. خانم مستقیمی توضیح دادند كه در مورد طبقه عمقی رباط دلتوئید با وجود آن كه آقای دكتر با دلایل قاطع علمی این مسأله را ثابت كرده بودند، اما متأسفانه تا زمانی كه از طریق كنگره بین المللی آناتومیستها این مطلب اعلام نشده بود مورد استقبال استادان آناتومی ایران قرار نگرفت. گویا ما هرگز نباید از خودمان چیزی بیاموزیم و حتماً باید علم وارداتی باشد.
حدود یك ساعت از ملاقات ما گذشته بود و ما احساس كردیم كه آقای دكتر خسته شده اند، این بود كه از دختر ایشان خواستیم رشته كلام را به دست بگیرند و خاطرات دلنشین را ادامه دهند: یك روز جسد دختری 5 ساله به دانشكده پزشكی آورده می شود. از آن جا كه جسد مناسب تشریح نبود آقای دكتر در اقدامی مبتكرانه درون تمام رگهای این جسد پلاستیك تزریق می كنند و سپس آن را درون یك وان سود (NaoH) قرار می دهند. پس از گذشت یك هفته گوشت و پوست و استخوان حل می شوند و تنها پلاستیكها به جای می ماند كه شبكه كامل عروق این دختر بچه را نشان می داده، آن قدر با دقت تزریق پلاستیك صورت گرفته بود كه حتی چهره دختر بچه قابل تشخیص بود. بعدها آقای دكتر این عمل را در مورد تمامی اعضای داخل بدن انجام دادند. البته آقای دكتر هیچ گاه سعی نكردند كه خود را مطرح كنند، مثلاً در مورد پروژه پلاستریزاسیون هنگامی كه ما از آقای دكتر خواستیم كه این روش را به نام خود ثبت كنند ایشان امتناع می كردند و شعری را با این مضمون می خواندند كه اسبی می گذرد از گذری، سودش چه كه جای سمش از طلا بود. این گونه بود كه ایشان برای ثبت این اختراع به نام خود اقدام نكردند تا آن كه در سال 1980 یك آناتومیست آلمانی آن را به نام خود ثبت كرد. یكی دیگر از خصوصیات دكتر این بود كه تحمل اشتباهات استادان جوان را نداشتند و بدون رو دربایستی آنها را اصلاح می كردند. به همین جهت پس از مدتی مشكلات زیادی برای ایشان ایجاد شد. تا استاد وادار به بازنشستگی شوند. با بازنشسته شدن آقای دكتر، دانشجویان پزشكی از تمام سالها و مقاطع اعتصاب كرده و در خیابانهای اطراف منزل آقای دكتر اجتماع نمودند كه با دخالت ساواك، دكتر مستقیمی شبانه از مشهد خارج شدند.


یكی دیگر از دوستان سؤال كرد: آقای دكتر بهترین سالهای تدریس را در كدام شهر گذراندند؟ ایشان از سال 1319 تا 1352 در مشهد تدریس می نمودند. در كنار این مسأله به دانشگاههای شهرها و كشورهای گوناگون هم می رفتند و همیشه روی این مطلب تأكید داشتند كه من به تمام كشورهای اروپایی سفر كردم ولی هیچ جایی فعالتر از دانشگاه خودمان (دانشكده پزشكی مشهد) ندیدم و هیچ یك نتوانستند چیز بیشتری به من بیاموزند. البته ناگفته نماند كه آقای دكتر تعداد 800 جسد را به طور كامل تشریح كرده اند و این یك ركورد در سطح بین المللی به شمار می آید.
حالا كه دیگر جو صمیمانه تر شده بود از دختر دكتر پرسیدیم: آقای دكتر به عنوان یك پدر چگونه هستند؟ و او پاسخ داد: گاهی اوقات كه دیگران من را همراه پدرم می بینند می گویند خدا خیرت بدهد ولی من با خود فكر می كنم كه اینها هیچ وقت نمی توانند حدس بزنند كه آقای دكتر چه پدر خوبی بوده اند، یعنی اگر آنها هم یك درصد آقای دكتر خوب باشند فرزندانشان با آنها این گونه رفتار خواهند كرد و این یك تعارف نیست. این مسأله همیشه به عنوان یك سؤال برای من مطرح بوده كه چگونه یك انسان می تواند هم یك محقق خوب و هم یك پدر خوب باشد؟ من وقتی 5/2 ساله بودم پدرم به من انگلیسی درس می داد و در 3 سالگی با درست كردن ماكت یك موشك به همراه مواد منفجره، چگونگی عمل موشك در فضا را به من آموخت و من همیشه این گونه می اندیشم كه اگر سر سوزنی مانند پدرم برای بچه هایم وقت بگذارم، آن وقت مادر خوبی بوده ام.

 

برایمان جالب بود بدانیم غیر تشریح، آقای دكتر چه كارهای دیگری هم انجام می دهند؟ كه پاسخ آن شعر بود. آقای دكتر با دكتر حمیدی شیرازی شاعر شعر مرگ قو و نیز آقای دكتر آزاد همكلاس بودند و با آنها شب شعر داشتند. از آقای دكتر خواستیم كه از شعرهای خود برایمان بخوانند ایشان هم با لبخندی سرشار از فروتنی این گونه خواندند:
من كه دایم پی تحصیل دوا می گشتم
كاش می مردم و از درد رها می گشتم
تا كه برهم زنم اركان و جواریح امور
از پی تجربه، ای كاش خدا می گشتم
از خانم مستقیمی تقاضا كردیم كه اگر خاطره ای از آقای دكتر دارند برای ما بیان نمایندو او گفت: زمانی دانشكده دندانپزشكی تصمیم به اخذ شهریه از دانشجویان می گیرد ولی دانشجویان چون توانایی مالی برای پرداخت این شهریه را نداشتند نسبت به این مسأله اعتراض می كنند دكتر هم برای دفاع از دانشجویان تمام حقوقشان را به دانشكده دندانپزشكی می بخشند. یا هنگام تدریس در دانشكده پرستاری تمام حقوق حاصل از تدریس در آن دانشكده را به كتابخانه آن جا اهدا می كردند. جالب آن كه سال 64 زمانی كه آقای دكتر برای ترمیم یكی از دندانهای خود به دانشكده دندانپزشكی می روند در آن جا استادان و دانشجویان خود را سرگرم مریضهای دیگر می كنند و به آقای دكتر توجهی نشده و مدتی معطل می شوند. استاد نیز عصبانی و ناراحت به یكی از دانشجویان دستور می دهند تا تمام دندانهایشان را بكشد، هنگامی كه آقای دكتر به منزل آمدند ما دیدیم كه فكشان پانسمان است و چون علت این كار را پرسیدیم، این گونه گفتند: چندخواهی پیرهن بر روی تن، تن رها كن تا نخواهی پیرهن و از این گونه مسایل در مورد پدرم بسیار است. آقای دكتر هنگام طبابت هیچ گاه از مریض تقاضای ویزیت نمی كردند و هر مریض در حد توانایی خود ویزیت را پرداخت می كرده است و حتی اگر بیمار وضع مالی خوبی نداشت آقای دكتر پول دارو را نیز به او می داده است.


سؤال كردیم كه شما چه ویژگی آقای دكتر را از همه بارزتر می دانید؟ و دختر پدر آناتومی ایران چنین گفت: پشتكار و خستگی ناپذیری، مثلاً ایشان برای شركت در كنگره بین المللی آناتومیستها در مسكو در عرض شش ماه به زبان روسی مسلط شدند. ایشان هنگام انجام كار فكر هیچ چیز دیگری را نمی كنند و تمركز بالایی دارند.
با شنیدن این خاطرات شیرین زمان نیز به سرعت می گذشت و ما به پایان مجلس نزدیك می شدیم. دختر استاد با بیان شیرین خود از خاطراتش با دكتر تعریف می كرد و ما حیرت زده از این همه عظمت، در سكوتی احترام آمیز گوش می دادیم. ملاقات تمام شد و در پایان عكسی به یادگار با پدر آناتومی ایران گرفتیم. عكسی كه به راستی سندی افتخارآمیز از دیدار با مردی بزرگ بود. مردی كه در عین پیشرو بودن در علم و دانش، در انسانیت هم پیشتاز بود و افسوس خوردیم. افسوس از این كه در كشور ما هنوز دانش و دانشمند مهجور مانده اند.
براستی تا كی حسادتها و باند بازیها باید افرادی چون دكتر جمال الدین مستقیمی را به حاشیه براند؟ ای كاش شاگردانی كه دكتر مستقیمی این گونه آنها را تربیت كرده بود و هر كدام اكنون پزشك موفق و مشهوری شده اند در فكر او بودند و یادی از استاد می كردند. ای كاش جامعه او را بیشتر ارج می نهاد. به واقع مگر چند نفر مانند دكتر مستقیمی به این كشور خدمت كرده اند.
به قول یكی از حاضران، اشخاص بزرگ تنها یك بار متولد می شوند، آیا ما در این یك بار آنها را به درستی در می یابیم؟ در راه برگشت به تمام پرسشهای بی پاسخ خود می اندیشیدم و شعر عارفانه استاد را زمزمه می كردم: من كه دایم پی تحصیل دوا می گشتم ...



جست و جو در سایت طب لاین
 

 

آرشیو
موضوعات
 

عمومی ( 102 )
صفرا ( 8 )
دم ( 6 )
بلغم ( 11 )
سودا ( 13 )
آب ( 20 )
آداب تغذیه ( 41 )
اخلاق پزشكی ( 19 )
اطفال و کودکان ( 36 )
بیماریهای اعصاب و روان ( 45 )
بیماری های پوست و مو، تناسب اندام، زیبایی ( 44 )
بیماریهای تنفسی، ریه ( 15 )
بیماریهای چشم ( 10 )
بیماریهای داخلی، گوش، حلق، بینی و... ( 16 )
بیماریهای دهان و دندان ( 7 )
بیماریهای زنان، نازائی، حاملگی ( 48 )
بیماریهای عفونی ( 26 )
بیماریهای غدد ، متابولیسم و ... ( 28 )
بیماریهای قلبی، خون ( 35 )
بیماریهای کلیوی، مجاری ادرار و تناسلی ( 44 )
بیماریهای گوارشی ( 48 )
بیماریهای گوناگون، سوالات متفرقه ( 43 )
بیماریهای مفاصل، استخوان ( 25 )
چای سنتی ایرانیان ( 11 )
حکمای قدیم ( 22 )
حکمای جدید ( 37 )
داروهای گیاهی ( 42 )
درمان های سنتی ( 54 )
روغن ( 7 )
زناشویی و جنسی ( 70 )
ظروف ( 7 )
عسل ( 11 )
عوامل محیطی ( 25 )
غذاهای سالم ( 38 )
فراورده های گیاهی ( 23 )
لباس و پوشش ها ( 9 )
مبانی طب سنتی ( 61 )
مزاج شناسی ( 61 )
مواد غذایی سالم ( 70 )
مواد غذایی ناسالم ( 72 )
مزاج محل سکونت ( 3 )
نان ( 2 )
نمک ( 5 )
محصولات ( 49 )

آخرین مطالب ارسالی
 

10بیماری نادر و عجیب در دنیا
پرتقال تامسون بر DNA بدن تاثیر داشته و ساختار آن را تغییر می‌دهد
تتراسایکلین به قدرت باروری مردان زیان می رساند و موجب بدتر شدن کار کلیه ها می شود.
سن ابتلا به دیابت در ایران 15سال پایین‌تر از میانگین جهانی است
مواد طبیعی، ناراحتی های استخوانی، مفاصل، اعصاب، یبوست
به خاك سپردن مو و ناخن
ترفند چای!
سرطان زایی چیپس سیب زمینی تأیید شد
درمان دیابت
ضد عفونی آب با لیموترش؟
درمان
تاثیر خوردن آجیل بر چاقی یا لاغری
شروعی بهاری برای نظام طب سنتی
اینترنت مغزمان را نابود می‌كند!
اعتدال مزاج بین اعضاى بدن‏
اتفاق عجیب برای یك نوجوان پس از پیوند عضو
ورم های بدن خبر از بیماریهای كبد می دهد
70 درصد بیماران بستری در تهران شهرستانی هستند
پرونده توقیف ۳۰۰ تن گوشت فاسد منتظر نظر آزمایشگاه است
چند ماده غذایی که باعث تضعیف استخوان می شوند
اشاره قرآن به پس گرفته شدن مواد زاید جنین توسط رحم
فیس‌بوک و اختلالات غذایی
چه‌وقت مسواک نزنیم؟
مصرف کشمش به پایین آوردن فشار خون کمک می کند
ایران کشور پر مصرف در زمینه دارو در دنیا
نفوذ گروه‌هایی خاص کنترل دخانیات را معطل گذاشته است
درمان چاقی و لاغری از دیدگاه مزاج شناسی
روغن هسته انگور و چای سبز باعث کم خونی می شود
شربت زرشک
طرز تهیه ی کباب بختیاری
لیست کامل مطالب ارسال شده

 

نویسندگان
پیوندها
ابر برچسب
بیمار : دکتر گوشم درد میکند
در 2000سال پیش از میلاد:
-بیا این ریشه گیاهی را بخور.
در1000سال پیش از میلاد:
-آن ریشه نجس است.این دعا رابخوان.
در 1850سال پس ازمیلاد:
-آن دعا خرافات است.این معجون را بخور.
در1940سال پس از میلاد:
-آن معجون سمی است.این قرص را بخور.
در 1985سال پس از میلاد:
-آن قرصها موثر نیست.این آنتی بیوتیک را بخور.
در 2000سال پس از میلاد:
- آن آنتی بیوتیکها مواد مصنوعیند.این ریشه گیاهی را بخور!
 

All Right Reserved By tebLine  
استفاده از مطالب طب لاین با ذکر منبع و در جهت احیای فرهنگ تغذیه سالم و سلامت حقیقی بلامانع است