*پاسخگویی به سوالات فقط از طریق ایمیل سایت ظرف 48 ساعت از ارسال سوال انجام می شود
*جهت تسهیل در دسترسی به محتوای سایت می توانید از منوی موضوعی زیر استفاده کنید
موضوعات
 

عمومی ( 102 )
صفرا ( 8 )
دم ( 6 )
بلغم ( 11 )
سودا ( 13 )
آب ( 20 )
آداب تغذیه ( 41 )
اخلاق پزشكی ( 19 )
اطفال و کودکان ( 36 )
بیماریهای اعصاب و روان ( 45 )
بیماری های پوست و مو، تناسب اندام، زیبایی ( 44 )
بیماریهای تنفسی، ریه ( 15 )
بیماریهای چشم ( 10 )
بیماریهای داخلی، گوش، حلق، بینی و... ( 16 )
بیماریهای دهان و دندان ( 7 )
بیماریهای زنان، نازائی، حاملگی ( 48 )
بیماریهای عفونی ( 26 )
بیماریهای غدد ، متابولیسم و ... ( 28 )
بیماریهای قلبی، خون ( 35 )
بیماریهای کلیوی، مجاری ادرار و تناسلی ( 44 )
بیماریهای گوارشی ( 48 )
بیماریهای گوناگون، سوالات متفرقه ( 43 )
بیماریهای مفاصل، استخوان ( 25 )
چای سنتی ایرانیان ( 11 )
حکمای قدیم ( 22 )
حکمای جدید ( 37 )
داروهای گیاهی ( 42 )
درمان های سنتی ( 54 )
روغن ( 7 )
زناشویی و جنسی ( 70 )
ظروف ( 7 )
عسل ( 11 )
عوامل محیطی ( 25 )
غذاهای سالم ( 38 )
فراورده های گیاهی ( 23 )
لباس و پوشش ها ( 9 )
مبانی طب سنتی ( 61 )
مزاج شناسی ( 61 )
مواد غذایی سالم ( 70 )
مواد غذایی ناسالم ( 72 )
مزاج محل سکونت ( 3 )
نان ( 2 )
نمک ( 5 )
محصولات ( 49 )

پرسش و پاسخ

چای سبز و سیاه دو چیز متفاوت نیستند
قبل از هر چیز فراموش نکنید که چای سبز و سیاه دو چیز متفاوت نیستند و هر دو یکی هستند. تنها چای سیاه فراوری شده چای سبز است و مضرات بیشتری را با خود به ارمغان می آورد.
 
مختصری از مضرات چای سبز و سیاه:
1 - ایجاد اعتیاد
2- ضعف اعصاب
3- اختلال در سیستم گوارشی
4 - اختلال در جذب آهن
5- کاهش بازدهی کلیه در دفع سموم بدن
6- ضعف کبد
7- افزایش احتمال سکته قلبی
8- گشاد شدن دهلیز های قلب
9- افزایش احتمال ابتلا به فشار خون

نوشته : درمان آنلاین در 1390/02/5 نظرات ( ) - لینک مطلب
درمان طبیعی سالک

غذای پخته استفاده نشود و در روز 5-6 حبه سیر خورده شود. سیر حاوی ماده ای به نام آلیسین است كه ضد میكروب است و در عرض یكی دو ماه بهبودی حاصل شده و جای زخم هم نمی ماند.


نوشته : درمان آنلاین در 1390/02/4 نظرات ( ) - لینک مطلب
این بیماری ها ارمغان لامپهای کم مصرف است

رئیس اداره بهداشت پرتوهای وزارت بهداشت هشدار داد: لامپهای کم مصرف فلورسنت فشرده (CFL) که اکنون به گستردگی در کشور مصرف می‌شوند، به علت نشت اشعه ماورا بنفش بیماری پوستی و چشمی به وجود می‌آورند و بخار جیوه آن نیز در صورت شکستن موجب بروز بیماریهای عصبی می‌شود.

علی گورانی در گفت و گو با فارس، افزود: مکانیزم تولید نور در لامپهای فلورسنت فشرده یا CFL که در بین مردم به لامپهای کم مصرف معروف شده اند تحریک الکتریکی بخار جیوه است.

وی گفت: بخار یا اتم جیوه در صورت تحریک الکتریکی اشعه ماورا بنفش تولید می‌کند و این اشعه بعد از برخورد با فلورسنت که به صورت یک لایه پودر روی لامپ قرار دارد به نور مرئی تبدیل می‌شود.

این متخصص بهداشت محیط اضافه کرد: در این فرآیند تولید نور دو خطر مهم وجود دارد اول اینکه به هر علت از جمله کیفیت پایین لامپ، اندود نشدن کامل سطح لامپ با پودر فلورسنت یا هر دلیل دیگری اشعه ماورا بنفش از لامپ نشت کند که بسیار خطرناک است و بیماری‌های پوستی و چشمی را برای افراد به دنبال دارد.

گورانی گفت: به همین علت توصیه می شود تا جای ممکن از لامپهای فلورسنت فشرده که شبیه لامپهای مهتابی قدیمی اما فشرده شده هستند، کمتر استفاده شود و در صورتی که استفاده می شود نیز فاصله فرد تا لامپ همواره بیشتر از 30 سانتی متر باشد و هرگز برای مطالعه نباید از این لامپها استفاده کرد.

رئیس اداره بهداشت پرتوهای وزارت بهداشت خاطرنشان کرد: بررسی‌ها نشان داده است که در موارد بسیاری لایه فلورسنت در این لامپها به طور کامل مالیده نشده است یا قسمتی از آن کاملاً پوشیده نشده است و به هر حال به علت کیفیت برخی از این لامپها احتمال نشت اشعه ماورا بنفش بالاست.

وی گفت:‌ تهدید دیگر مهم این لامپها استفاده از بخار جیوه است، جیوه یک فلزسنگین خطرناک است که نشت آن در محیط موجب بروز بیماریهای عصبی می‌شود، البته تا زمانی که این لامپها شکستگی نداشته باشند احتمال نشت بخار جیوه وجود ندارد اما در صورت شکستن باید پروتکل جمع آوری و ایمنی به درستی توسط مردم رعایت شود که متأسفانه این پروتکل نیز در کشور ما آموزش داده نشده و عملیاتی نشده است.

گورانی گفت: بخار جیوه توسط ریه که جذب بالایی هم دارد به سرعت جذب می‌شود و به خصوص برای مادران باردار و کودکان بسیار خطرناک است و موجب بروز بیماریهای عصبی می‌شود.

وی ادامه داد: این لامپها هرگز نباید شکسته شوند و در صورتی که این اتفاق افتاد باید بلافاصله در و پنجره ها باز کرد تا غلظت بخار جیوه در محیط کم شود و بعد از مدتی بدون استفاده از جارو برقی با دستکش یابد ابتدا تکه‌های بزرگ و بعد تکه های کوچک آن را جمع آوری کرد و پودر فلورسنت آن هم که بیماری زاست باید با یک حوله خیس جمع‌آ‌وری شود.

گورانی گفت:‌ استفاده از جاوربرقی برای جمع کردن لامپهای فلورسنت شکسته به علت خروج هوا از قسمت عقب جاروبرقی موجب پراکندگی پودر فلورسنت در هوا می‌شود که تنفس آن بسیار خطرناک است و می تواند سرطان زا باشد.

وی افزود: باز هم تأکید می‌کنیم که سم جیوه در این لامپها حاوی ماده خطرناک نوروتوکسین است که عامل بیماریهای عصبی خطرناک است.

این کارشناس بهداشت محیط اضافه کرد:‌ متأسفانه به علت تأخیر آموزش بعد از ورود تکنولوژی در کشور، آگاهی مردم از این خطرات کافی نیست، پروتکل جمع آوری این لامپها نیز در کشور نداریم و به علت پرداخت یارانه از سوی دولت برای این لامپها با مصرف بالا و به همین نسبت خطرات بالای این نوع لامپها در جامعه مواجه هستیم.

گورانی گفت: در زمان ورود این تکنولوژی به کشور خطرات آن از سوی وزارت بهداشت گوشزد شد اما به هر علت از جمله مسائل اقتصادی مورد توجه قرار نگرفت.

وی ادامه داد: البته قطعاً جایگزینی این لامپها با لامپهای رشته ای قدیمی کار عاقلانه‌ای نیست زیرا لامپهای رشته‌ای قدیمی بیش از نور، گرما تولید می‌کنند و از نظر اقتصادی هیچ توجیهی ندارند.

رئیس اداره بهداشت پرتوهای وزارت بهداشت گفت: بهترین جایگزین فعلی برای این لامپها، لامپهای LED است که هیچکدام از این خطرات و مشکلات را ندارند و بسیار کم مصرف تر از لامپهای فلورسنت هستند و مصرف آنها در حد 2 تا 3 وات است.

وی گفت: این لامپها بخار جیوه و ماده فلورسنت ندارند و بر اساس تکنولوژی نزدیک کردن دیود های ید به هم عمل می کنند و باید دولت فعلاً یارانه لامپها را به این سمت ببرد ضمن اینکه قطعاً در آینده نزدیک لامپهای با تکنولوژی های جدیدتر و پیشرفته تر نیز وارد بازار می‌شود.

انتهای خبر/ قدس آنلاین

نوشته : درمان آنلاین در 1390/01/29 نظرات ( ) - لینک مطلب
منابع زیربنایی بحث (از کتاب 15 روز تا سلامتی جمشید خدادادی)


 

منابعی كه در این تحقیق مورد استفاده قرار گرفته است عبارت است از:

 

1- قرآن كریم: با چندین بار بررسی و مرور آیات آن معلوم شد كه بیش از 300 آیه از آیات آن در مورد تغذیه است، و از این رو می توان این كتاب را یكی از ارزشمندترین كتاب های تغذیه دانست؛ زیرا علاوه بر معجزه بودن آن، دقیقا مسائل مربوط به تغذیه را فوق العاده جالب بیان می كند.

 

2- طب قدیم: این طب از این نظر قابل ارزش است كه در مورد علت بیماری ها تحقیق و بررسی می كند و جالب تر این كه غذاهایی را بیان می كند كه  در پیشگیری و یا كنترل بیماری ها نقش اساسی دارند. از جمله، بیماری های آرترید روماتوئید است كه امروزه واقعا درمانی برای آن شناخته شده نیست، ولی طب قدیم علت به وجود آمدن و درمان را بیان می كند. به عنوان مثال، ماده ی غذایی كه این بیماری را تشدید می كند «ماست» است كه توضیح آن در فصل بعدی خواهد آمد.

 

3- طب جدید: این طب كمك فراوانی در بررسی و شناخت بیماری ها و چگونگی درمان آن ها نموده است. جای بسی تشكر و قدردانی از پزشكان محقق است كه شب و روز وقت خود را در آزمایشگاه ها صرف می كنند و به طور كلی، كسانی كه برای نجات بشریت كار و كوشش می كنند افراد با ارزشی هستند، و خداوند متعال به آنان جزای خیر عنایت فرماید. یكی از حسن های طب جدید بررسی اندام انسان به طور دقیق و جزء به جزء است یعنی مطالعه ی سلول ها است. و كارهای جالبی را كه در پیشگیری بیماری ها انجام داده قابل تقدیر است و به نظر نگارنده، طب جدید امروز، در پیشگیری از بیماری ها موفق تر از درمان آن ها بوده است.

 

          با تركیب این سه منبع، طب جدیدی به نام «طب اسلامی» و یا «طب قرآنی» به وجود می آید كه مبتكر آن، این حقیر است. نگارنده آمادگی دارد اصول این طب را در مراجع ذی صلاح عنوان كنم و افراد صاحب نظر آن را مورد بررسی قرار دهند و نتایج آن را در عمل ببینند.

 

حال این روش چگونه نتیجه می دهد؟ به عنوان مثال، بیمارانی كه دچار میگرن هستند، به مدت یك هفته در محل خاصی گرد آمده و این روش را آزمایش كنند بعد از یك هفته، پزشك مسؤول بررسی نماید اگر بیماران اظهار داشتند كه دیگر سردرد ندارند، قبول كنند و در غیر این صورت، خط بطلانی بر روی آن بكشند. البته میگرن را به عنوان نمونه عرض كردم كه بسیاری از خانم ها دچار این ناراحتی هستند.

 

از نظر بنده،‌علت این بیماری مشخص است و در واقع، درمان آن ، برطرف كردن علت است و این امر از طریق عوض كردن نوع تغذیه ی بیمار ممكن است . البته این مساله ارتباطی به پزشكی ندارد كه دخالت در آن به حساب آید؛ زیرا از نظر پزشكی، علت میگرن مشخص نیست و باید صبر كرد تا در پرتو پیشرفت علم پزشكی،‌علت آن كشف شود. به هر حال به عنوان مثال،‌اگر به شخصی بگوییم شما چای ننوشید و به جای آن، شربت عسل میل كنید، آیا این امر دخالت در امر پزشكی است؟! به نظر این حقیر اگر بنده ی غیر پزشك دارویی مانند استامینوفن یا بروفن را برای بیماری تجویز كنم، این دخالت در امر پزشكی است؛ زیرا در امری دخالت كرده ام كه صاحب نظر نیستم و این دوره ها را نگذرانده ام و باید جوابگو باشم.

 

ولی اگر به فردی گفتم به جای سس در سالاد از لیمو ترش تازه و روغن زیتون استفاده كند، كجای این مساله دخالت در امر پزشكی است؟ و یا غذا را با جای سرخ كردن،‌به روش بخار پز تهیه كنید و به جای تغذیه از تفاله های سویا، از مغز بادام خام استفاده نمایید،‌آیا این دخالت در امر پزشكی است؟ اگر بیان این مطالب فوق العاده ساده و بدیهی جرم است پس بنده مجرم هستم و باید به سزای عمل خود برسم. كدام منطق سسی را كه با زرده ی تخم مرغ ساخته می شود و مقدار زیادی كلسترول در آن وجود دارد، و برای افرادی كه ناراحتی های قلبی و عروقی دارند می گوید خوب است و روغن زیتون و لیموترش تازه مضر است؟ مگر متخصصین تغذیه بر روی سس صحه نمی گذارند؟ به هر حال هدف نگارنده از نگارش این كتاب به ویژه با توجه به هزینه های فوق العاده سنگین درمان – پیشگیری از بیماری ها و زمینه سازی برای سلامتی همه ی انسان ها است. به امید آن روزی كه همه ی انسان های روی كره زمین سالم و شاداب باشند.

 

كسانی كه مطالعاتی در طب قدیم دارند، اگر آشنا به طب جدید باشند، به راحتی می توانند طب قدیم را بیان كنند تا قابل استفاده برای پزشكانی باشد كه شوق تحقیق در سر دارند و به نفع بشریت در تلاش و كوشش هستند. لازم به ذكر است كه با توفیق و یاری خداوند بزرگ و در راستای تحقق بخشیدن به همین مساله مهم ، یعنی طرح و بیان مسائل طب قدیم سرزمین خودمان نگارنده از سال ها پیش مطالعاتی را آغاز كرده كه مبنای آن این دو حدیث زیر بوده است:

 

«معده خانه ی همه ی بیماری هاست و امساك و كم خوری در رأس همه ی داروهاست

 

«هر كس خود را بشناسد، پروردگار خویش را خواهد شناخت

 

          در این راستا، حدیث نخست كه در ارتباط با منشا بیماری های انسان، و حدیث دیگر در باب خودشناسی و خداشناسی است، انگیزه ی جالبی را در من ایجاد نمود و بصیرت خاصی به من بخشید. ان شاء الله به زودی نتایج این مطالعات با عنوان كلید ورود به طب قدیم در دسترس دوستداران و به ویژه پزشكان قرار خواهد گرفت.

 

رعایت اخلاص و منطق در بیان

 

          در هر بررسی  و تحقیقی به ابزاری به نام اخلاص و منطق در بیان نیازمندیم تا حق مطلب بدون هر گونه تعصب بیان شود. باید سعی كنیم واقعیت ها را به درستی كشف و بیان كنیم و اگر انتقادی وارد است، با دیده ی منت بپذیریم و خود و مطالعات خویش را ان شاءالله اصلاح كنیم.

 

          دو كلمه ی «اخلاص» و «منطق در بیان» از زینت های انسان های آزاده است. این دو امر موجب می شود كه انسان در هدف خود موفق شود و آثار مفیدی را از خود به جای بگذارد كه در هدایت و سلامت انسان ها نقش به سزایی خواهد داشت، و جامعه را به اهداف عالیه سوق خواهد داد. اگر بخواهیم دقت كنیم، می بینیم كه خصوصیات یاد شده جزء فطرت آدمی است و در نهایت، انسان ها را به جانب خدا سوق می دهد و این امر از الطاف الهی به بندگان خویش است. هدف از بیان اخلاص و منطق – همان طور كه قبلا عرض شد – افرادی در جوامع بشری هستند كه متحمل زحمات زیادی شده اند و خود را فدای جامعه و انسانیت كرده اند. این افراد دارای ارزش ذاتی بوده و فی نفسه قابل احترام هستند كه بنده دین خود را می توانم چنین ادا كنم كه از پزشكان و زحمتكشان جامعه ی انسانی تشكر كنم و به آن ها عرض كنم كه خسته نباشید و اجرتان با خدا.

 

          طب جدید مرا در تبیین طب قدیم و نیز توضیح و تبیین آن دسته از آیات قرآن كریم كه در باب بهداشت و تغذیه ی انسان است، فوق العاده یاری نموده و می توانم چنین بگویم كه در رسیدن به حقیقت، مدیون طب جدید هستم؛ زیرا طب قدیم در گذشته مجهز به آزمایشگاه و میكروسكوپ نبوده است. همان گونه كه پیش از این بیان شد،‌اهمیت طب قدیم در بررسی علت بیماری ها است و این خود جای بسی تقدیر و تشكر است. ویژگی جالب تر طب قدیم این است كه تاثیر غذاهای بر روی اندام ها و بهبودی و یا بیماری آن ها را دقیقا بیان می كند.

 

          پس انسان آزاده باید اخلاص را پیشه ی خود نماید و زحمات دیگران را به حساب خود نگذارد و از آنان به عنوان انسان های متعالی و بزرگ یاد نماید. از جمله ی این افراد ابوعلی سینا است كه در آن زمان، حتی بیماران روانی را با موسیقی درمان می كرد و قدرت تشخیص بسیار بالایی داشت؛ قدرت تشخیصی كه فقط از الطاف الهی می تواند باشد و بس. و یا امروزه پزشكان محققی هستند كه متحمل زحمات زیادی می شوند و عملشان قابل تقدیر است؛ از جمله ی آنان پزشك انسان دوستی مانند آلبرت شوایتزر است كه زندگی خود را صرف كمك به افراد نیازمند كرد؛ خدایش غریق رحمت نماید. و یا دیگر پزشكان و یا شیمی دان ها و زیست شناسانی كه به بشریت خدمت نمموده اند و تلاش های آنان قابل تقدیر است، مانند پاستور،‌كخ و سایر دانشمندان.

 

          علم پزشكی علمی است تجربی و منطقی و بنابراین، نمی تواند عاری از منطق باشد. به عنوان مثال، توجه خوانندگان گرامی را به بیماری آرترید روماتوئید كه در صورت پیشرفت،‌عوارض جبران ناپذیری مانند انحراف مفاصل از خود به جای خواهد گذاشت جلب می كنم. قبل از بیان علت این بیماری، باید به یك مساله ی فلسفی توجه شودو آن یان كه در جهان آفرینش هیچ پدیده ای خود به خود به وجود نمی آید، مگر آن كه علتی داشته باشد، بیماری ها نیز از این قانون نمی توانند مستثنا باشند؛ زیرا بیماری به عنوان یك پدیده، معلول است و مسلما علتی دارد.

 

          معمولا این بیماری را به دو نوع اصلی تقسیم می كنند: یكی آن كه عامل آن بالا بودن «ای اس آر» (ESR) است و دیگر آن كه عامل آن ناشناخته است و آن را نوع مخفی می نامند و بیمار دچار دردهای شدیدی می گردد.

 

          طب جدید دلیل قانع كننده ای برای بروز این بیماری عنوان نمی كند و آن را اتوایمیون می نامد. علت اصلی این بیماری افزایش ایتروسیت های بدن است. ایتروسیت یكی از گویچه های قرمز بدن است كه در سیستم خون محیطی جریان دارد.

 

          طب قدیم علت بروز این بیماری را به راحتی و به صورت منطقی بیان می كند. این طب سیستم لنف را بلغم می نامد و غذاهایی كه آن را فعال می كند بیان می نماید. در عمل می بینیم كه چقدر جالب و راحت علت این بیماری خطرناك امروزی را بیان می كند. ماست یكی از مواد غذایی است كه این سیستم را فعال می كند و در پرتو آن، این گویچه ها پس از تكثیر فراوان از بین می روند و در مفاصل رسوب می كنند. افرادی كه دچار این نوع بیماری هستند معمولا عامل رسوب كمپلكس «Ag-Ab» در آن ها بالا است. پزشكان امروزه دارویی را كه از كورتیكوستیروئیدها تشكیل شده و آن را كورتون می نامند برای این بیماران تجویز می كنند. حال اگر بخواهیم با این مساله منطقی برخورد نماییم، چنین سوال هایی در ذهن پیش می آید.

 

اولا: كورتون یكی از ترشحات غددد فوق كلیوی است و برای تنظیم متابولیسم بدن ترشح می شود و كم یا زیاد شدن این مواد به هر دلیلی، انسان را دچار عدم تعادل و بیماری می كند.

 

ثانیا: آیا با تجویز این دارو عملا ترشحات غدد فوق كلیوی را زیاد نكرده ایم و ناامنی در بدن بیمار به وجود نیاورده ایم و بیمار را دچار هیپركورتیكوستیروئید نكرده ایم؟ بگذریم كه در صورت مصرف مداوم این دارو چه عوارضی ناگواری برای بیمار به وجود می آید! مسوول این عوارض كیست و چه باید كرد؟

 

          اكنون باید دید ماست یا ترشی جات خانگی چگونه باعث این بیماری می شوند؟ اكنون در این جا، به طور مختصر به علت آن اشاره می كنیم و به خواست خداوند در آینده، توضیح كامل آن را بیان خواهم كرد.

 

          طب قدیم به چهار عنصر معتقد است: آتش، هوا، آب و خاك، و برای هر كدام مزاجی را قائل است. آتش گرم و خشك، هوا گرم و تر، آب سرد و تر، و خاك سرد و خشك است. طب قدیم هم چنین برای غذاها مزاج های مختلفی قائل است، از جمله ماست را سرد و تر می داند كه مصرف كردن آن سیستم لنف را فعال نموده و در نتیجه ی آن، گویچه های سفید افزایش پیدا می كند و در نهایت، پس از بین رفتن، در مفاصل رسوب می كنند و موجب بروز این بیماری می شوند. پزشكان محترم، به خصوص پزشكان متخصص روماتولوژی می تواند برای اطلاع خود، از نوع تغذیه ی بیمار سوال نمایند. معمولا این افراد از لبنیات و ترشی جات و به طور كلی، غذاهای سردی بخش كه در آینده راجع به آن ها مفصلا بحث خواهیم كرد، زیاد استفاده می كنند.

 

          پس سعی كنیم كه همیشه در برخوردهایمان اخلاص و منطق را در نظر بگیریم و هیچ گاه عناد نورزیم و چیزی كه نمی دانیم به حساب اتوایمیون یا انقلاب بدن علیه خود نگذاریم.

 

          در این راستا، به بیماری های متعددی كه مورد بررسی قرار گرفته و نتایج جالبی از آن به دست آمده اشاره می كنیم:

 

1- بیماری های تنفسی

 

2- بیماری های پوستی

 

3- بیماری های قلبی

 

4- بیماری های كلیوی

 

5- بیماری های مغز و اعصاب

 

6- بیماری های گوارشی

 

7- بیماری های استخوانی

 

8- بیماری های زنان و زایمان و نازایی

 

9- بیماری های خونی

 

10- بیماری های چشمی

 

11- بیماری های ضعف جنسی و كمبود اسپرم

 

12- بیماری های كبدی

 

13- بیماری های غدد

 

14- بیماری های دیابت

 

15- انواع سرطان ها

 

16- انواع آلرژی ها

 

17- رژیم های لاغری

 

          هدف ما در این كتاب بیان انواع گوناگون بیماری ها و راه درمان آن ها نیست؛ زیرا صحبت در این مقوله به درازا می انجامد و از حوصله ی این نوشتار بیرون است؛ بلكه هدف بیان چگونگی پیشگیری است. پیشگیری در واقع مهم تر از درمان است و هزینه های آن چنانی هم در بر ندارد؛ این در حالی است كه درمان ممكن است هزینه های سنگینی را به دنبال داشته باشد،‌مانند هزینه های مربوط به جراحی،‌شیمی درمای، رادیوتراپی و غیره.

 

          و به خواست خداوند در نظر است كتابی جداگانه در شناسایی انواع بیماری ها و راه های بهبود آن ها به رشته ی تحریر در آورم.

 

          نكته ای كه در مورد بیماری ها می توان بیان كرد این است كه هر بیماری توسط علتی به وجود می آید كه امروزه از نظر طب مدرن و یا طب روز، بعضی از آن ها علت مشخصی ندارد یا هنوز شناخته نشده و یا اتوایمیون است.

 

          ولی اگر بخواهیم این مسائل را دقیقا بررسی نماییم  هر معلول زاییده ی علتی است و بیماری هم یك نوع معلول است پس علتی وجود دارد. باید سعی شود علت بیماری ها مشخص شود تا درمان آن ها راحت تر صورت بگیرد. بهترین درمان از بین بردن علت است نه مبارزه با معلول.

 

          در جریان غذا درمانی، اولین مساله ای كه باید مشخص شود علت بیماری ها است بعد درمان آن ها، و تا زمانی كه علت یك بیماری مشخص نشود،‌معمولا درمان آن به خوبی صورت نمی گیرد.

 

          ممكن است سوال شود كه چگونه می توان بدون آزمایش و نمونه برداری علت بیماری ها را مشخص كرد؟ در جواب عرض می شود از زبان، چهره و كف دست بیمار و نیز از نوع تغذیه ی او می توان به علت برخی از بیماری پی برد.

 

به عنوان مثال، علت اگزمای كودكان كه از نظر پزشكی مدرن تا به حال مشخص نشده، از نظر غذا درمانی ، هم دارای علتی مشخص است و هم درمان ساده ای دارد. كارشناس غذ درمان از طریق رژیم غذایی مناسب، علت بیماری را برطرف می كند و این بهترین درمان است. وی در این نوع درمان، هیچ گونه دخالتی نیز در امر پزشكی نمی كند؛ زیرا كارشناس غذا درمان هیچ دارویی تجویز نمی كند بلكه فقط نوع غذای بیمار را عوض می كند.

 

در این جا باز سوالی پیش می آید كه آیا تغذیه درمانی  وظیفه متخصصین تغذیه است یا غیرمتخصص؟ در پاسخ این سوال می توان پرسید كدام یك از متخصصین تغذیه در كل جهان بدین روش كار می كنند؟ و در كدام دانشكده های تغذیه چنین روشی تدریس می شود؟ و كدام متخصص تغذیه می تواند به جای انسولین برای افراد مبتلا به دیابت و یا سایر بیماری ها فقط غذا تجویز كند و دستور قطع انسولین بدهد؟

 

لازم به ذكر است كه در دانشكده های تغذیه، اصلا غذا به جای دارو تجویز نمی شود و متخصصان تغذیه درمانی در مورد غذا مطالب كاملی نمی خوانند تا بتوانند چنین كاری انجام دهند!

          سوال جالب تری دوباره پیش می آید و آن این كه شما كه نه پزشك هستید و نه تغذیه خوانده اید،‌پس این صحبت ها چیست!؟

 

در جواب باید گفت سوال به جایی است، ولی مگر باب تحقیق را بسته اند؟ مگر ابوعلی سینا در كدام دانشكده ی طب و تغذیه تحصیل كرده بود؟ و چه كسی به ایشان مدرك پزشكی داده بود؟ مگر او در دانشكده ی تغذیه تحصیل كرده بود كه در مورد غذا نظر می داد؟ او چگونه درمان می كرد و به چه مجوزی تغذیه را نسخه می كرد؟

 

بنده هم همین روش را پیش گرفته ام و مطالعات وسیعی را انجام داده و بدن خود را آزمایشگاه قرار داده ام. و مهم تر آن كه بسیاری از این مطالب لطف و عنایت خداوندی است. آیا عوض كردن غذای روزمره دخالت در امر پزشكی است و به ویژه آن هم بدین صورت كه در هیچ دانشكده ی تغذیه چنین روشی مرسوم نیست؟ متخصصین تغذیه امروزه بیش تر به وزن و كالری مواد و ویتامین ها می پردازند و اصلا صحبتی از درمان نمی شود. پزشكان محترمی كه در طول دوره ی تحصیلات دانشگاهی خود تنها دو واحد تغذیه می گذرانند، چگونه می توانند در امر تغذیه صاحب نظر شوند و غذاهای مناسب را به بیمار درمانده تجویز كنند؟! می گویند تغذیه ربطی به بیماری ندارد، آیا این سخن صحیح است؟ مگر در بدن ما قانون شیمی آلی و بیوشیمی حاكم نیست؟ مگر تعادل اسید و باز حكومت نمی كند؟! این مسائل مگر علتی غیر از علت تغذیه دارد؟ بعضی از غذها اسیدی، و بعضی دیگر قلیایی است، مگر غیر از این است؟ مگر همان طور كه قبلا عرض كردم، بدون غذا می توان زنده بود و به زندگی ادامه داد؟!


نوشته : طب در 1390/01/13 نظرات ( ) - لینک مطلب
معرفی کتاب عسل درمانی
asal


در این کتاب ضمن آشنایی با انواع عسل و ترکیبات و خواص آن، در 22 فصل، با علل انواع بیماری و درمان آنها  آشنا خواهید شد.


در این کتاب آنچه در شناخت علل بیماری ها و درمان آن ها آمده است، حاصل بیست سال تحقیق و مطالعه و استفاده از علوم قرآنی و طب قدیم و طب نوین و آزمایش های مکرر بر روی انسان است.

همچنین نگارنده سعی کرده است تا مطالبی را در مورد عسل بیان کند که بارها و بارها تجربه شده و در درمان بیماری ها شگفتی ایجاد کرده است. امید است تا در زندگی از شگفتی های این ماده ی معجزه آسا بهره مند شوید و به لطف الهی از داروهای شیمیایی که اثرات جبران ناپذیری دارند رها شوید.

دوست دارم آموخته ها و تجربه هایم را با کمال میل و رغبت در اختیار جمیع بندگان خدا قرار دهم و شاهد سلامتی همه انسان ها باشم. از همه خوانندگان نیز درخواست میکنم که با استفاده از این کتاب، اگر به نتیجه رسیدند، آن را صادقانه در اختیار همنوع خویش قرار دهند و شاهد سلامت آنان باشند.


و کسانی که در راه ما کوشیده اند، به یقین راه های خود را بر آنان می نماییم

و در حقیقت خدا با نیکوکاران است (عنکبوت/69)


عناوین فصل ها:

فصل اول: زنبور عسل، حشره ای شگفتی آفرین

فصل دوم:عسل و بیماری ها

فصل سوم:علل بیماریها در انسان

 

فصل چهارم: بیماری های عفونی

فصل پنجم: بیماری های هورمونی

فصل ششم: سرطان

فصل هفتم: بیماری های زنان

فصل هشتم: بیماری دیابت

فصل نهم: بیماری های سیستم گوارش

فصل دهم: بیماری های انگلی روده

فصل یازدهم: بیماری های کبدی

فصل دوازدهم: بیماری های خونی

فصل سیزدهم: بیماری های سیستم ایمنی

فصل چهاردهم: بیماری های مغز و اعصاب

فصل پانزدهم: بیماری های اورولوژی

فصل شانزدهم: بیماری های قلبی

فصل هفدهم:بیماری های پوستی

فصل هجدهم: بیماری های استخوان

فصل نوزدهم: بیماری های چشمی

فصل بیستم: بیماری های گوش و حلق و بینی

فصل بیست و یکم: آلرژی ها

فصل بیست و دوم: بیماری های اعصاب و روان


نوشته : درمان آنلاین در 1390/01/5 نظرات ( ) - لینک مطلب
کرم‌های دورچشم در رفع چروک‌های پوستی تاثیر بسیار کمی دارند
یک متخصص پوست و مو :

مصرف سیگار و عدم استفاده از آفتاب در ردیف عوامل اصلی ایجاد چروک‌های پوستی در میان زنان جوان قرار می‌گیرند.

به گزارش سرویس علمی فناوری جام نیوز(6 ژانویه / 16 دی)، یک متخصص پوست و مو با بیان این که کم خوابی موجب افزایش چروک‌های پوستی می‌شود، عنوان کرد: متاسفانه امروزه، مصرف سیگار و عدم استفاده از آفتاب در ردیف عوامل اصلی ایجاد چروک‌های پوستی در میان زنان جوان قرار می‌گیرند.
به نوشته ایسنا، وی، با بیان اینکه پوست دور چشم، نازک‌ترین بخش پوست و دارای کمترین چربی بافت پوستی است، اظهار کرد: به همین خاطر پوست دور چشم بیش از بخش‌های دیگر پوست در بدن مستعد چروک شدن است.
وی در ادامه به تبیین دلایل چروک شدن پوست اطراف چشم پرداخت و عنوان کرد: افزایش سن که یک امر همگانی و اجتناب ناپذیر است، استفاده بیش از حد از عضلات دور چشم در برخی افراد بویژه در اشخاصی که به عنوان مثال زیاد می‌خندند و هنگام خندیدن اطراف چشمشان چروک می‌افتد، قرار گرفتن در معرض آفتاب و همچنین استعمال دخانیات از جمله موارد قابل ذکر در ایجاد چروک دور چشم هستند.
این متخصص پوست و مو اضافه کرد: کاهش شدید وزن، الگوهای تغذیه غلط و استراحت ناکافی، اولین اثر را بر روی بافت دور چشم می گذارند. به عنوان مثال اغلب مشاهده می شود افرادی که دچار اختلالات خواب بوده و یا خوابشان کافی نیست، دور چشمشان گود شده و بافت دور چشمشان تیره می‌شود و در بسیاری موارد پوست دور چشمشان چروک می‌شود که تمامی این موارد به علت بافت نازک و نرم دور چشم بروز می‌یابد.
وی ضمن اشاره به این که اصلی‌ترین عامل چروک شدن پوست بویژه در زنان افزایش سن است، اظهار کرد: متاسفانه امروزه، مصرف سیگار و عدم استفاده مناسب از کرم‌های ضدآفتاب در ردیف عوامل اصلی ایجاد چروک‌های پوستی در میان زنان جوان قرار می‌گیرند.

وی در پاسخ به این پرسش که آیا استفاده از کرم‌های ضدآفتاب برای دور چشم موجب ایجاد حساسیت و التهاب در چشم نمی‌شود، عنوان کرد: ممکن است از ترکیباتی در تولید کرم‌های ضد آفتاب استفاده شود که التهاب بافت پوستی دورچشم را برای برخی افراد به دنبال داشته باشد. به منظور رفع این مشکل کرم‌های ضد آفتاب ویژه دور چشم طراحی و تولید شده‌اند که درصد کمتری از آن ترکیبات را دارا بوده و ضرری برای چشم ندارند. این کرم‌ها برای افرادی که دچار التهاب و حساسیت پوستی در نواحی دور چشم می‌شوند مناسب است.


وی با بیان این که میزان اثرگذاری کرم‌های دور چشم در رفع چروک‌های پوستی پایین است، اظهار کرد:  در واقع می‌توان گفت از جنبه درمانی بالایی برخوردار نیستند.


نوشته : طب در 1389/10/17 نظرات ( ) - لینک مطلب
"كاهش وزن" فاجعه!



ایسنا: اگر شب‌ها پای تلویزیون و آگهی‌های تبلیغاتی آن می‌نشینید، حتما بیشتر مواقع در میان انبوهی از تبلیغات بی‌انتها درباره محصولات و داروهای معجزه‌ كننده كاهش وزن گرفتار شده‌اید كه شما را به تهیه این قبیل محصولات وسوسه می‌كنند.





هر یك از این آگهی‌ها به شما تضمین جدی می‌دهد با مصرف این داروها می‌توانید هرچیزی كه دلتان می‌خواهد بخورید و بدون نیاز به ورزش كردن، وزن خود را كاهش دهید.



از سوی دیگر، در قرن حاضر كه چاقی به یك معضل جدی در جهان تبدیل شده است، ‌بازار این قبیل داروها هر روز داغ تر می‌شود. اما آیا این محصولات واقعا شایستگی این همه تعریف و تبلیغ را دارند و آیا رسیدن به وزن سالم به همین سادگی امكانپذیر است؟

در این مقاله كه به تازگی در سایت اینترنتی هلت می آپ به چاپ رسیده با حقایق تلخی روبرو شدیم كه در پس نقاب خوش آب و رنگ این دارو‌های فریبنده پنهان شده‌اند.

در تبلیغات بسیاری از این محصولات ادعا می‌شود كه محصول مورد نظر از جذب چربی در بدن شما جلوگیری می‌كند و یا اینكه متابولیسم شما را به گونه‌ای فریب می‌دهد كه معده شما بیشتر احساس سیری كند، اما واقعیت این است كه این توضیحات هیچ كدام اساس علمی ندارند و نمی‌توان صحت این ادعاها را براساس یافته‌های پزشكی مستند ثابت كرد. به این ترتیب تمام توصیفات و توضیحات كه درباره این محصولات ارائه می‌شوند شفاف نبوده و اكثر شركت‌های تولید كننده از توضیحات نادرست برای تبلیغ كالای خود استفاده می‌كنند.


علاوه بر این داروهای مزبور نه تنها به كاهش وزن كمك نمی‌كنند بلكه مصرف آنها حتی عوارض جانبی جدی و خطرناكی نیز بدنبال دارد كه شایعترین آنها عبارتند از: افزایش ضربان قلب، تداخل‌های ناخوشایند و مضر با سایر داروهای نسخه‌ای فرد، بی خوابی، تحریك پذیری معده و عصبیت و تحریك پذیری عصبی


نوشته : طب در 1389/04/22 نظرات ( ) - لینک مطلب
پیتزا قد بچه ها را کوتاه می کند


پیتزا قد بچه ها را کوتاه می کند

روزنامه قدس :
محمود خدادوست گفت: در مقطع زمانی صفر تا 30 سال فرد نیازمند رشد و نمو است که مزاج این مقطع زمانی گرم و تر است و رطوبت و حرارت موجب افزایش رشد افراد می‌شود.
دستیار تخصصی طب سنتی دانشگاه علوم پزشکی تهران اضافه کرد: اگر بدن کسی رطوبت و حرارت کافی نداشته باشد به خوبی رشد قدی و جسمی نخواهد داشت.
خدادوست بیان داشت: متاسفانه امروزه کودکان ایرانی از موادغذایی بی ارزشی مثل چیپس، پفک، سوسیس،کالباس، پیتزا و انواع دیگر غذاهای آماده استفاده می‌کنند که موجب افزایش سردی و خشکی بدن آنها می‌شود و کاهش رشد قدی آنها را شاهدیم.
وی ادامه داد: موادغذایی آماده و تنقلات بی‌ارزش دارای طبیعت سرد و خشک هستند که در کودکان ما موجب بیش فعالی و کاهش رشد قدی می‌شود.


نوشته : طب در 1389/04/13 نظرات ( ) - لینک مطلب
آزمایش روی حیوانات، یک روش کهنه، منسوخ و غیرانسانی


برمبنای آمار تقریبی، همه روزه بین 150-100 میلیون حیوان از موش گرفته تا خرگوش، سگ و گربه، خوک و بز و انواع میمون‌ها به طرق دردناک، شکنجه‌آور، غیرانسانی و غیر ضروری تحت آزمایشات مختلف پزشکی، شیمیایی، بیوشیمیایی و بیولوژیکی قرار می‌گیرند.

بسیاری از این آزمایشات هیچگونه نقشی در بهبود سلامتی انسان‌ها نداشته اکثراً به دلایل متفاوت بهره‌گیری‌های مادی و شغلی صورت گرفته و در موارد بسیار زیاد در سلامتی انسان نقش مخرب نیز ایفا می‌کنند.

چرا باید آزمایشات پزشکی برروی حیوانات قطع گردد؟
1- این آزمایشات غیراخلاقی و ظالمانه بوده با درد، شکنجه، آزار و اسارت و نهایتاً مرگ در وحشت و تنهایی موجوداتی بی‌دفعاع همراه است.
بطور کلی عموم مردم در مورد شرایط زندگی و نگهداری حیوانات آزمایشگاهی و چگونگی انجام آزمایشات برروی آنها در بی‌اطلاعی مطلق نگه‌داشته می‌شوند. آنها تحت این تصور هستند که این حیوانات در شرایط انسانی و راحت نگهداری شده در هنگام آزمایشات مورد بی‌حسی و یا بی‌هوشی کامل قرار گرفته درد نمی‌کشند.
محل نگهداری و چگونگی انجام آزمایش برروی این موجودات از چشم مردم مخفی نگه‌داشته شده  و معمولا از اجازه ورود و بازدید عموم تحت عناوین مختلف از جمله «حفظ امنیت»، «خطر انتقال میکروب‌های بیماری‌زا» و امثالهم جلوگیری به عمل می‌آید.
بطور مثال، بسیاری از مردم نمی‌دانند که ایجاد زخم و بریدگی با چاقو یا در مقابل گلوله و خمپاره قرار دادن، بریدن یا شکستن دست و پا، قطع کردن یا له کردن و بریدن دیگر اعضای بدن، شوک‌های مکرر الکتریکی در طول روز، تکه برداری، شکستن جمجمه، وصل کردن الکترودهای جریان برق به مغز نخاع و مخچه، تزریق مواد سمی، ایجاد تشنج، درد، حملات صرعی، خونریزی‌های داخلی، اسهال، استفراغ و بسیار عوارض دیگر بوسیله داروهای مختلف، اعمال گازهای اشک‌آور، گازهای سمی و مواد سرطان‌زا بر چشم و گوش در مورد میمون‌ها، خوراندن الکل و سایر مواد سمی غوطه‌ورکردن یا غرق کردن در آب، پرتاب وزنه‌های سنگین روی جوندگان برای قطع نخاع و ایجاد فلجی، و هزاران هزار فجایع مشابه اساس آزمایشات برروی حیوانات را تشکیل می‌دهد.
شکی نیست که اگر مردم از ماهیت این آزمایشات با خبر بودند برای ممنوعیت آنها با ما همصدا می‌شدند.
2- به دلیل تفاوتهای فاحش فیزیولوژیک، بیولوژیک، پسیکولوژیک، ژنتیک، آناتومیک و محیط زیستی بین انسان و دیگر حیوانات، نتایج آزمایش برروی حیوانات غیرقابل اعتماد است. تجربه نشان داده که تکیه بر نتایج بدست آمده از آزمایش برروی حیوانات نه تنها کمکی به بهبود وضع سلامت انسان‌ها نکرده بلکه در بسیاری موارد نتایج غلط، انحرافی و خطرناک برای بشر به بار آورده است.
3- شرایط ساختگی محیط آزمایشگاهی و ایجاد بیماری مصنوعیِ در حیوانات برای مطالعه آن هر چند هم که سعی در شبیه‌سازی آن به محیط زندگی انسانها و پروسه بیماری در آنها گردد بازهم مصنوعی و غیرقابل اعتماد است. بیماری‌های مختلف در میان گونه‌ها و انواع مختلف متفاوت بوده داراری اتیولوژی، تاریخ طبیعی، علایم بالینی و پروسه متفاوت بوده به درمان نیز پاسخی متفاوت می‌دهند. حال آنکه مشاهده و تحقیق پروسه ایجاد و پیشرفت یا بهبود بیماری‌ها در جوامع انسانی و تحقیقات اپیدمیولوژیکی برروی جوامع، گروه‌ها و قومیت‌های متفاوت نتایج قابل اتکایی در مورد علل بوجود آورنده بیماری‌ها و گروه‌ها و دسته‌هایی که در ریسک کمتر یا بیشتر قرار دارند بدست خواهد داد. این تنها راه قابل اعتماد برای آزمایش برروی بیماری‌های انسان‌هاست.
حیوانات همچنین با زبان انسان تکلم نکرده قادر نیستند تأثیرات داروهای مختلف و مواد شیمیایی، بهبود یا عدم بهبود خود را با ما در میان بگذارند. این خود سرچشمه بسیاری از اشتباهات و نتیجه‌گیری‌های نادرست و بی‌اطلاعی از بسیاری عوارض بدنی می‌گردد. که سپس می‌تواند در انسان‌ها عواقب غیر قابل جبرانی ببار آورد.
4- بسیاری از آزمایشات تکراری، بی‌معنا و بیهوده بوده به دلایلی غیر از دلایل شناخت و درمان بیماری‌ و یا به اصطلاح کمک به انسان‌ها انجام می‌شوند.
این دلایل عدیده بوده و از میان آنها می‌توان گرفتن کمک‌های مالی از دولت، از کمپانی‌های دارویی یا تکنولوژیکی و از مراکز تحقیقاتی یا دانشگاهی که از این نوع آزمایش‌ها پشتیبانی می‌نمایند، انتشار نتایج آزمایشی، صرفنظر از موضوعیت داشتن یا قابل استفاده بودن آن برای انسان، برای کسب پرستیژ، حفظ و نگهداری مشاغل و کرسی‌های دانشگاهی، نفوذ شبکه‌های پرورش یا اسارت حیوانات به منظور فروش آنان به آزمایشگاه‌ها و مراکز تحقیقاتی و بهره‌گیری‌های غول آسای مالی و پذیرش و مقاومت روش‌های جدید و آسان بدون روشهای جا افتاده و تکراری و… را نام برد.
5- انسان مرکز ثقل جهان نیست.
بنظر می‌رسد که بخصوص در چند صد سال اخیر با غلبه علم و تکنولوژی بر تفکر و زندگی، بشر خود را مرکز جهان و کائنات تصور کرده بدین باور رسیده که از عقل و هوشی برتر نسبت به تمامی موجودات دیگر برخوردار است و براین مبنا به خود اجازه داده که با «موجودات پست‌تر از خود» هرگونه که خواست رفتار کند.
امروزه به درستی ثابت شده که انسان نه تنها مرکز کائنات نبوده بلکه از نظر هوش و درک و احساس در همین کره خاکی نیز تک و بی‌همتا نیست.
تحقیقات، مطالعات، تجربیات و مشاهدات فراوان افرادی که از نزدیک در ارتباط با حیوانات بوده و حتی در میان آنان زندگی کرده‌اند نشان می‌دهد که مغز این حیوانات از نظر عملکرد اگر بالاتر از مغز انسان نباشد هم ردیف آن است. به عنوان مثال ثابت شده که دولفین‌ها دارای شخصیت، فرهنگ و جامعه بوده هر دولفینی قائل به فردیت شخص خود و تمیز خود از دیگران است. این مسئله مختص به دولفین‌ها نبوده و می‌دانیم که بطور کلی حیوانات دارای هوش، ادراک و احساس بوده از اجتماع و قوانین اجتماعی خاص خود برخوردارند.
هرگز از خود پرسیده‌اید که چگونه است که ما که خود را دارای هوش برتر می‌دانیم، کمر به قتل و نابودی خود و جهان بسته در جنگ شبانه روزی با خود، با یکدیگر، با زمین و موجودات آن بسر می‌بریم. ویرانی‌ها برپاداشته به کشتارها مشغولیم، از بیماری‌های فراوان و لاعلاج جسمی و روحی رنج می‌بریم سیستم‌های اجتماعی سترون با اختلافات فاحش مالی و حقوقی بین فقیر و غنی ایجاد کرده‌ایم، در هر ارگان اجتماعی خود از نوعی نارسایی و عدم کارآیی رنج می‌بریم، در عدم آرامش درونی و بیرونی و در گردابی از اضطرابات، ترس‌ها و نگرانی‌های نا‌معلوم بسر می‌بریم، اعتیاد و زندان و جنایت و کشتار و اعدام داریم و از نظر جسمی و روحی به مقام بیمار‌ترین موجود طبیعت دست پیدا کرده‌ایم. حال آنکه حیوانات دیگر، و به زعم ما پست‌تر میلیون‌ها سال است که بر روی کره خاکی در کنار یکدیگر زندگی کرده دچار هیچیک از این مسائل در سیستم زیستی خود نبوده و زندگیشان نه به نابودی و ویرانی خود یا محیط زیست و نه به نابودی انواع دیگر موجودات انجامیده است.
6- ما انسان‌ها تنها موجودات روی زمین نیستیم. کرده زمین خانه همه است. همه موجودات دیگر مانند ما انسان‌ها حق حیات دارند. هر موجودی در این جهان صرفنظر از شکل و رنگ و اندازه نه فقط دارای حق حیات بوده بکله در تداوم چرخه حیات و اکوسیستم نقش مهمی بازی می‌کن.
کره زمین در کل خود یک ارگانیسم زنده، یک بدن است و هر یک از ما موجودات چه نبات، چه حیوان و چه کانی مانند سلولی از این بدن، همانگونه که هر سلولی در وجود ما جایگاه و عمل خاص خود را داشته بدون آن، اعمال حیاتی بدن دچار اختلال گشته و سرانجام به مرگ ارگانیسم می‌انجامد به همان شکل هر موجودی در چرخه اکوسیستم جایگاه خاص خود را داشته نقش خاصی را در هموستازی، بالانس و بقای کره زمین و موجودات دیگر برعهده دارد.
درک این نکته باعث تکریم و احترام به حیات در هر شکل آن، تواضع و فروتنی به جای خود را صاحب هرگونه حقی دانستن می‌گردد.
7- همه ما به هم وابسته‌ایم و توسط شبکه‌ای به نام حیات با یکدیگر در ارتباطیم. حیات ما بسته به حیات دیگر موجودات طبیعت است. هوایی که ما نفس می‌کشیم همان هوایی است که سگ و گاو و خرگوش و دیگر حیوانات تنفس می‌کنند آب و خاک نیز همان است. آنچه آنها بیرون می‌ریزند ما مصرف می‌کنیم و آنچه ما بیرون می‌ریزیم به مصرف آنها می‌رسد.
برخلاف تصور داروین که کل حیات و همه موجودات را در رقابت، جنگ و سبعّیت مداوم با یکدیگر می‌دانست کل چرخه حیات در همکاری و همیاری با هم است که موجودیت می‌یابد. همه ما برای ادامه حیات به هم وابسته‌ایم. ما به هوا و گیاهان و حیوانات و خورشید و آب وابسته‌ایم دیگر حیوانات هم به ما و به یکدیگر وابسته‌اند. سبعّیت ما تکرار و تداوم سبعّیت در جهان است و مهربانی ما تداوم مهربانی در جهان.
همه ما به هم وابسته‌ایم و درد و شکنجه هر موجودی درد و شکنجه ما، درد و شکنجه دیگر موجودات و درد و شکنجه زمین و حیات است.
8- حیوانات دارای حس و ادراک هستند، درد می‌کشند، ترس و وحشت را می‌شناسند و بجای بسر بردن در تنهایی در قفس‌های سرد آزمایشگاهی در خوف شکنجه‌گاه باید در محیط طبیعی خود در طبیعت زندگی کنند.
حیوانات مهربانی را می‌شناسند و در مقابل محبت عکس‌العمل مهربانانه و سپاسگزارانه نشان داده با انسان اُخت شده اعتماد نشان می‌دهند.
هر انسانی که به شکلی در رابطه با حیوانات قرار می‌گیرد بدرستی براین نکات صحه خواهد گذاشت.
9- شفقت و مهربانی به حیوانات قلوب ما و جهان ما را مهربان تر و نرم خوتر می‌کند. چه کسی است که نخواهد در جهانی سرشار از عدالت، در صلح و مهربانی، به دور از جنگ و کشتار و در کنار خانه و خانواده خود در سلامت و شادمانی زندگی کند. دیگر موجودات نیز همین گونه محیط زیست و زندگی را دوست دارند و خواهانند. خشونت، خشونت می‌آفریند. سبعّیت جنگ و ترس و ویرانی را دامن می‌زند. آزار و سبعّیت نسبت به حیوانات سکوت و تحمل در برابر آن آموزش خشونت و سبعّیت به جامعه و به کودکان ماست.
اگر قلب شما هم برای ساختن جهانی بهتر برای فرزندانمان می طپد مهربانی و شفقت و هم صدا نبودن با جریان عمومی جامعه را به فرزندان خود آموزش دهید.
10- درصد بسیار بزرگی از بیماری‌هایی که امروزه بشر بدان مبتلاست در اثر تغذیه نادرست و ناسالم و محیط زیست و تفکر بیماری‌زا بوجود آمده است. درصد بزرگتری از بیماری‌ها نیاز به دارو و درمان نداشته با استراحت و طی شدن پروسه بیماری، توسط بدن بهبود پیدا می‌کنند.
بطور مثال در مورد شناخت و درمان بیماری‌های دیابت، فشار خون، چاقی، بالا بودن کلسترول، بیماری‌های قلبی، کبدی، روده‌ای و بسیاری بیماری‌های دیگر که ارتباط مستقیم با طرز تغذیه و نوع زندگی دارند به جای آزمایشات بیهوده با هزینه‌های سرسام آور و کشتار و شکنجه روزانه میلیون‌ها حیوان، باید به تعلیم و آموزش روش‌های درست تغذیه پرداخت.
برنامه‌های آموزشی تغذیه و روش زندگی سالم باید پزشکان و دست‌اندرکاران را نیز به اندازه بیماران در برگیرد زیرا متأسفانه کارشناسان امور سلامت نیز خود به جز درصد کوچکی، از این دست آموزش‌ها بی‌بهره نگاه داشته شده‌اند.
11- امروزه علم و تکنولوژی آلترناتیوهای فراوانی به جای استفاده از حیوانات در امور آزمایشگاهی و آموزشی فراهم آورده است.
این روشها نه تنها انسانی‌تر و از نظر اقتصادی مقرون به صرفه‌تر می‌باشند بلکه به دلیل شباهت بسیار نزدیکتر به مدل‌های انسانی و شرایط واقعی بیماری‌ها و هم چنین پاسخ بدن به درمان‌های مختلف قابل اتکاء‌تر و حقیقی‌تر هستند.

نوشته : طب در 1389/02/6 نظرات ( ) - لینک مطلب
چرا رژیم های لاغری شکست می خورند؟

دنیای فعلی و مردمان آن، این روزها بیش از هر چیز تحت تأثیر تبلیغات هستند و تبلیغات نیز به طور عمده در خدمت اقتصاد و مادّیات قرار دارد. متأسّفانه علم پزشکی نیز از این آفت مصون نمانده است و عموم مردم بیش از  آن که در موضوع بهداشت و سلامت، با اطّلاعات صحیح تغذیه شوند؛ با انبوهی از تبلیغات مخرّب و غیر علمی مواجهند که با ایجاد دیدگاه های غلط در مورد سلامتی – و به ویژه در مورد مسأله زیبایی جسم به معنای عامّ آن – آنها را به سمت خرید و مصرف بیشتر محصولات کمپانی های بزرگ اقتصادی سوق می دهد. این امر در کنار گسترش فرهنگ مادّی در جامعه ما و کمرنگ شدن بسیاری از ارزش های معنوی، دست به دست هم داده اند تا امروزه شاهد آن باشیم که غایت آمال بسیاری از مردم ما، داشتن تناسب اندام – البته با تعریف به ظاهر علمی غربی آن – موی پرپشت، پوست صاف و روشن، عملکرد جنسی مطلوب و چیزهایی از این دست باشد به نحوی که بسیاری از ما مثلاً فکر می کنیم اگر وزنمان را کم کنیم و چند دقیقه ای هم در روز ورزش کنیم، دنیا و آخرتمان را آباد کرده ایم! امّا نکته تأسّف برانگیز آن است که طبّ جدید، حتّی در برآوردن این نیازهای ساده هم ناتوان است ولذا می بینیم که روز به روز، اندام ها نامتناسب تر، پوست ها خرابتر، موها کم پشت تر و مشکلات و بیماری های زناشویی بیشتر می شوند. با همه این احوال، به جای اینکه این روند ما را بیدار کند؛ باز هم تحت تأثیر همان تبلیغات، پول و وقت بیشتری را صرف استفاده از روش های مثلاً مدرن تر درمانی می کنیم. همه این ها در حالی است که اگر مطلوب ما رسیدن به همین اهداف هم باشد؛ راه رسیدن به آنها اصلاح امور بهداشتی و درمانی زندگی بر مبنای اصول صحیحی است که طبّ اسلامی و سنّتی ایران عهده دار تبیین آن هستند.

رژیم های لاغری؛ هیایوی بسیار برای هیچ!

آمار می گوید: ۹۰درصد رژیم های لاغری شکست می خورند. رژیم های لاغری حتّی اگر زیر نظر بهترین متخصّصان تغذیه هم انجام شوند، جدای از عوارض بسیار زیادی که برای فرد ایجاد می کنند؛ اغلب محکوم به شکست هستند. امّا چرا؟ در این مقاله کوشیده ام به زبانی ساده و قابل فهم، علّت این مسأله را تشریح کنم به این امید که کاربران محترم این پایگاه پس از مطالعه این مقاله دیگر این همه پول و وقت و اعصاب خود را خرج این رژیم های غلط، پرعارضه و از پیش شکست خورده نکنند.

مبانی علمی و فکری نادرست رژیم های لاغری

گفتیم که حتّی بهترین متخصّصان تغذیه هم از تنظیم رژیمی که بدون عارضه و عود، بیمار را به تناسب اندام برساند عاجز هستند. علّت این امر آن است که مبانی فکری و علمی که این رژیم ها بر اساس آنها شکل می گیرند، نادرست است. در ادامه به برخی از این مبانی نادرست اشاره می کنیم.

الف- نظریه کالری؛ خشت اوّل چون نهد معمار کج …

مبنای علمی اصلی تمام رژیم های چاقی و لاغری، نظریه کالری است؛ به این معنا که هر کس کالری بیش از نیاز خود دریافت کند، این کالری اضافی به صورت بافت چربی در بدن او ذخیره می شود و فرد چاق می شود و در صورت مصرف کالری کمتر از میزان نیاز، این بافت چربی می سوزد و کمبود کالری را جبران می کند و فرد لاغر می شود. این نظریه آن قدر شایع و پذیرفته شده است که اکثر مردم عادی هم با مفهوم آن آشنایی دارند. امّا آیا هر چیزی که عمومیت پیدا کرد و مورد پذیرش همگانی قرار گرفت؛ ضرورتاً صحیح است؟

من آب هم بخورم، چاق می شوم!

جمله فوق برای خیلی از ما جمله آشنایی است. عکس آن را هم زیاد شنیده ایم که مثلا«فلانی هر چیز که می خورد حرام می کند! و اصلاً چاق نمی شود.» امّا طبق نظریه کالری که شرح آن گذشت، آب، هیچ کالری ندارد و بنابراین کسی نمی تواند ادّعا کند که با خوردن آب چاق شده است؛ پس چاره ای نیست جز آن که فرد اوّل را متّهم به دروغگویی، بهانه جویی، نداشتن اراده برای رژیم گرفتن و مانند آن بکنیم یا در محترمانه ترین حالت بگوییم که احتمالا مبتلا به کم کاری تیروئید یا بیماری هایی از این دست است. از طرف دیگر، طبق همین فرضیه کالری، پرخوری هم لزوماً باید باعث چاقی شود؛ بنابراین فرد دوّم هم که ادّعا می کند  هر قدر می خورد باز هم چاق نمی شود؛ حتماً مبتلا به پرکاری تیروئید، انگل های گوارشی و مانند آنهاست. امّا آیا با این توجیهات ساده انگارانه می توان منکر این واقعیت شد که بعضی ها با برخورداری از سلامت کامل، باآب خوردن چاق می شوند و بعضی انسان های سالم دیگر، علیرغم پرخوری هم لاغر می مانند؟

این مساله یکی از مهم ترین موارد نقض فرضیه کالری است. این تناقضات در جاهای دیگری هم دیده می شود ازجمله:

۱- بسیاری از زنها می دانند که اگر مدّتی خونریزی قاعدگی آنها کم یا قطع شود، حتّی اگر غذای کمتری بخورند چاق می شوند. عکس این مساله هم صادق است یعنی زنی که دچار چنین مشکلی است اگر تحت درمان قرار گیرد و عادت او به طور منظّم بر قرار شود؛ حتّی اگر غذای بیشتری نسبت به قبل بخورد هم لاغر می شود.

۲- افراد بسیاری تجربه کرده اند که اگر مدّتی شکمشان خوب کار نکند؛ حتّی اگر بهترین رژیم های لاغری را هم بگیرند نه تنها موفّق به کم کردن وزن نمی شوند؛ بلکه ممکن است چاق هم بشوند. همین افراد اگر یبوست خود را درمان کنند وزن کم می کند؛ علیرغم این که درمان یبوست ممکن است باعث افزایش اشتهای آنها نیز بشود.

۳- برخی بیماران به دلیل ابتلا به مشکلاتی مثل سنگ کلیه از سوی پزشک موظّف به نوشیدن آب فراوان می شوند. بسیاری از این بیماران دچار افزایش وزن پایدار می شوند. چرا؟

۴- بنابر یک عادت غلط، در ماه مبارک رمضان، اکثر ما، مجموع غذایی که از افطار تا سحر مصرف می کنیم؛ اغلب بیش از غذایی است که در غیر ماه مبارک از صبح تا شب مصرف می کنیم؛ امّا بسیاری از ما در این ماه وزن کم می کنیم. چرا؟

۵- چاق کنندگی برنج مورد قبول عموم مردم است. اگر عادت کنید و برنج را همراه سبوس آن مصرف کنید دیگر چاق نمی شوید؛ با آن که میزان کالری برنج همان میزان قبلی است.

۶- عسل منبع سرشار انرژی است و بنابراین باید چاق کننده باشد در حالی که این گونه نیست؛ اگر خواستید امتحان کنید و بدون آن که رژیم غذایی عادی خود را تغییر دهید، علاوه بر آن، روزانه هر قدر می توانید عسل مصرف کنید. بعد از مدّتی خواهید دید که نه تنها چاق نخواهید شد؛ بلکه ممکن است دچار کاهش وزن هم بشوید. به راستی کالری عسل کجا رفت؟

۷- دلیل چاق کنندگی بسیاری از داروها مثل قرص های ضدّ بارداری و داروهای ضدّ افسردگی که فاقد کالری قابل محاسبه ای هستند چیست؟

۸- مصرف مرتّب روغن زیتون حتّی به میزان زیاد نه تنها چاق کننده نیست؛ بلکه ممکن است موجب کاهش وزن هم شود؛ امّا مصرف روغن کنجد می تواند انسان را چاق کند. مگر میزان کالری این دو روغن چه فرقی با هم دارد؟

مثال هایی از این دست بسیارند و با اندکی تفکّر به تعدادی دیگر از آنها خواهید رسید. حال سؤال این است که نظریه که این همه موارد نقض دارد را می توان به عنوان یک قانون پذیرفت؟ پاسخ ساده است. نظریه کالری یک نظریه غلط یا حدّاقل ناقص است که با طناب آن نباید وارد چاه تاریک و عمیق رژیم های غذایی شد.

قانون رطوبت و مفهوم چاقی و لاغری در طبّ سنّتی

به طور طبیعی و عادی، هر چیز که داخل آب بیفتد و مرطوب شود، افزایش وزن و حجم پیدا می کند و اگر خشک شود؛ کوچک و سبک خواهد شد. این قانون ساده، زیربنای اصلی نظرات طبّ قدیم در مورد مسائلی مثل چاقی و لاغری است. بر اساس این اصل، تمامی اتّفاقاتی که باعث چاقی و لاغری یک فرد می شوند قابل توجیه هستند؛ مثلاً یبوست یا کم شدن خون قاعدگی یا خوابیدن در طول روز از آن جهت که باعث افزایش رطوبت بدن می شوند چاق کننده اند و به عکس. البته باید توجّه داشته باشید که دو نظریه رطوبت و کالری، بسیاری از مواقع به نتایج مشترکی می رسند؛ امّا در نهایت این اصل رطوبت است که می تواند تمام موارد را به خوبی توضیح دهد. توضیح مفصّل این نظریه را به مقاله ای مستقل واگذار می کنیم.

ب- چاق و لاغر و خوش هیکل

تعریف خوش هیکل بودن چیست؟ پاسخ طبّ جدید آن است که بین قد و وزن رابطه ای برقرار است که بر اساس آن می توان گفت چه کسی چاق است و چه کسی لاغر. این رابطه BMI(شاخص توده بدن) نام دارد که از تقسیم وزن(به کیلو) بر قد به توان دو(به متر) به دست می آید. رابطه ساده تر که همه کس فهم است و در محاسبات رایج و سردستی مورد استفاده قرار می گیرد آن است که وزن مطلوب برای هر شخص برابر است با قد او(به سانتی متر) منهای وزن(به کیلوگرم) و اگر بیشتر یا کمتر از این مقدار بود، او چاق یا لاغر محسوب می شود. این نحوه محاسبات یک اشکال اساسی دارد و آن این است که اگر صحّت این روابط را بپذیریم(که مثلاً تمام کسانی که ۱۷۰سانتی متر قد دارند باید حدود ۷۰کیلوگرم وزن داشته باشند)؛ هیچ فکرش را کرده اید که اگر این اتّفاق بیفتد تقریباً تمام آدم ها یک جور و یک هیکل می شوند؟ فکر می کنید دنیایی که با این روابط ترسیم می شود چه جور دنیایی باشد؟ در حالی که آفرینش بر مبنای ایجاد تنوّع و کثرت و گوناگونی از عالم وحدت شکل گرفته است چرا طبّ جدید اصرار دارد که همه مردم باید هم هیکل و هم بدن شوند؟

چاق یعنی بد، لاغر یعنی خوب؟!

نتیجه نگرش فوق به انسان ها همین می شود که می بینید؛ یعنی رواج این تصوّر عمومی در بین عامّه مردم که هر کس که هیکل درشت و چاقی داشته باشد، هم زشت است(و در نتیجه اگر دختر است باید او را ترشی انداخت و اگر پسر است باید نق نق دایم همسرش مبنی بر ضرورت لاغر شدنش را تحمّل کند) و هم یک انبان پر از بیماری است. حتّی در پس زمینه ذهنی بسیاری از ما، آدم های چاق، ضرورتاً تنبل و خنگ و بی خاصیت هم هستند! بر عکس این عقاید هم در مورد آدم های لاغر در اذهان ما شکل گرفته است.

نظر طبّ قدیم

طبّ قدیم در این زمینه نظر بسیار مترقّی دارد. از نظر طبّ قدیم انسان ها به طور کل به ۴ دسته دموی، بلغمی، سوداوی و صفراوی تقسیم می شوند که دو دسته اوّل عموماً درشت هیکل و دو دسته بعدی عموماً لاغر اندام هستند. در این دیدگاه، تناسب اندام، مسأله ای کاملاً شخصی است که باید برای هر فرد به طور جداگانه تعریف شود و در ارتباط تنگاتنگ با وضعیت مزاجی و روحی و روانی فرد است. برای مثال ۴ نفر مرد را در نظر بگیرید با قد ۱۷۰ سانتی متر. این ۴ نفر دارای این وزن ها هستند: بلغمی: ۸۵-۸۰ کیلو، دموی: ۸۰-۷۵ کیلو، صفراوی: ۶۵-۶۰ کیلو، سوداوی: ۶۰-۵۵ کیلو.

نفر اوّل در بایگانی یک اداره کار می کند، نفر دوّم مدیر یک شرکت بزرگ است، نفر سوّم فرمانده یک گروه رزمی در ارتش است و نفر چهارم یک سیاستمدار برجسته. همه این افراد سالم هستند؛ فاقد بیماری مهمّی هستند و در کار خود هم موفّقند. امّا خانم های آنها که زیاد پای برنامه های بهداشتی و تغذیه ای تلویزیون می نشینند از هیکل ایشان ناراضی هستند؛ بنابراین هر ۴ نفر به یک متخصّص تغذیه معروف مراجعه می کنند. و بعد از یک سال رعایت دستورات کاملاً علمی ایشان! به وزن مطلوب می رسند؛ امّا …

آقای بلغمی، دیگر آن کارمند آرام و باحوصله قبلی نیست و هم در محیط کار و هم در منزل بداخلاقی می کند.

آقای دموی توان بالای انعطاف پذیری خود را به عنوان یک مدیر از دست داده است؛ البته در منزل هم اخلاقش عوض شده است.

آقای صفراوی دیگر شجاعت قبلی را در حمله به قلب دشمن ندارد.

آقای سوداوی هم دیگر مثل قبل نمی تواند در هر تصمیمی جوانب مختلف کار را بسنجد و گزینه هایی که به فکرش می رسد محدود شده اند.

به راستی چه اتّفاقی افتاده است؟ پاسخ، ساده است. این آقایان قبلاً سالم و متناسب بودند؛ یعنی اگر کمی از حدّ میانه، وزن بیشتر یا کمتری داشتند؛ این وضعیت با وضعیت روحی و اخلاقی و مزاجی آنها تناسب داشت. امّا این رژیم، آنها را از تعادل خارج کرده است و اگر خانم های آنها به خوش هیکل ماندن آنها اصرار داشته باشند، کم کم بیماری های مختلفی نیز گریبان گیر آنها خواهد شد.

بنابراین، نظر طبّ قدیم آن است که هیکل هر فرد باید متناسب با وضعیت مزاجی او باشد و حدّ میانه – و طبیعتاً چاقی و لاغری – او نیز بر همین اساس تعریف می شود؛ بنابراین یک آدم دموی درشت هیکل – که هیکل او به طور عام و در همه جا درشت است – در همان هیکل درشتش جذّاب و دوست داشتنی و در عین حال سالم است و نیازی به رژیم لاغری ندارد؛ همان طور که آدم سوداوی با هیکل جرّه و ریزه میزه اش هم آدمی سالم و طبیعی است و نیاز به لاغر شدن ندارد. حال این نظریه مترقّی را مقایسه کنید با نظرات غیر قابل انعطاف طبّ جدید که حاصل آن صرف این همه هزینه در دنیا برای چاق کردن لاغرها و لاغر کردن چاق ها است که صد البته اکثراً منجر به بروز انواع عوارض و مشکلات برای این افراد می شود و از همه مهمتر ایجاد دغدغه و ناراحتی های فکری و روحی و احساسات نامطلوب برای بسیاری از آدم هایی که اساساً سالم هستند و نیاز به هیچ گونه رژیم چاقی و لاغری ندارند. جالب این جاست که در مباحث روانشناسی، این موضوع، یعنی رابطه تیپ های شخصیتی و هیکل افراد، مسأله ای پذیرفته شده است؛ امّا از آن جا که در طبّ جدید، هر تخصّصی ساز خودش را کوک می کند، نباید انتظار داشت که متخصّصین تغذیه به این یافته ها توجّه چندانی بکنند.

تذکّر: این که بالاخره چه کسی باید لاغر شود و چه کسی چاق، مطلبی است که در جای خود به آن خواهیم پرداخت.

ج- صبحانه را خودت بخور، ناهار را با دوستت بخور و شام را به دشمنت بده!!!!

جمله فوق یکی از غلط ترین باورهای عمومی در مورد بهداشت تغذیه است؛ تا آنجا که بسیاری از مردم فکر می کنند که این جمله، ترجمه یک حدیث است!! این که چرا و با وجود این همه تأکید طبّ سنّتی و به ویژه دلایل قرآنی و روایی متعدّد، چنین اعتقاد غلطی در بین مردم ما رسوخ کرده است؛ مسأله ای پیچیده است.

به طور خلاصه باید گفت که در قرآن کریم تصریح شده است که غذای بهشتیان مشتمل بر دو وعده صبح و عشاء است و بنابر مصرّح احادیث شریف و نیز متن های علمی معتبر طبّ قدیم، ما هرگز وعده ای به نام ناهار نداریم و از اتّفاق مهمترین وعده غذایی شام است. بحث مفصّل روایی در این مورد را به جای خود واگذار می کنم؛ امّا با دو منطق ساده، ضرورت شام خوردن را توضیح می دهم:

- ضرورت شام خوردن بنابر منطق طبّ جدید: بین ناهار امروز و صبحانه فردا چیزی حدود ۲۰-۱۸ ساعت فاصله است و در این مدّت بدن، غذای ناهار را کاملاً می سوزاند، انرژی لازم را استفاده و بقیه را ذخیره می کند. امّا در شب و به هنگام خواب قرار است کارهای مهمّی انجام شود؛ از جمله آنها ساختن بسیاری از هورمون های مورد نیاز بدن است که از اتّفاق، اعمالی بسیار انرژی بر هستند؛ ولی چون فرد شام نخورده است انرژی نقدی برای این کار موجود نیست و استفاده از انرژی ذخیره نیز یک فرآیند معمول و سهل الوصول نیست؛ بنابراین کسی که شام نمی خورد به تدریج دچار اختلالات هورمونی می شود. به همین جهت هم هست که با مدّتی ادامه رژیم – حتّی در افرادی که شام خوردن را قطع نکرده اند؛ بلکه آن را کم کرده اند – و به ویژه در خانم ها، مسایلی چون اختلالات قاعدگی، ریزش مو، مشکلات پوستی، اختلالات روحی و روانی و کمبود انرژی و خستگی و … بروز می کند. این مشکلات در بین افرادی که رژیم می گیرند بسیار شایعند.

- ضرورت شام خوردن بنابر منطق طبّ قدیم: طبّ قدیم اعتقاد دارد که به هنگام خواب، حرارت غریزی بدن از سطح به داخل بدن می رود؛ به همین جهت هم هست که معمولاً فرد در خواب، سردش می شود و حتّی در فصل گرم هم نیاز به حدّاقل روانداز دارد. حرارت غریزی، با مهاجرت از سطح به داخل بدن شروع به هضم و جذب غذای موجود در دستگاه گوارش می کند و به همین جهت، صبح که بلند می شویم، حتّی غذای سنگین شام، هضم شده است؛ اتّفاقی که در مورد غذاهای طول روز و به ویژه ناهار کمتر می افتد. حال اگر دستگاه گوارش خالی از غذا باشد؛ این حرارت غریزی به خودهضمی مشغول می شود و در واقع، بدن، شروع به خوردن و سوزاندن خودش می کند، طبیعتاً چنین اتّفاقی می تواند باعث لاغری شود؛ امّا این رویداد، چیزی بیش از یک لاغر شدن معمولی است و در واقع بدن به طور کلّی تحلیل می رود که نتیجه آن اتّفاقاتی است که گفته شد.

بنابراین هر رژیم غذایی که در آن بر کم کردن یا قطع غذای مورد نیاز شب تأکید شود، از پیش شکست خورده است. بسیاری از افرادی که چنین رژیم هایی می گیرند متوجّه این عوارض می شوند؛ امّا برخی دیگر فقط از سبک شدن بدن خود راضی هستند و نمی توانند بین اتّفاقات ناگوار بدن خود و رژیمشان ارتباطی منطقی برقرار کنند. یک دلیل فطری بر صحّت نظر فوق آن است که تقریباً همه ما اگر ۲۰ سال هم شام را ترک کنیم باز تمایل به شام خوردن داریم و خلأ آن را حس می کنیم؛ امّا با مثلاً چند روز روزه داری به نبود ناهار عادت می کنیم و حتّی از این وضعیت احساس رضایت داریم.

د- غذا یا (کالری + پروتئین + کربوهیدرات + چربی + ویتامین + …) ؟!

طبّ جدید، قورت دادن یک کپسول که در آن مقادیر مورد نیاز از کالری، پروتئین، کربوهیدرات، چربی، ویتامین، ریزمغذّی ها و … گنجانده شده است را با خوردن یک وعده غذا که همین ها را داشته باشد، تقریباً برابر می داند. بحث در مورد این اعتقاد غلط و خطرناک بسیار مفصّل است؛ امّا به طور خلاصه دو اشکال اساسی به این نظر وارد است:

۱- نادیده گرفتن نقش غیر قابل انکار حواس پنجگانه و عوامل روحی و روانی و حتّی مسائل معنوی در تغذیه سالم: به عبارتی دیگر اگر به فرض چنین غذایی، شکم را سیر کند – که نمی کند – چشم و گوش و بینی و پوست و زبان و روح و روان همچنان گرسنه می مانند.

۲- هویت یک پارچه و غیر قابل تفکیک غذاها و داروها: تفکیک عناصر و موادّ تشکیل دهنده خوراکی ها اشتباه بزرگی بود که طبّ جدید ابتدا در مورد داروها انجام داد؛ مثلاً با جداکردن مادّه مؤثّره موجود در پوست بید دارویی ساخت به نام آسپرین؛ دارویی که مصرف آن با عوارض متعدّد گوارشی، کلیوی، کبدی و … همراه شد؛ در حالی که خود پوست بید با دارا بودن همان خواص دارویی، این عوارض را نشان نمی دهد. نظر طبّ قدیم آن است که خداوند کریم این همه تنوّع را در عالم ایجاد نکرده است که ما انسان ها بیاییم و با تفکیک عناصر هر مادّه مثلاً به این نتیجه برسیم که گوشت پروتئین دارد و سویا هم پروتئین؛ پس چه گوشت بخورید و چه سویا، یک نتیجه حاصل می شود! این تنوّع و کثرت از حکمت دقیقی برخوردار است و در این نظام هماهنگ، هیچ چیزی نمی تواند جای چیز دیگر را بگیرد.

بنابراین بحث در مورد شباهت و تفاوت های غذاها بر اساس تفکیک موادّ موجود در آنها کاملاً غلط است. متأسّفانه رژیم های لاغری نیز علی العموم بر اساس همین قاعده شکل می گیرند و در آنها، این هدف تعقیب می شود که مجموعه ای که موادّ غذایی لازم را در حدّ نیاز و کالری را کمتر از نیاز به بدن برساند در اختیار شخص قرار گیرد و چون این گونه رژیم ها با ذائقه، عادات غذایی و نیازهای واقعی بدنی فرد مطابقت ندارند، تحمّل آنها علی العموم بسیار دشوار است و از همان ابتدا، بیمار به طرزی طاقت فرسا منتظر پایان رژیم است. این گونه رژیم گرفتن علاوه بر ایجاد عوارض متعدّد جسمی و روحی، یک نتیجه محتوم دارد و آن هم بازگشت حریصانه فرد به رژیم غذایی عادی خود و در نتیجه بدتر شدن وضع است.

هـ- عدم تداوم

رژیم های غذایی یک خصوصیت نانوشته مشترک دارند و آن هم عدم تداوم است. به عبارت دیگر، رژیم، یک اتّفاق با محدوده زمانی مشخّص در زندگی است و پس از آن، زندگی به حال عادی باز می گردد و زندگی عادی یعنی بازگشت به وضعیت قبلی. از سوی دیگر با توجّه به مشکلات عدیده ای که برشمردیم، اصولاً افرادی که رژیم می گیرند برای پایان آن روزشماری می کنند و معمولاً هیچ گاه با آن کنار نمی آیند؛ به همین جهت بسیاری از آنها پس از پایان رژیم خود، ناخودآگاه و به جبران این دوره محرومیت، غذای بیشتری می خورند و چاق تر از قبل می شوند. این حقیقت یک معنی واضح دارد. رژیم گرفتن های اینچنینی از مبنا غلط است و نتیجه ای در بر نخواهد داشت.

پس چه باید کرد؟

جواب ساده است. ما باید به جای آن که به دنبال ایجاد محدودیت مقطعی در غذاخوردن باشیم، شیوه نگرش خود به مسأله تغذیه را برای همیشه تغییر دهیم و با کنترل «شهوت خوردن» به عنوان یک ناهنجاری اخلاقی، روش جدیدی را در زندگی پیش بگیریم. در این حالت به مانند انسانی که از شهر قبلی خود به قصد اقامت دائم به شهری زیباتر و خوش آب و هواتر نقل مکان کرده است، دیگر به طور دائم به فکر بازگشت به وضعیت قبلی نخواهیم بود. این مسأله یعنی تغییر شیوه زندگی(life style) مورد تأیید طبّ جدید نیز هست؛ امّا متأسّفانه و در عمل، چنین خطاهایی نیز از او سر می زند. امّا این که چگونه باید «شهوت خوردن» را کنترل کرد و چگونه باید بدون عوارض رژیم های رایج به وزن مطلوب رسید را به زودی در مقاله ای مستقل بحث خواهیم کرد.

رژیم یا پرهیز؟

در این جا تذکّر این نکته را نیز ضروری می بینم که مسأله ایجاد محدودیت های غذایی برای بیماران یا همان پرهیز، مورد تأیید اسلام نیز هست؛ امّا اوّلاً دوره آن بسیار محدود است و در ثانی چنانکه گذشت برای بیماران اعمال می شود. در مورد سایرین، اسلام بر همان مسأله اصلاح دایمی شیوه زندگی تأکید دارد.

پس حکایت روزه ماه مبارک رمضان چیست؟

پاسخ این سؤال ساده است. اوّلاً رژیم روحی و جسمی اعمال شده در ماه مبارک رمضان منطبق بر مبانی علمی متقن اسلامی و متناسب با ساختار روحی انسان ها و همراه با عنایت ویژه حق تعالی در این ماه عزیز است؛ لذا روزه داران، آن را به آسانی پذیرفته و با راحت جان به اتمام می رسانند. در ثانی هدف اسلام از طرّاحی مقطع خاصّ ماه مبارک در هر سال این نیست که فرد برای یک ماه، رژیم روحی و جسمی بگیرد و بعد از آن آش همان آش و کاسه همان کاسه باشد( اگر چه متأسّفانه اغلب ما همین گونه هستیم و در همان روز عید فطر بسیاری از بهره های جسمی و روحی این ماه عزیز را بر باد می دهیم.)؛ بلکه ماه مبارک مانند یک سکّوی پرتاب یا یک راه میان بر است که با استفاده از آن می توان جهش سالانه بزرگی در طریق وصول الی الله داشت و صد البته پس از پایان این ماه عزیز نیز باید این سیر و حرکت به همان منوال ادامه داشته باشد.


نوشته : طب در 1389/01/26 نظرات ( ) - لینک مطلب
نوره(واجبی)، آرسنیک و سرطان

اگر دقت کرده باشید امروزه از طریق رسانه های جمعی و پزشکان چنین به مردم القا می شود که نوره غیر بهداشتی است؛ چرا که دارای آرسنیک می باشد و آرسنیک نیز یک ماده سرطان زا است؛ اما از طرفی می بینیم که امام رضا علیه السلام تاکید فراوانی به استفاده از نوره دارند تا آنجا که حضرت می فرمایند: یک روز در میان از نوره استفاده نمایید و اگر نشد دو روز در میان، اگر نشد سه روز در میان، اگر نشد هفته ای یک بار، اگر نتوانستید دو هفته یک بار، اگر نتوانستید سه هفته یک بار، نتوانستید ماهی یک بار و حتی اگر پول نداشتید قرض کنید و این کار را انجام دهید و اگر چهل روز بگذرد و کسی از نوره استفاده نکرد، مسلمان نیست. حال سوال اینجاست چرا با توجه به این همه تاکید بر مداومت استفاده از نوره در دین ما، پزشکان امروز استفاده از آن را مساوی با دچار شدن به سرطان می دانند. برای روشن شدن این مطلب توجه به این نکته الزامی است. اگر در کارخانه های مربوط به تولید نوره مراجعه نماییم می بینیم خارجی ها در حق ما لطفی کرده اند و چون نمی خواهند ما سرطان بگیریم! دستگاه هایی در اختیار ما قرار داده اند تا این ماده سرطان زا به اصطلاح خودشان آرسنیک را از نوره جدا می کنند، ولی سوال اینجاست که چرا وقتی آرسنیک از کشور ما خارج می شود، با یک سری تغییرات جزیی با قیمت بسیار گزاف به خود ما مجدداً فروخته می شود تا ما در بیمارستان ها برای بیماران سرطان خونی استفاده کنیم. اطلاعات کامل و ریز این امر در اختیار ما هست.
سوال اینجاست که آیا برای این نیست که ماده موثره مجانی را از خود ما بگیرند و به عنوان ماده اولیه در کشور خودشان با آن داروی ضد سرطان تولید نمایند؟
این دارو را آقا امام رضا علیه السلام می فرمایند از طریق پوست و بوییدن در حین استفاده آن مصرف نمایید. یعنی به هنگام استفاده از واجبی مقداری از آن را به نوک بینی خود می مالید و می بویید یا این که واجبی را در یک محیط کوچک و خنک استفاده می کنید، تا بوی نوره به مشامتان بخورد و از طریق بوییدن، وارد خون و بدن گردد و همچنین در همان مدت زمانی که واجبی جهت کنده شدن موهای زاید بدن استفاده می گردد، این مدت حداکثر زمانی است که نوره می تواند روی پوست شما باشد و از طریق پوست، جذب بدنتان گردد تا غیر از خاصیت موبری، اثر درمانی خود را بگذارد.
شیوه مصرف این ماده این گونه است نه این که به اسم سرطان زایی آن را جدا کنند و در خارج کشور با افزودن اکسیژن به آن، آرسنیک تری اکساید تولید کرده و با قیمت گران به ما بفروشند تا ما به سرطان خونی ها تزریق نماییم.
از این رو این ماده بسیار حیاتی هست و باید سالم و بدون دست کاری، به صورت سنتی، همان طوری که آقا امام رضا ع دستورش را داده است، استفاده گردد و قطعاً داروی خوب ضد سرطان است.


نوشته : طب در 1388/06/6 نظرات ( ) - لینک مطلب
نوره

امام رضا (علیه السلام) می‌فرمایند: نوره وقتی به بدن گذاشته شود علاقه زن را به مرد و مرد را به زن شدت می‌دهد و وقتی زیر بغل گذاشته شود شانه را قوی و دید را زیاد می‌کند.

از نظر علمی: سه تا ماده حیاتی در نوره هست. آرسنیک، آهک، گوگرد. الان وزارت بهداشت می‌گوید این نوره ها غیر بهداشتی هستند مگر اینکه آرسنیک از آنها خارج شود آن وقت آرسنیک را به قیمت مفت دارند می‌برند. اگر این برود نوره بی‌خاصیت می‌شود. از این طرف آرسنیک می‌رود از آن طرف می‌شود یک داروی جدیدتر و هر دانه 800 هزارتومان با همان آهک و گوگردآخرین دارو برای درمان سرطان و شیمی درمانی می‌شود. وقتی امام رضا (علیه السلام) می‌گویند اگر نوره را از شکم به پایین و از شکم به بالا(زیربغل) بگذارید سرطان از وجودتان خارج می‌شود. مدت زمانی هم که این ماده باید روی بدن بماند همان مدتی است که موها کنده شوند بیش از آن  پوست بدن له می‌شود و می‌سوزد این را می‌گویند «شیمی درمانی» و مدام شخص خودش را حداقل 40 روز یکبار شیمی درمانی می‌کند.


نوشته : طب در 1388/04/7 نظرات ( ) - لینک مطلب
حمام و نوره

در قدیم اگر حمام نو می‌ساختند این حمام تا 7 سال می‌مانده بعد از آن استفاده می‌کردند، برای اینکه مبادا تازگی حمام اثر منفی روی بدن بگذارد ولی برای نوره گذاشتن می‌رفتند توی یک اتاقی چون بویش خفه کننده است ولی نمی‌دانند که علتش چیست؟ واین آرسنیک دارد ولی الان وزارت بهداشت گفته واجبی نباید آرسنیک داشته باشد چرا؟ نمی‌داند ولی می‌داند که آرسنیک این کجا می‌رود. می‌رود به اروپا، با گوگرد و فسفر مخلوط می‌شود و بر می‌گردد به عنوان داروی ضد سرطان خون با قیمت گران به مردم داده می‌شود.

این مواد را نباید وارد خون کنند طریق وارد کردن این مواد ضد سرطان از طریق تنفس و پوست است. آن زمانی که واجبی می‌گذارید باید تنفس کنید که بره توی ریه ها و خون و سرطان را ازبدن بیرون ببرد.

 


نوشته : طب در 1388/03/14 نظرات ( ) - لینک مطلب


1 | 2 | 3 |
جست و جو در سایت طب لاین
 

 

آرشیو
موضوعات
 

عمومی ( 102 )
صفرا ( 8 )
دم ( 6 )
بلغم ( 11 )
سودا ( 13 )
آب ( 20 )
آداب تغذیه ( 41 )
اخلاق پزشكی ( 19 )
اطفال و کودکان ( 36 )
بیماریهای اعصاب و روان ( 45 )
بیماری های پوست و مو، تناسب اندام، زیبایی ( 44 )
بیماریهای تنفسی، ریه ( 15 )
بیماریهای چشم ( 10 )
بیماریهای داخلی، گوش، حلق، بینی و... ( 16 )
بیماریهای دهان و دندان ( 7 )
بیماریهای زنان، نازائی، حاملگی ( 48 )
بیماریهای عفونی ( 26 )
بیماریهای غدد ، متابولیسم و ... ( 28 )
بیماریهای قلبی، خون ( 35 )
بیماریهای کلیوی، مجاری ادرار و تناسلی ( 44 )
بیماریهای گوارشی ( 48 )
بیماریهای گوناگون، سوالات متفرقه ( 43 )
بیماریهای مفاصل، استخوان ( 25 )
چای سنتی ایرانیان ( 11 )
حکمای قدیم ( 22 )
حکمای جدید ( 37 )
داروهای گیاهی ( 42 )
درمان های سنتی ( 54 )
روغن ( 7 )
زناشویی و جنسی ( 70 )
ظروف ( 7 )
عسل ( 11 )
عوامل محیطی ( 25 )
غذاهای سالم ( 38 )
فراورده های گیاهی ( 23 )
لباس و پوشش ها ( 9 )
مبانی طب سنتی ( 61 )
مزاج شناسی ( 61 )
مواد غذایی سالم ( 70 )
مواد غذایی ناسالم ( 72 )
مزاج محل سکونت ( 3 )
نان ( 2 )
نمک ( 5 )
محصولات ( 49 )

آخرین مطالب ارسالی
 

10بیماری نادر و عجیب در دنیا
پرتقال تامسون بر DNA بدن تاثیر داشته و ساختار آن را تغییر می‌دهد
تتراسایکلین به قدرت باروری مردان زیان می رساند و موجب بدتر شدن کار کلیه ها می شود.
سن ابتلا به دیابت در ایران 15سال پایین‌تر از میانگین جهانی است
مواد طبیعی، ناراحتی های استخوانی، مفاصل، اعصاب، یبوست
به خاك سپردن مو و ناخن
ترفند چای!
سرطان زایی چیپس سیب زمینی تأیید شد
درمان دیابت
ضد عفونی آب با لیموترش؟
درمان
تاثیر خوردن آجیل بر چاقی یا لاغری
شروعی بهاری برای نظام طب سنتی
اینترنت مغزمان را نابود می‌كند!
اعتدال مزاج بین اعضاى بدن‏
اتفاق عجیب برای یك نوجوان پس از پیوند عضو
ورم های بدن خبر از بیماریهای كبد می دهد
70 درصد بیماران بستری در تهران شهرستانی هستند
پرونده توقیف ۳۰۰ تن گوشت فاسد منتظر نظر آزمایشگاه است
چند ماده غذایی که باعث تضعیف استخوان می شوند
اشاره قرآن به پس گرفته شدن مواد زاید جنین توسط رحم
فیس‌بوک و اختلالات غذایی
چه‌وقت مسواک نزنیم؟
مصرف کشمش به پایین آوردن فشار خون کمک می کند
ایران کشور پر مصرف در زمینه دارو در دنیا
نفوذ گروه‌هایی خاص کنترل دخانیات را معطل گذاشته است
درمان چاقی و لاغری از دیدگاه مزاج شناسی
روغن هسته انگور و چای سبز باعث کم خونی می شود
شربت زرشک
طرز تهیه ی کباب بختیاری
لیست کامل مطالب ارسال شده

 

نویسندگان
پیوندها
ابر برچسب
بیمار : دکتر گوشم درد میکند
در 2000سال پیش از میلاد:
-بیا این ریشه گیاهی را بخور.
در1000سال پیش از میلاد:
-آن ریشه نجس است.این دعا رابخوان.
در 1850سال پس ازمیلاد:
-آن دعا خرافات است.این معجون را بخور.
در1940سال پس از میلاد:
-آن معجون سمی است.این قرص را بخور.
در 1985سال پس از میلاد:
-آن قرصها موثر نیست.این آنتی بیوتیک را بخور.
در 2000سال پس از میلاد:
- آن آنتی بیوتیکها مواد مصنوعیند.این ریشه گیاهی را بخور!
 

All Right Reserved By tebLine  
استفاده از مطالب طب لاین با ذکر منبع و در جهت احیای فرهنگ تغذیه سالم و سلامت حقیقی بلامانع است

 

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic