*پاسخگویی به سوالات فقط از طریق ایمیل سایت ظرف 48 ساعت از ارسال سوال انجام می شود
*جهت تسهیل در دسترسی به محتوای سایت می توانید از منوی موضوعی زیر استفاده کنید
موضوعات
 

عمومی ( 102 )
صفرا ( 8 )
دم ( 6 )
بلغم ( 11 )
سودا ( 13 )
آب ( 20 )
آداب تغذیه ( 41 )
اخلاق پزشكی ( 19 )
اطفال و کودکان ( 36 )
بیماریهای اعصاب و روان ( 45 )
بیماری های پوست و مو، تناسب اندام، زیبایی ( 44 )
بیماریهای تنفسی، ریه ( 15 )
بیماریهای چشم ( 10 )
بیماریهای داخلی، گوش، حلق، بینی و... ( 16 )
بیماریهای دهان و دندان ( 7 )
بیماریهای زنان، نازائی، حاملگی ( 48 )
بیماریهای عفونی ( 26 )
بیماریهای غدد ، متابولیسم و ... ( 28 )
بیماریهای قلبی، خون ( 35 )
بیماریهای کلیوی، مجاری ادرار و تناسلی ( 44 )
بیماریهای گوارشی ( 48 )
بیماریهای گوناگون، سوالات متفرقه ( 43 )
بیماریهای مفاصل، استخوان ( 25 )
چای سنتی ایرانیان ( 11 )
حکمای قدیم ( 22 )
حکمای جدید ( 37 )
داروهای گیاهی ( 42 )
درمان های سنتی ( 54 )
روغن ( 7 )
زناشویی و جنسی ( 70 )
ظروف ( 7 )
عسل ( 11 )
عوامل محیطی ( 25 )
غذاهای سالم ( 38 )
فراورده های گیاهی ( 23 )
لباس و پوشش ها ( 9 )
مبانی طب سنتی ( 61 )
مزاج شناسی ( 61 )
مواد غذایی سالم ( 70 )
مواد غذایی ناسالم ( 72 )
مزاج محل سکونت ( 3 )
نان ( 2 )
نمک ( 5 )
محصولات ( 49 )

پرسش و پاسخ

سته ضروریه - اعراض نفسانی - تهیه وتنظیم : دکتر سید محمد سیادتی
مطالب مرتبط: مبانی طب سنتی ,

اثر اندوه و ترس و ناامیدی:

پیری زود رس

کاهش قوا

زردی و بی رونقی چهره

نا امیدی:

استیلای بیماریها و سخت تر شدن امراض

نداشتن اندیشه کارهای مهم:

ضعف قوتها و حرارت

افزایش درد بیماریها

 

اندیشه های مهم:

کاهش درد بیماریها به سبب تغافل از درد بیماریها

گاهی زوال بیماریها


نوشته : درمان آنلاین در 1390/11/19 نظرات ( ) - لینک مطلب
سته ضروریه - اعراض نفسانی - تهیه وتنظیم : دکتر سید محمد سیادتی
مطالب مرتبط: مبانی طب سنتی ,

خشم بافراط:

سوزاندن صفرا-گسترش آن در بدن-زردی رخسار =بغایت مضر برای محرورالمزاج

 شادی و لذت باعتدال و امید:

بر انگیختن قوتها

گسترش حرارت غریزی در بدن

تحریک اشتها و هضم و جذب

نیکو ئی رنگ رخسار/دفع فضولات/تاخیر در پیری

با امید از بین رفتن بیماریهای مزمن

مسافرت و دیدن اشیائ عجیب مفید برای بیماریهای مزمن


نوشته : درمان آنلاین در 1390/11/19 نظرات ( ) - لینک مطلب
انواع حرکات نفسانی
مطالب مرتبط: مبانی طب سنتی ,

انواع حرکات نفسانی (1):

1-حرکت دفعی به خارج :

الف):مواجهه دفعی روح با امر بسیار مطلوب

         خروج از منبع خود به سمت خارج

         تخلیه کامل باطن از روح

        هلاکت

        بخصوص در افراد کم ظرفیت وکمی سعه صدر

                     “ شادی مرگ”

 

انواع حرکات نفسانی (2):

ب):مواجهه دفعی روح با امر بسیار نا مطلوب

       میل به خارج برای دفع فوری آن

       فنا و زوال کامل در همان محل

       هلاکت

                  هالک از غضب مغلوبیت

2-حرکت دفعی به داخل:

          مواجهه روح با امری بسیار نامطلوب

          فرار روح و هجوم به داخل

          اجتماع و احتقان روح در قلب

          هلاکت    /    غصه مرگ


نوشته : درمان آنلاین در 1390/11/19 نظرات ( ) - لینک مطلب
سته ضروریه - اعراض نفسانی - تهیه وتنظیم : دکتر سید محمد سیادتی

 

حرکت نفسانی:

در ارواح وقوا

 

در امور روز مره

 

برای جلب منافع و دفع مضار

 

شهوت – غضب – غم وغصه - شادی

سکون نفسانی:

روح = حار – لطیف – سریع التحلیل

 

تحلیل در اثر حرکت دائمی – فنا

 

نیاز به تقویت – سکون نفسانی

اسباب حرکت نفسانی (1):

1-حرکت شوقی =حرکت انبساطی :

                    بر خورد نفس با امور مطلوب و مرغوب

                    حرکت به سوی آن

                    (دیدن محبوب)

                   حالت انبساطی – حرکت به ظاهر

2-حرکت انقباظی:

                   مواجهه با امور نا مرغوب و نامطلوب

                   ایستادگی و مقاومت

                   پناه به پناهگاه – میل به باطن

                  حالت انقباظی روح- حرکت به داخل

اسباب حرکت نفسانی (2):

3- حرکت انبساطی ، انقباظی:

  امور ذو وجهتین :

    الف)بعضی محبوب :

                جذب و اشتیاق به سوی وجه مطلوب-حرکت به ظاهر

   ب) و بعضی مبغوض

               تنفر و فرار از وجه نا مطلوب-حرکت به باطن

حالت خجالت – شنیدن مواعظ ونصایح

نفس لوامه-نفس ملهمه-نفس اماره بالسوء-نفس مطمئنه

اسباب حرکت نفسانی (3):

در حرکت انبساطی :

      روح میل به ظاهر – قلب منبسط

      تحرک روح حیوانی- حرارت غریزی –هجوم خون به

      ظا  هر-سرخی چهره

در حرکت انقباظی :

      روح میل به باطن –قلب منقبض

      خمودگی روح حیوانی – حرارت غریزی-گریز خون از ظاهر

      رنگ پریدگی-سردی پوست


نوشته : درمان آنلاین در 1390/11/19 نظرات ( ) - لینک مطلب
حرکت و سکون (ریاضت)
مطالب مرتبط: مبانی طب سنتی ,

تهیه وتنظیم:  دکتر سید محمد سیادتی 


تعریف حرکت :

 خروج ماده از قوه به فعل است که سبب تسخین میشود . نفس دائم در حرکت است چه در خواب وچه در بیداری

لحظه ای سکون نیست .

منظور از حرکت،حرکت بدنی است نه حرکت نفسانی

ریاضت=ورزش =حرکت اندامها

 ورزش : حرکتی است تابع اراده ، وباید تنفس بلند وبزرگ وپی در پی باشد.

سکون:

 عدم حرکت کل بدن از کل وجزء از جزء آن است .

 

  ماندن ماده در حالت قوه گی خود ویا بر فعلیت خود است .

ضرورت حرکت :

1- مصرف وتحلیل حرارت غریزی :

 لزوم جایگزینی آن از گوهر خودش .

 حرارت حاصل از بیرون (تغذیه)ودرون (اخلاط)، از جنس حرارت غریزی نیست .

 حرکت، حرارت غریزی را بر می انگیزد واز جنس گوهر حرارت غریزی،حرارت تولید می کند .(انتعاش)

ضرورت حرکت:

2-عدم تبدیل همۀ غذای خورده شده به خلط صالح :

 ایجاد مقداری مواد زاید در هر مرحله از هضوم اربعه

 عدم توانایی طبیعت برای دفع همۀ مواد زاید

 تجمع مواد  = تعفن = بیماریهای عفونی

  تجمع بیشتر = امتلاء

 

فواید ومضرات سکون (آرامش ) :

1- سکون معین بر هضم است

2- در سکون غذا ساکن است وهضم ونضج بهتر صورت می گیرد .چون غذا در تماس کامل با سطح معده است . در حرکت، قصور در هضم معدی است

3- در سکون توجه کامل طبیعت به جانب هضم ونضج است

4

5- سکون به افراط سبب اجتماع واحتباس اخلاط وبلغم ورطوبات وانغمار حرارت غریزیه واختناق آنهاست وعدم ترقیق وتحلیل آنها ، لذا سبب استیلائ برودت است

اهمیت ریاضت :

-اساس تند رستی به ترتیب اهمیت :

1-ورزش     2-غذا    3-خواب

رمز سلامت در اسلام :

-جوع    -تعب

-ورزش صحیح ومتناسب با اعتدال مزاج ، در وقت مناسب

ورعایت سایر موارد بهداشتی = بی نیازی از طبیب

فواید ریاضت1 :

-تازه کردن حرارت غریزی

-هضم بهتر غذا

-پذیرش بهتر غذا

-استحکام اندامها ، صلابت در اعصاب واوتار و رباطات وعضلات ومفاصل

-تقویت قوا

-رساندن روح غریزی به اندامها ، روح غریزی عامل زندگی است وترک ورزش ناتوانی اندامها

-لغزاندن مواد زاید از جای خود وآماده دفع کردن

-دفع بهتر فضولات ومواد زاید (گداختن ، تحلیل رفتن فضولات)

-تحلیل فضولات غذایی روز گذشته

-تحلیل رطوبات فضلیه مرخیه

-از بین بردن امتلاء بدون دارو

ریاضت اندامها :

-ریاضت پا :  پیاده روی .

-ریاضت چشم  :  نگاه به اجسام ریز وتدریجا از اشیاء ریز به بزرگتر ودیدن صور جمیله ملیحه .

-ریاضت گوش : شنیدن صداهای نهانی وخفی وگاهی آوازهای عظیم وخائیدن اشیاء صلب .

-ریاضت دست : کار با دست ،سنگ اندازی ،زوبین اندازی ، جابجایی اشیاء سنگین .

-ریاضت سینه وحنجره وحلق : آواز خواندن ( ابتدا آهسته وسپس بلند) اینقدر بخواند که سر درد نگیرد وملال نیاورد ، با صدای کلفت وسنگین وتند خواندن .

فایده آوازخواندن:عقل را روشن وهمۀ قوتها را سود میدهد ، رنگ را زیبا ، سینه را صاف و مفید برای دهان وزبان کوچک وچشم .

-ریاضت دست وبازو وسینه : تیر اندازی .

ریاضت:

-ریاضت قوی : چوگان زدن .

 

-ریاضت قوی همۀ بدن : آویزان شدن وپاها را حرکت دادن .

-فوت کردن ، حبس کردن نفس ، تنفس عمیق ، برای همۀ بدن ومجراها خوب است .

       -کلفت کردن طولانی صدا ، صدای تند طولانی ، صدای زیاد طولانی خطرناک است . 

از انواع ریاضت :دلک(ماساژ) است

فواید دلک :

1-تحلیل مادۀ غلیظۀ  چسبیده به عضو .

             مثل ماساژشکم برای تحلیل سده روده ومعده

2-تحلیل باد یا نفخ در عضو .

3-جذب ماده از بالا به پائین .

4-رساندن نفع روغنها به بدن .

5-بزرگ شدن عضو کوچک .

تدبیر ریاضت :

1-ریاضت بر گرسنگی زیان دارد .(شیخ الرئیس : ریاضت بر امتلاء بهتر از ریاضت بر خلاء معده است )

2-عدم اکتفا به یک نوع ورزش .

3-ورزش هر اندامی را انجام دهند .

4- بتدریج ریاضت را سخت وسریع کند وبرای اتمام ریاضت بتدریج آهسته کند تا تمام شود

5-بین ورزشهای سخت وسریع کمی استراحت کنند یا کمی ورزش

سبک انجام دهند .کمی ماساژ نرم بدهند واگر خشکی در بدن احساس کرد روغن مالی کنند وماساژ دهند تا به اعتدال برسند .

 

تدبیر ریاضت 2:

6-افراد ناتوان ورزش سبک وافراد تنومند ورزش سخت کنند

13-قبل از ورزش بدن خالی از بول وبراز باشد .

14-حمام وقتی برود که کاملا بدن آسوده باشد .

15-وقتی عرق بصورت بخار سیلان می یابد باید ورزش قطع وروغن معرق به بدن مالید .


تدبیر ریاضت 4:

18- حد ریاضت :

اینقدر باشد که چهره بر افروخته وبا نشاط حرکات انجام یشود .

 تنفس بلند وپی در پی، رگها ممتلی وتعریق به اعتدال .

1

مضرات ریاضت نامتناسب :

ریاضت اخلاط مجتمعه دریک روز را می تواند بگدازد وتحلیل برد .

  فضولات غلیظه را نمی تواند تحلیل برد .


نوشته : درمان آنلاین در 1390/11/19 نظرات ( ) - لینک مطلب
شناخت گرمی و سردی


کمتر واژه‌ای است که در طب به اندازۀ دو کلمۀ گرمی و سردی اهمیت داشته باشد به نحوی که اگر فهم کامل نسبت به آنها وجود نداشته باشد، بطور کلی درک طبی ناقص گردیده و نظام از هم‌گسیخته‌ای پدید خواهد آمد که در آن نه تشخیص بیماری‌ها کامل می‌شود و نه در درمان بیماری‌ها موفقیتی جدّی بدست می‌آید.

بنابراین کلید فهم درمان در طب شناخت گرمی و سردی است و اگر این کلید بدست آمد، درمان به وسیلۀ هر مکتبی سهل‌تر خواهد شد.

برخی اعتقاد دارند که کاربرد این واژه‌ها و مفاهیم آن فقط منحصر به طب سنتی ایران و طب اسلامی است. در حالی که به نظر نگارنده اگر چنانچه طب کلاسیک نیز از گرمی و سردی درک درستی بدست آورد، با دقت بیشتری به تجویز داروهای خود خواهد پرداخت و از همان داروها کارآیی درمانی بیشتری خواهد گرفت.

و اگر یک نفر هیپنوتراپ، هومئوتراپ، کارشناس پزشکی، انرژی درمان و متخصص تغذیه نیز از این اطلاعات بهره‌مند باشند از رشتۀ درمانی خود کارآیی بیشتری خواهند گرفت.

تفصیل این موضوع را در کتاب مزاج‌شناسی شرح داده‌ایم، لکن خلاصۀ قابل استفاده را ذیلاً به ضرورت ذکر می‌کنیم.

تمامی نظام خلقت از دو عنصر سردی و گرمی خلق شده است. کرات، سیارات، ثابتات، کرۀ زمین و مجموعه ساکنان آن اعم از معدنیات، نباتات، حشرات، حیوانات و انسان‌ها همه دارای ترکیبی از عنصر سردی و گرمی هستند.

هر گاه میزان حضور این دو عنصر در هر شیء به اندازه بود و همدیگر را تکافو کرد، حالت معتدل پدید می‌آید. و اگر چنانچه بر میزان گرمی افزوده شد، حالت گرمی و خشکی ایجاد می‌شود و اگر چنانچه بر میزان سردی افزوده شد، حالت سردی و خشکی بوجود می‌آید. از درگیری گرمی و سردی رطوبت پدید می‌آید و حضور رطوبت دو عنصر سردی و تری و گرمی و تری را نیز پدید می‌آورد. بدین ترتیب پنج حالت اصلی ایجاد می‌شود که بر اساس آن پنج حالت مزاجی تعریف می‌شود و اگر چنانچه این پنج حالت در انسان تجلّی کرد، موجب پیدایش پنج تیپ می‌شود.

اگر از تیپ معتدل صرف نظر کنیم، به هر کدام از حالات نقل شده رطوبت و گرمی نیز اضافه می‌شود و بنابراین مجموع حالات مزاجی به نُه حالت بالغ می‌گردد که البته چون میزان این حالات نسبی است می‌توان بر ضریب آن افزود. اما به شکل متعارف بیش از نُه حالت مورد بحث قرار نمی‌گیرد.

بدن انسان در اثر تلاقی چهار خلط ساخته شده است که صفرا، دم، بلغم و سودا نامیده می‌شوند.

هر گاه وجود چهار خلط مزبور در تن انسان به تعادل بود، فرد معتدل تعریف می‌شود. و هر گاه گرایش تن انسان به سوی افزونی یکی از اخلاط نامبرده بود، آن فرد را با مشخصات آن تیپ شناسایی می‌کنیم و رفتارهای بدنی و گرایشات اخلاقی و توانایی و استعدادهای ذاتی او را در آن قالب بررسی می‌کنیم.

مثلاً از کسی که مزاج او دارای غلبۀ صفراست، از وی تیپی می‌سازد که از نظر اندام نسبتاً باریک اندام است و تحرکات ویژه‌ای دارد، پوست او گرایش به خشکی دارد. این خشکی در اندام فوقانی بیشتر است. تمایلات غذایی او به سوی ترشی‌ها و گس مزه‌هاست، از شیرینی و چربی خیلی استقبال نمی‌کند و اصولاً اشتهای کمتری دارد.

و از نظر رفتاری فردی پرانرژی و پرتوان است لکن این انرژی نوسان دارد و نموداری کاملاً مشخص را به سوی کاهش و افزایش انرژی در رفتار خود بروز می‌دهد. از اینجهت یک فرد صفراوی فردی است مهربان ولی باستعداد عصبانیت‌های آنی با امکان بازگشت به آرامش سریع - و رفتارهای ضدونقیض از وی بروز داده می‌شود. باهوش است لکن بازیگوشی وی اجازۀ بهره‌گیری هوشی به او نمی‌دهد.

این شخصیت را فردی صفراوی می‌نامیم که با همین ویژگی‌ها به خوبی زندگی می‌کند ولی یک تیپ مشخصی است که از نظر ظاهر، چهره، درشتی اندام، پراکندگی عروق در تن، رنگ پوست، استعداد ریزش موی سر و عصبانیت آنی نسبت به سایر تیپ‌ها متمایز است.

و از نظر گرایشات اخلاقی استعدادهای ویژه‌ای دارد؛ تیزهوشی، بروز حرکات سریع، انرژی فراوان مقطعی و تمایل به غذاهای سردمزاج او را از دیگران متمایز می‌سازد.

از نظر بیماری‌ها نیز بدیهی است که استعداد ویژه‌ای داشته باشد. مثلاً یک نفر صفراوی آکنه‌های در صورت را حتماً در سنین جوانی لمس می‌کند. سردرد گرم بویژه در شرایط گرما و هنگام استشمام عطر گرم و مصرف غذاهای گرم مزاج از مشکلاتی است که با آن دست و پنجه نرم می‌کند.

ولی خیلی بعید است که یک نفر صفراوی دچار بیماری فشارخون بشود و یا دچار افزایش کلسترول گردد. سکتۀ قلبی نیز کمتر به سراغ یک نفر صفراوی می‌رود.

این مثال به شکل‌های متفاوتی تیپ‌های دموی و بلغمی و سوداوی را می‌سازد و از هر کدام شخصیتی متفاوت با ویژگی‌های اندام، کارآیی، گرایشات اخلاقی، غذایی و رفتاری و تمایلات اجتماعی خاصی پدید می‌آورد.

از نظر مزاج‌شناسی ویژگی هر طبعی از پدر و مادر منتقل می‌شود. البته به اندازه‌ای طبیب می‌تواند در تعدیل مزاج بکوشد لکن نمی‌تواند پایه را تغییر دهد. از اینرو از دیدگاه مزاج‌شناسی ژن همان خلط غالب پدر و مادر است که به فرزندان انتقال می‌یابد.

درمان مزاجی به ضد است، یعنی بیماری‌های سرد را با داروهای گرم باید درمان کرد و بیماری‌های گرم را با داروهای سرد و اگر چنانچه مخلوطی از اخلاط در بدن افزایش پیدا کند، روش‌های تطهیر و تخلیۀ کامل به کار گرفته می‌شود مانند فصد و حجامت. اگر در یکی از اندام‌ها بیماری خاصی پدید آمده که مزاج آن بیماری با مزاج کل حاکم بر تن انسان متفاوت است نیز درمانی مناسب بیماری باید ارایه گردد.

مزاج در طول عمر دچار تغییراتی می‌گردد. مزاج دوران طفولیت با نوجوانی و میانسالی و کهنسالی و پیری متفاوت است. بنابراین نحوۀ تغذیه و درمان انسان‌ها در طول عمر تابع مزاج عمر انسان است.

جنس مذکر و مؤنث نیز مزاجی متفاوت دارند. رفتارها، عبادات، شادی، غم، تفریح، ورزش، جنگ، صلح، سخاوت و بخل، حرص و آز و کینه و بخشش و مردانگی هر کدام دارای مزاجی هستند که باید مورد توجه درمانگر قرار گیرد.

در هر موقعیت جغرافیایی یک سلسله گیاهان ویژه‌ای روئیده می‌شود، و ساکنان آن از هوا، آفتاب، آب بیشتر یا کمتری بهره‌مندند. بنابراین دارای نقشی تعیین‌کننده در تغییر مزاج انسان است.

از اینجهت طب سنتی به طب منطقه‌ای اعتقاد دارد و توصیه می‌کند بیماران هر منطقه را با داروهای همان ناحیه درمان کنید.

اینها یک سلسله اطلاعاتی هستند که نشان می‌دهد شناخت مزاج و نقش اخلاط در بروز بیماری و درمان آن نقشی کارساز است و ما نمی‌توانیم از آن صرف نظر کنیم و چنانچه از آن چشم‌پوشی کنیم، اتفاقی می‌افتد که می‌بینیم با وجود تلاش‌های فراوانی که در عرصۀ طب و درمان صورت می‌گیرد، موفقیت‌ها اندک است. و این را ما تلاشی مخالف نظام طبیعت تعریف می‌کنیم.

اساس درمان در این کتاب تغییرات سردی و گرمی در بدن انسان است و لذا در ابتدای هر بیماری به نوع بیماری اشاره می‌کند – و بر حسب اینکه نوع بیماری چیست و زمینۀ بروز آن ناشی از غلبۀ چه خلطی است نسخه‌ای ویژه توصیه می‌کند.

از اینجهت توصیه می‌کنم کسانی که می‌خواهند از این کتاب که نسخه‌های بسیار و ارزشمندی دارد و بسیاری از بیماری‌های درمان طب کلاسیک را درمان می‌کند، مورد بهره‌برداری قرار دهند باید در مزاج‌شناسی تبحر پیدا کنند.

نویسنده کتابی را در این زمینه در دست تألیف دارد که به یاری خداوند بزرگ منتشر خواهد شد. در آن صورت اول کتاب مزاج‌شناسی را خوب بخوانید و سپس به درمان با طب سنتی روی آورید تا نتیجۀ درمانی کامل‌تری به دست آورید.

 

حسین خیراندیش

نوشته : درمان آنلاین در 1390/11/19 نظرات ( ) - لینک مطلب
فرق بین طب کلاسیک و طب سنتی ایران وطب اسلامی علاوه برچگونگی کاربرد
مطالب مرتبط: عمومی , مبانی طب سنتی ,


غذاها ،گیاهان داروها و رفتارها و استعدادهادرچکونگی بهره گیری از توانائیهای طبیعی آنها است.

صرف از تفاوت مواد و امکاناتی که در اختیار این دو مکتب است همه زیانها و عوارضی که از داروهای شیمیائئ نصیب بشر می گردد ناشی از خود دارو نیست بلکه  نابجایی مصرف آنها نیز عاملی دیگری است که عوارض داروها را دو چندان میسازد.

همچنانکه وقتی با همان روش و با همان نگاه طب کلاسیک داروهای گیاهی را نیز بکار می گیرد دچار عوارض جانبی می گردد. ممکن است پاسخ دهید که این عوارض که پیرامون داروهای گیاهی مورد توجه طب سنتی ایران گزارش می شود واقعیت دارد بلی این نکته پذیرفته است ولی علت پیدایش عوارض جانبی بر اثر مصرف داروهای گیاهی را طب سنتی نابجایی مصرف تعریف می کند. برای زدایش عوارض تمام داروها پیشنهادی  ویژه ارائه میدهد و اگر برای مصرف داروها قانونمندی های لازم رعایت گردد عوارض جانبی پدید نمی آید.

از دیدگاه طب سنتی ایران نه تنها غذاها و گیاهان در قالب قانونمندی ویژه ای باید بکار گرفته شود بلکه تمامی رفتارها،شامل خشم و کینه ،حرص و آز و حسد و بخشایش  و مهر و عشق و وفا نیز در قالب نظامی تعریف میگردد و مزاجی ویژه برای آن مقرر گردیده است.

تمامی کلمات، حروف ،جملات تابع قاعده ای تعریف می شوند و کنش و واکنشی برای روح و روان و جسم انسان پدید می آورند که کاربرد مناسب آنها تأمین کننده سلامتی و بهره گیری نابجای آنها موجب بروز عدم تعادل و ایجاد بیماری است.

علاوه بر این زمانها ، ساعات روزها ، ماهها و فصلها و لحظات نیز دارای خاصیتی ویژه هستند و هر گاه لحظه ویژه ای مناسب برای رفتارهای خاص است که همان رفتار در گاه نامناسب بازدهی مطلوب را بدست نمیدهد.

و همه این غذاها و داروها و رفتارها نه تنها در زمانی ویژه کاربرد مطلوبی از خود بروز میدهند بلکه مکانها و موقعیت های جغرافیایی نیز می تواند نقش آنها را دگرگون سازند. چراغ راهنمای قانونمندی حاکم بر نظام طبیعت و قالب نشانکر بکارگیری مناسب غذاها ، داروها و رفتارها و درمانها و مکانها و معیار اندازه گیری و رعایت تناسب نیازها علم مزاج شناسی است.

مزاج شناسی میتواند قالب نیازهای انسان را با ظرف توانائیهای طبیعت تطبیق دهد و سازگار نماید.

برای تحقیق  یک زندگی آرام ، و رعایت اعتدال و توازن در طبیعت لازم است همه انسانها به اندازه ای از علم مزاج شناسی برخوردار باشند تا بر اساس معیارهای ارائه شده آن علم از غذاها و دواها همانها که لازم است و به هر مقداری که مناسب است در زمان و مکانی شایسته بهره گیری شود در غیر اینصورت ممکن است با مصرف بهترین پدیده های خلقت دچار عوارض جانبی شویم و از مفید ترین  عناصر طبیعت زیان آورترین عارضه را نصیب خود سازیم.

برای توضیح این مطلب لازم است چند مثالی تقدیم نمائیم.

عسل بهترین غذاها و داروها از دیدگاه طب سنتی ایران و  طب اسلامی و طب کلاسیک است در قران کریم عسل موجب شفای همه مردم توصیف گردیده است .لکن اگر همین غذا را به همه مردم بدهیم در شرایط مساوی برای برخی خوشایند است و موجب ایجاد انرژی و توانائی و مقاومت بدن می گردد و برای برخی دیگر موجب گرمی و حرارت رنج دهنده و حتی تولید کننده آلرژی و ایجاد کننده خارش بدن- اگر عسل ما عسل آویشن باشد. برای گروه اول حرارت و انرژی بیشتری پدید می آورد لکن برای گروه دوم آلرژی زا بوده و موجب ایجاد خارش بیشتری در بدن می شود.

در این وضعیت طب کلاسیک برای عسل عوارض جانبی(ایجاد کننده خارش بدن و آلرژی زایی) گزارش می کند-اگر همین عسل را در فصل تابستان و در موقعیت جغرافیایی گرم سیری بکار گیریم میزان آلرژی زایی آن افزایش خواهد یافت – بنابراین زمان و مکان نیز به فاکتورهای عوارض جانبی عسل می افزاید.

ولی اگر همین شکایت را با معیارهای طب سنتی ایران و طب اسلامی بررسی کنیم اینگونه پاسخ می شنویم – افرادی که از عسل بهره ای نیکو میگیرند و بدون آلرژی و عوارض جانبی انرژی می کیرند و انسانهای سرد مزاجند.

و افرادی که از عسل می رنجند افراد گرم مزاج اند و برای پیشگیری از بروز رنجش باید عسل را با آب محلول کرد و بصورت عسلاب میل نمایند.و گروهی که با نوشیدن عسل دچار آلرژی و خارش بدن می شوند افرادی با مزاج گرم وخشک تعریف میشوند و درصورتی که بخواهند عسل بنوشند باید این شربت را به همراه آب و مقداری آب لیمو و یا سرکه و یا آب زرشک بنوشند.

چنین کسانی نمیتوانند عسل آویشن میل کنند چون آویشن گیاهی گرم است و موجب گرمی بیشتری در عسل میگردد و اگر چنانچه بخواهند بنوشند باید آنرا با آبلیمو و یا سرکه بیشتری مخلوط نمایند.

و هر گاه مایل باشند این نوشیدنی را در فصل تابستان میل کنند حتمأ باید بر مقدار آبلیموی آن بیفزایند و اگر در فصل تابستان و در یک موقعیت جغرافیایی گرمسیری بخواهند عسل بنوشند عسلاب مخلوط با آبلیمو و سرکه را به همراه غذاهای سردی بخش بیشتری باید میل نمایند.

بر اساس این قاعده هیچکدام از افراد مصرف کننده عسل دچار عوارض جانبی نخواهند شد و هر کدام بنوعی از آن بهره خواهند جست.

پرتو این قانونمندی در تمامی غذاها و رفتارها سایه افکنده است و ما لازم است برای بهره گیری کامل از غذاها به ویژگیهای مزاجی غذا ها در رفتارها و زمانها آگاهی داشته باشیم.

کتابی که پیش رو دارید تلاشی است ارزشمند از جناب آقای دکتر ابوالحبیب که سعی کرده است قانونمندی حاکم بر نظام تغذیه را به زبان ساده در عین حال علمی بنمایاند.

فهم مزاج غذاها برای همه مردم بویژه پزشکان محترم ضروری است و اگر چنانچه همه مردم مزاج غذاهای خود را بدانند و آنرا در زندگی روزمره خود بکار گیرند دچار عوارض جانبی غذاها و گیاهان نخواهند شد و در نتیجه به حوزه بیماری راه پیدا نخواهند کرد و در صورت بروز بیماری نیز با مصرف غذاها و داروهای مناسب به درمان بیماری خواهند پرداخت.

اینجانب به سهم خود از جناب آقای دکتر ابوالحبیب برای این خدمت ارزنده فرهنگی که تحفه سلامتی را تقدیم مردم می کند سپاسگزارم و به مردم عزیز و پزشکان توصیه می کنم با افزایش اطلاعات خود پیرامون مزاج شناسی و مطالعه کتابهایی اینچنین شتاب حرکت جامعه بسوی سلامت را افزایش دهند و دست از مقابله با قانونمندیهای حاکم بر طبیعت بردارند و همسو با آن به سادگی پروازی زیبا بسوی آسمان آبی سلامتی و فرار از دره ها و لجن زارهای بیماریهای لاعلاج را تدارک ببینیم.

                                                                          والله یحب المحسنین

                                                                            حسین خیر اندیش

                                                                             12 /4/1387


نوشته : درمان آنلاین در 1390/11/19 نظرات ( ) - لینک مطلب
اصول و مبانی طب سنتی
مطالب مرتبط: مبانی طب سنتی ,

اصول و مبانی طب سنتی، مکمل و گیاهان دارویی نوید بخش توسعه سلامت کم هزینه، کثیر الوصول، خوشایند ومورد پذیرش و فرهنگ ساز است. به همین دلیل در عصر فناوریهای نوین و پیشرفت چشمگیر علوم و فنون شاهد اوج گیری موج سبز به مفهوم توسعه فراگیر بهره مندی از طب ساده و بومی ونیز فراورده های گیاهی و طبیعی هستیم. امروزه طب سنتی TM، مکمل و جایگزین  CAMبر اساس رویکرد جامع و ضرورت علمی و اقتصادی و نیز توصیه های مکرر سازمان بهداشت جهانی WHO  در حال توسعه است. این رویکرد یکی از مباحث مهم جهانی درچند دهه اخیر است. دولتها و بویژه سازمان بهداشت جهانی حتی سازمان ملل متحد طب سنتی را دانش بومی و سرمایه مهم کشور ما دانسته و در صدد بر آمده اند تا با روزآمد سازی، استاندارد سازی و استفاده از فناوریهای نوین، طب سنتی و مکمل را به صورت گسترده اما منطقی ترویج نمایند. در بین کشورهای جهان چین ، آمریکا، ویتنام، فرانسه و آلمان سهامداران بزرگ بازار گیاهان دارویی و فراورده های  طب سنتی و مکمل هستند.


نوشته : درمان آنلاین در 1390/11/19 نظرات ( ) - لینک مطلب
معرفی کتاب « قصص و حكایات المرضی»
مطالب مرتبط: مبانی طب سنتی ,

در اینجا فرصت را مغتنم شمرده و اقدام به معرفی ترجمة «قصص و حكایات المرضی» می¬كنیم. این كتاب خود مصداق كاملی است از آنچه در این مقاله دربارة اخلاق پزشكی و انعكاس آن در كتب ادب پارسی گفته شد. مؤلف این كتاب «ابوبكر محمد زكریای رازی» است كه در آذرماه 1343 به سعی و اهتمام دكتر محمود نجم¬آبادی در انتشارات دانشگاه تهران به چاپ رسیده و پس از اتمام چاپ اول تاكنون تجدید چاپ نشده است. در حقیقت این كتاب، رسالة ترجمة فارسی حكایات و تاریخچه¬هایی است كه از رازی در كتاب «حاوی» او باقی مانده و در بعضی نسخ دیده شده است. اولین بار مرحوم پرفسور ادوارد براون در كتاب «تاریخ طب اسلامی» تاریخچة اول را در خطابة دوم كتاب خود به انگلیسی ترجمه کرده و سپس مرحوم دكتر «ماكس میرهوف» از ترجمة انگلیسی آن، حكایات و تاریخچه¬های مزبور را از روی نسخة خطی كتابخانه بدلئیان در شهر آكسفورد انگلستان اقتباس، تهیه و سپس به چاپ رسانده است.

این كتاب، تاریخچه¬ها و حكایات طبی است كه رازی - پزشك نامدار ایران- در هزار و اندی سال قبل بر اثر تجارب و مشاهدات خود بر روی بیماران به رشتة تحریر درآورده است. اگر از معرفی این دانشمند و متفكر بزرگ اسلامی درگذریم كه سخن به درازا نكشد از جمله موارد مهم كه در اینجا قابل ذكر است، مزایای رازی در علم طب است كه امروزه از آن به عنوان اخلاق پزشكی یاد می¬شود.

 

مزایای رازی در طب

1- یادداشت¬های روزانه از كار و عملیات یا گزارش احوال بیماران؛ كتاب حاوی در واقع یادداشت¬های كلینیكی اوست. از ¬این¬ رو او را پزشك بیمارستانی و كلینسین گویند. جمال¬الدین قفطی در كتاب تاریخ-الحكما از قول ابن حجل اندلسی او را طبیب مارستانی خطاب می¬كند: «دبر مارستان ری ثم مارستان بغداد....». ابن خلكان نیز در كتاب «وفیات¬الاعیان» از قول ابن حجل اندسی گوید: «انه دبر مارستان الری ثم مارستان بغداد زماناً». كاستیلیونی در كتاب «تاریخ طب» خود وی را سر دستة اطبای عملی و پراتیكی زمان خود و كلینیسین بزرگ و شارح امراض می¬داند. (17)

2- رازی تجربه و آزمایش را در علم طب وارد کرد. كامپل انگلیسی در كتاب تألیفی خود در باب «طب عرب و نفوذش در قرون وسطی» می¬گوید: «مقام رازی در طب بدان پایه بوده كه حتی معاصرینش وی را مجرب لقب داده¬اند.» (18)

3- مزایای رازی در طب و داروسازی: وی شیمی¬دان بزرگی بوده و مواد زیادی را در شیمی و داروسازی وارد ساخته است؛ الكل و اسید سولفوریك (جوهر گوگرد) را نیز او كشف کرد.

كامپل در كتاب خود دربارة «طب عرب و نفوذش در قرون وسطی» می¬گوید: «رازی اولین كسی است كه استحصالات شیمیایی را در طب وارد ساخته است.» (19)

4- شرح و بسط كامل دو بیماری آبله و سرخك برای اولین بار و تألیف دو كتاب «كتاب الجدری و الحصبه»  و «سرخك و آبله».

به عقیدة «نوی بورگر» آلمانی، كتاب فوق یكی از بزرگترین كتبی است كه راجع به آبله نوشته شده و نشان می¬دهد كه رازی از اطبائی است كه از روی عمل و تجربه كار می¬كرده و در تاریخ اپیدمیولوژی مقام مهمی دارد. (20)

5- گزارش¬نویسی حال بیماران به روش بیمارستان¬های امروزی.

اولین بار پس از مرگ رازی، ابن الندیم صاحب «الفهرست» مقام علمی و آثار او را در كتاب خود متذكر شده است. اما آنكه بیشتر و بهتر آثار رازی را در جهان شناسانده، «ابوریحان بیرونی» است كه رسالة مخصوصی دربارة آثار و مؤلفات رازی به رشتة تحریر درآورده است.

در انتها حكایتی از این كتاب كه منعكس¬كنندة رعایت اصول اخلاقی از سوی این حكیم بزرگ در حق بیمارانش است نقل می¬کنیم تا قدمت ریشة اخلاق پزشكی در فرهنگ ایرانی بیش از پیش آشكار شود؛ گواه این مدعا كتبی از این قبیل است.

 

 

 

تاریخچة هشتم (ورم حاد چركین ملتحمه یا افتالمی)

مردی به نام ابوداود كه مكاری ما بود و الاغها را میراند، مبتلی به چشم درد گردید(1). چون بیماری¬اش شروع شد، دستور دادم فصد كند، ولی او عمل نكرد، بلكه بادكش (حجامت) نمود.

داروئی كه با خود همرا داشت به میزان یك وقیه (2) بلكه زیادتر در گوش چكاند. من او را از این كار شدیداً نهی می¬كردم، تا آن كه دلتنگ شدم، با این حال او از من قبول ننمود. (3)

فردای آن روز حالش بدتر و چشم دردش شدت یافت، كه تا آنوقت من چنان چشم دردی ندیده بودم.

ترس من بیشتر از تركیدن طبقات (4) چشم و بیرون ریختن آنها (محتوی چشم) بود، زیرا در نتیجة ورم شدید ملتحمه از تمام قرنیه به اندازة یك عدس بیشتر معلوم نبود. (5) چون درد او را به ستوه آورد، فصدش كردم و سه رطل (6) و شاید زیادتر در دو مرتبه از او خون گرفتم. چشمش را از ترشحات پاك كردم.

سپس به چشمش گرد سفید (7) پاشیدم، در نتیجه آن روز به خواب رفت و دردش ساكت شد. فردای آن روز بهبود یافت. همراهان از این امر در تعجب ماندند. (8)

حواشی تاریخچة هشتم

1- چشم درد به طور اعم در عربی رمد (بفتح راء و میم و سكون دال) می¬باشد، اما در اصطلاح طبی مقصود ورم ملتحمه یا ورم چركین ملتحمه (conjonctivite Pururlente یا Conjonctivite است).

در این حكایت به نظر می¬رسد كه مقصود التهاب چشمی دور قرنیه است كه به زبان فرانسه (Chemosis) گویند.

2 و6- رطل، مقیاس وزن مایعات و جمع آن ارطال و آن بر چند نوع بوده، مانند: رطل مدتی و رطل عراقی و رطل شامی و رطل مكی.

3- رازی عموماً در حكایات و تاریخچه¬ها، صریحاً نظر خود را دربارة اقدامات بیجای بیمار و اطرافیان و حتی اطبائی كه برخلاف اصول عمل می¬کردند بدون پروا اظهار کرده و این نشانة دقت و اطمینان او به تشخیص¬هایش است.

گذشته از آن، او معتقد بوده كه بیمار و اطرافیان او مخصوصاً پیرزن¬ها و امثال آنها حق مداخله در طبابت ندارند، همچنین شارلاتان¬ها (طبیب¬نماها و اطبای غیر عالم) نیز مأذون در طبابت نمی¬باشند.

4 و5- مطلب بسیار صحیح به نظر می¬رسد، چراكه در این قبیل موارد ترس سوراخ یا پاره شدن پرده¬های چشم وجود دارد، كه باعث بیرون ریختن مایعات چشم می¬شود كه نتیجة آن كوری است.

7- مقصود از گرد سفید سورمه (سورمة خشك) می¬باشد. (برای اطلاع بیشتر رجوع شود به حواشی تاریخچة یازدهم).

8- به هرحال آنچه محقق است آن كه این قبیل چشم دردها در خاورمیانه در فصل تابستان زیاد دیده   می¬شود و به اعتبار زمان، رازی بخوبی توانسته است از شرح حال بیمار و بیماری برآید.

 

واژه¬نامه

فلسفة اخلاق=Ethics

فلسفة اخلاق پزشکی=Medical Ethics

اهلیت و راه‌های تعیین آن=Competence

رهیافت مبتنی بر موارد الگو=Casuistry

رهیافت مبتنی بر نتایج=Consequentialism

رهیافت مبتنی بر روایت=Narrativism

شأن اخلاقی= Moral Status

 


نوشته : درمان آنلاین در 1390/11/19 نظرات ( ) - لینک مطلب
پیدایش طب اسلامی
مطالب مرتبط: مبانی طب سنتی ,


شفیع دانشجوی كارشناسی ارشد  رشته علوم قرآن و حدیث

بدیهی است كه ملل مختلف جهان هر كدام از قدیم الایام روش‌های طبی مربوط به خود را داشته‌اند و از این میان می‌توان به طب سوزنی چین و طب آیورودا در هند كه ریشه‌ای چند هزار ساله دارند اشاره كرد ولی براساس مدارك تاریخی می‌توان ادعا كرد كه اولین كسی كه طب را به صورت مدون و منظم در آورده است بقراط است. وی كه بین سال‌های 355 -460 قبل از میلاد می‌زیست، نخستین كسی بود كه طب را تدوین و از سحر و جادو جدا كرد. او توانست رساله‌هایی در دانش پزشكی به رشته تحریر در آ‌ورده و عنوان پدر طب را برای خود كسب كند. دومین فرد كه در تاریخ طب پیش از اسلام معروف است جالینوس است. او كسی است كه بحق توانست جانشین بقراط بشود و بعد از او شخص سرشناس و تاثیرگذار مهمی در عرصه طب پدیدار نگشت.
اما اینكه آیا مبدا پیدایش طب یونان است، مطلبی است كه همه مورخین بر آن اتفاق نظر ندارند. «سیویل الگود» در كتاب تاریخ پزشكی ایران می‌گوید:

«تا آنجا كه به دست آمده معلوم می‌شود كه در ایران قدیم وضعیت طب پیشرفته‌تر از آشور بود. حتی به جرات می‌توان ‌پا را فراتر نهاده و گفت كه ایرانیان اصول آن چیزی را كه طب یونانی نامیده شده به یونانیان تحویل داده‌اند. 700 سال پیش از میلاد، هیچ گونه اثری از علم و فرهنگ بر یونانیان مشهود نبود. با این حال 200 سال پس از آن یونانیان چنان در علوم و فنون پیشرفت كرده بودند كه بقراط توانست پدر علم طب بشود. خیلی بعید به نظر می‌رسد كه یونانیان در طی این دو قرن روشی را كه اكنون به نام روش بقراط معروف است، خود به خود پدید آورده باشند. به‌علاوه در آثار و كلمات بقراط نشانه‌های تازگی كاملا آشكار است و هیچ‌گونه اثر تحول تدریجی در آنها دیده نمی‌شود ... حتی خود یونانی‌ها هم فرضیه طبایع چهارگانه خود را یك فرضیه بیگانه می‌شناختند و به رسم آن زمان، آن را ایرانی می‌نامیدند . (جلد 6 ص 36)

حال مطلب اصلی كه آن بروز طب اسلامی پس از ظهور اسلام است را با تعریف آن طب شروع می‌كنیم. از دیدگاه استاد خیراندیش (یكی از اساتید بزرگ طب اسلامی در ایران) طب اسلامی عبارت است از: تبلور تعالیم انبیاء و ائمه (ع) پیرامون بهداشت و درمان كه در كتاب آسمانی (قرآن) و احادیث و سیره معصومین (ع) مطرح گردیده است، الهام گرفتن از قوانین حاكم بر نظام طبیعت كه تمامی موجودات به وسیله علم غریزی و خدادادی از آن برخوردارند و زندگی خود را با آن اداره می‌كنند و نیز اندیشه‌ها و تفكرات حكمای پس از اسلام در طب و درمان استدلال اصولی و منطقی در وجود و قوت طب اسلامی را علمای این علم چنین بیان كرده‌اند كه: - آیا خداوند رحمن و رحیم كه رحمت واسعه او بر رحمت ویژه‌اش نسبت به مومنین پیشی گرفته است، راهی برای تامین بهداشت و سلامت مردم معرفی نكرده است آیا مردم را به حال خود وا گذاشته و هیچ راهنمایی برای این منظور در نظر نگرفته است؟

- آیا دستورات درمانی موجود در آیات قرآن كریم كه چراغ هدایت بشر است و تعالیم طبی موجود در احادیث و سیره معصومین (ع) كه در یك سیر تاریخی به دست ما رسیده‌اند، به اندازه تراوشات فكری و پیش فرض‌های علمی موجود كه هر روز تغییر می‌كنند و نقض پذیرند، قابل اعتماد نیستند؟

- آیا می‌توان با توجه در آیات و روایات و سیره معصومین‌(ع) وتعریف كاملی از شخصیت انسان ارائه داد و رابطه او با طبیعت را باز شناخت و مكتب درمانی جامعی به مردم معرفی كرد؟ مكتبی كه به رابطه انسان با جهان واقف باشد و نحوه بهره‌برداری درست از آن را به مردم بشناساند و جهت‌گیری او در بهره‌وری از طبیعت، هدایتگرانه و همسو با سرشت الهی باشد و دارویی را به انسان معرفی كند كه همزمان با التیام بیماری جسم، روحش را فرسوده نسازد و اگر كلیه او رادرمان می‌كند قلبش را از هم نگسلد؟

ما معتقدیم كه اسلام اهمیت زیادی برای سلامت جسم قائل بوده است، حدیث معروف «العلم علمان، علم الابدان و علم الادیان» و آوردن علم مربوط به بدن در كنار علم مربوط به دین گواه خوبی بر این مدعاست. چگونه ممكن است دینی كه انجام تكالیفش بستگی كامل به سلامت جسم و عقل دارد تعالیمی برای حفظ و سلامتی و درمان پیروان خویش نداشته باشد؟ یعنی غیر ممكن است اسلام كه تا این حد برای سلامت بدن اهمیت قائل است و بالاترین نعمت‌ها را سلامتی می‌داند در این مورد سكوت كند. وجود آیات متعدد در قرآن كریم و دستورات فراوانی كه در قالب حرام، مكروه، مستحب و واجب تبیین گردیده است و وجود هزاران حدیث در كلام ائمه اطهار (ع) كه جنبه طبی و بهداشتی دارند همگی بیانگر این حقیقت است كه طب اسلامی نه تنها موجودیت داشته بلكه هویتی كاملا مستقل از سایر مكاتب طبی دارد. و این حقیقتی است كه از دید بسیاری از مورخین غربی و ایرانی مكتوم مانده است.

لكن از صدر اسلام تلاش‌ها و برنامه‌هایی وجود داشته تا علما و مردم ما را به این اعتقاد برسانند كه دین و تعالیم آن صرفا برای آخرت و مسائل ماورای طبیعی بوده و نباید در امور روزمره زندگی مثل طب و نجوم و ... دخالت داده شود چرا كه جایگاه و شان دین بالاتر از آن است كه بخواهد در امور دنیوی دخالت كند. این نظریه كه از برخی متقدمین اسلامی ایراد شده است، به وسیله استعمار تقویت گشته و با تبدیل شدن به باور به ظاهر افتخار آمیزی، باعث سلطه علمی و فرهنگی غرب شده ‌است كه در ادامه به آن بیشتر خواهیم پرداخت.
حال خوب است كه با نگاهی به تمایل كشورهای پیشرفته به طب سنتی و آموزه‌های قدیمی طب، ما نیز به فكر فرو برویم كه آیا طب امروزی جوابگوی ما هست یا خیر؟ در بسیاری از كشورهای پیشرفته تمایل به استفاده از روش‌های طب سنتی به صورت چشمگیری در حال افزایش است. به طور مثال %70 از جمعیت كانادا، %49 از مردم فرانسه و %46 از جامعه استرالیایی‌ها از طب سنتی استفاده می‌كنند. %60 -70 از پزشكان آلوپاتیك ژاپنی داروهای سنتی را برای بیمارانشان تجویز می‌كنند. در چین طب سنتی %40 از خدمات بهداشتی را در برمی‌گیرد. در آمریكای لاتین %71 از جمعیت شیلی و %40 از جمعیت كلمبیا از طب سنتی بهره می‌گیرند.

اما در ایران؛ در ایران خدمات طب سنتی و اسلامی در گذشته تنها توسط حكیم‌های آن زمان ارائه می‌شد. در اوایل قرن گذشته هنگامی كه با تمدن غربی پس از رنسانس علمی اروپا مواجه شدیم، با احساس حقارت در برابر تكنولوژی آنها یكباره از گذشته درخشان علمی خویش بخصوص در رشته طب بریدیم و با توسعه طب آلوپاتیك و بی‌مهری نسبت به حكیم‌ها و روش‌های درمانیشان به تدریج تعداد آنها رو به كاهش نهاد و كتب علمی‌شان در كتابخانه‌ها مهجور ماند یا به وسیله عمال غرب به تاراج رفت. ما هم برای اینكه متهم به واپسگرایی نشویم آنچه از پدران عامی خود به ارث برده بودیم، بیرون ریختیم در حالی كه غربی‌ها علی‌رغم تظاهر به آتش زدن كتب طب سنتی، با شیوه‌های مختلف، این گنجینه‌های ارزشمند را ربوده و با استخدام مترجمین عرب، اقدام به ترجمه متون و تحقیق و تفحص در مفاهیم علمی آن نمودند. اكنون كه بیش از صد سال از هنگامه تاراج آن سنت‌ها و میراث‌ها گذشته است و دیدیم كه ما نیز در همكاری با آنها در طی چند دهه، میراث هزار ساله خود را آتش زده‌ایم، به تدریج دستی بر چشم‌هایمان كشیده و می‌خواهیم از خواب گران برخیزیم، اما چقدر دیر؟...!

از علل استقبال شایان مردم دنیا از طب سنتی، در دسترس بودن آن و نیز صرفه اقتصادی، كارآمد بودن (تاثیر بیشتر و عوارض كمتر) در مقایسه با طب آلوپاتیك و شیمیایی، اعتقاد به رویكرد جامع‌نگر به بهداشت و سلامتی، توجه به اهمیت و ارزش محیط زیست و همچنین منطبق بودن با اعتقادات مردم و نیز انعطاف پذیری آن بسته به شرایط هر فرد می‌باشد.

انحرافات پزشكی و تطور آن از حدود 150 سال پیش توسط خود غربیان بعضا اشاره شده است. «تروسو» كه از نوابغ قرن 19 فرانسه است در آخرین درس خود درباره آینده پزشكی جهان چنین اعلام خطر كرده است.
            «دانش پزشكی با غرق شدن در جهان بی‌نهایت كوچك سلول‌ها، انسان را در كلیت خود فراموش كرده است.»
            اما در مورد نفوذ طب سنتی ایران، استاد حسن‌زاده آملی (مدظله) به نقل از طبیب گرانقدر میرزا علی‌اكبر كرمانی، در كتاب ارزشمند پزشكی نامه می‌گوید: از قرن 11 -8 اهالی اروپا در دریای جهل و نادانی غرق شده و در بدترین حالتی گرفتار بودند و از علوم فلسفیه و طبیعیه و ... بی‌خبر و اثری از این علوم در میان آنان نبود تا اواخر قرن 11 میلادی كه جهت استخلاص اراضی مقدسه از ید مسلمانان، اهالی فرهنگ اجماع كرده شروع در جنگ صلیب كردند و در این وقت كه عساكر صلیب به بیت‌المقدس وارد شدند، اراضی حاصلخیزی بهتر از اراضی خودشان مشاهده كردند هم از حیث زراعت و هم از حیث آبادانی و در ممالك اسلامیه تمدنی دیدند كه بر تمدن اروپا از همه جهت تفوق داشت و متوجه شدند كه سبب این برتری، علوم و فنونی است كه مسلمانان دارند. و فهمیدند كه بدون اكتساب این علوم و معارف نمی‌توان با عساكر اسلام برابری كرد. و اول باید كسب معرفت نمود تا بتوان با دشمن دانا مقابله كرد. و این مسئله سبب هیجان امرا و ملوك اروپا گردید و علوم و معارف كم‌كم رو به ترقی گذاشتند و كار آنها به جایی رسید كه اكنون مشاهده می‌كنید و ما مردم مشرق زمین و اهالی ایران در سبب استخلاص خود نمی‌كوشیم ... (ج 25 ص 57)

یكی از تبعات حاكمیت جهان بینی مادی بر طب رایج، نگرش این طب به انسان به عنوان یك ماشین است كه از اجزای تشكیل شده و بیماری نیز نتیجه خوب كار نكردن این اجزا می‌باشد. این در حالی است كه در طب اسلامی و سنتی كلیت یك انسان كه همان مزاج اوست، در نظر گرفته می‌شود. به این معنا كه افراد صرف نظر از اینكه چه بیماری‌ای داشته و كدام یك از اعضای بدنشان گرفتار باشد، یك مزاج كلی دارند كه باید در امر درمان مورد توجه قرار گیرد.

هیچ كس انكار نمی‌كند كه موجودات زنده همگی از سلول تشكیل شده‌اند ولی اشتباه خواهد بود اگر تصور كنیم كه موجود زنده فقط سلول است و دیگر هیچ.

اینكه بگوییم یك كلیه چیزی نیست جز سلول‌های آن، بسیار ساده‌اندیشی خواهد بود. اینكه فكر كنیم انسان‌ها تنها مجموعه‌ای از اعضاء هستند كه خود مجموعه‌ای از سلول‌ها هستند و این به نوبه خود مجموعه‌ای از ملكول‌های DNA هستند و مولكول‌ها هم مجموعه‌ای از اتم‌ها می‌باشند، جز كوته‌بینی چیزی نخواهد بود.
در بیولوژی امروزی دیدگاه اجزانگری نیوتنی حاكم است و لذا موجودات به عنوان ماشین‌هایی در نظر گرفته می‌شوند كه از اجزای گوناگونی تشكیل شده‌اند. اعتقاد بر این است كه با مطالعه تك‌تك این اجزا و به دست آوردن اطلاعات كافی در مورد رفتار و عملكرد هر جزء خواهیم توانست رفتار و عملكرد موجودات زنده را درك كنیم. به همین منظور، روز به روز شاهد مطالعه اجزای كوچكتر و كوچكتر موجودات هستیم تا جایی كه امروز قادریم به دستكاری ژن‌ها بپردازیم ولی مشكل از آنجا شروع می‌شود كه بخواهیم اطلاعات حاصل از مطالعه اجزاء را به عملكرد كل تعمیم دهیم. به عنوان مثال علی‌رغم اطلاعات خوبی كه در مورد عملكرد اجزای سیستم اعصاب داریم، هنوز عملكرد كلی سیستم اعصاب در زمره اسرار است. هنوز متخصصین اعصاب نمی‌دانند كه چگونه رشته‌های عصبی با هم كار می‌كنند وخود را با كل سیستم تطبیق می‌دهند. هنوز فرایند تكامل جنین ناشناخته است و از این نظر ما در تاریكی محض هستیم كه چگونه تحت نظم و انضباطی خاص سلول‌ها تقسیم می‌شوند و تبدیل به سلول‌های مخصوص قلب، كلیه و ... می‌گردند؟ چه چیزی كنترل می‌كند سلولی كه تقسیم می‌شود، تبدیل به یك سلول قلب یا ریه شود؟ این سوالی است كه هنوز پاسخ مناسب ندارد.

لذا طب رایج در برخورد با بیماری‌ها از ابتدا به سراغ عضو یا اعضای گرفتار شده می‌رود. یعنی توجه دقیق خود را نه به تمام بدن به عنوان یك كل بلكه به یك عضو خاص معطوف می‌داند و سعی می‌كند آثار آن بیماری را در اجزای هر چه كوچكتر مشخص سازد. و اگر بتواند این پیگیری را تا حد سلول و مولكول نیز ادامه می‌دهد. در دیدگاه جزء نگر كه طب جدید از آن تبعیت می‌كند، سعی می‌شود تا یك كل را تا حد امكان به اجزا تقسیم كرده، خاصیت كل را از جمع‌بندی خاصیت اجزاء به دست آورند. یعنی در دیدگاه اجزاء نگر، كل، هیچ‌گونه حیثیتی مستقل از اجزای خود ندارد و خاصیت آن همان جمع جبری خواص اجزاء است. این در حالی است كه در طب اسلامی و سنتی، بیمار یك انسان كامل در نظر گرفته می‌شود و پزشكان قدیم كه حكیم نامیده می‌شدند هستی را منحصر به محسوسات متكثر و مستقل از همدیگر ندانسته و برای كل حیثیتی قائل بودند كه آن را نمی‌توان صرفا همان جمع جبری خصوصیات اجزاء دانست. تفاوت دیگر بین طب امروزی و اسلامی، كم توجهی طب جدید به ذهن و روان در درمان است. ما معتقدیم كه طب رایج روان آدمی را به آن مفهوم وسیعی كه در طب اسلامی مدنظر است، در نظر نمی‌گیرد. درست است كه طب رایج در بیان علل بسیاری از بیماری‌ها، عواملی چون استرس و اضطراب را مطرح می‌كند ولی شعاع این دایره بسیار محدود و كوچكتر از آن چیزی است كه باید باشد.

طب جدید این مطلب را اصلا در نظر نمی‌گیرد كه ریشه بیماری روانی در روان فرد و نه در مغز او قرار داشته و انسان‌ها اختیار و قدرت دارند تا با تهذیب نفس بر روح و روان خود تاثیر گذاشته و گرفتار این بیماری‌ها نشوند و اتفاقا این انتقادها همگی ادعای ما را مبنی بر اینكه انسان قادر است با تغییرات روحی كه در خود ایجاد می‌كند و با كسب فضایل و ترك رذایل اخلاقی جلوی این تغییرات را بگیرد، اثبات می‌كند. البته ما نیز معتقدیم فردی كه خودكشی می‌كند بیمار است ولی بیماری او در سطح روان متمركز بوده و كشف كمبود «سروتونین» او را از گناه خودكشی تبرئه نمی‌كند.

از آنجایی كه روانپزشكی علت ریشه‌ای و اصلی بیماری روانی را تغییرات هورمونی می‌داند، در درمان محدود به مصرف دارو می‌شود در صورتی كه به عقیده ما چون ریشه اصلی بیماری در سطح روان می‌باشد هیچ‌گاه درمان اساسی صورت نمی‌گیرد و در عمل نیز دیده‌ایم كه انواع داروهای آرام‌بخش و ضد افسردگی كه وارد حیطه روانپزشكی شده و در ابتدا شوق و ذوق همگان را برانگیختند، خیلی زود ذات اصلی خود را نشان داده و معلوم شده است كه تنها نقش كنترل كننده دارند و بس.

یكی دیگر از مشكلات بزرگ طب رایج كه، واقع ناشی از همان دیدگاه جزء نگر می‌باشد، مبارزه با نشانه‌های بیماری و تلاش در جهت خاموش كردن علائم آن است. طب رایج با آن دیدگاه اجزاء نگر خود، بیماری را صرفا مجموعه‌ای از علائم و نشانه‌ها دانسته و چون به ذهن و روان كه احاطه كامل بر جسم دارد توجه لازم را ندارد، ریشه بیماری را جسم فرد دانسته و تلاش خود را صرف كنترل علائم درگیر كننده آن می‌كند. به چنین درمان‌هایی اصطلاحا درمان‌های علامتی یا سركوبگر می‌گویند.

به عقیده ما هرگونه درمان كه طی آن علت بروز بیماری شناخته و رفع نشود، درمانی علامتی می‌باشد كه تنها نقابی از سلامت بر چهره رنجور بیمار می‌كشد. بنابراین كنترل فشار خون یا كنترل دیابت با دارو و حتی بیرون آوردن یك تومور از بدن بیمار، بدون شناخت و رفع علت ایجاد كننده چنین بیماری‌هایی همه از مصادیق درمان‌های سركوبگر می‌باشند.

اشكال دیگر بر طب رایج این است كه این طب بیماری را همیشه امری نامطلوب وشر و سلامتی را همواره مطلوب و خیر محسوب می‌‌كند. و به همین جهت باید علائم بیماری در اسرع وقت خاموش شود و از همین جاست كه شاهد انواع درمان‌های علامتی و سركوبگر می‌‌شویم. در طب اسلامی بیماری همیشه امری ناگوار نبوده بلكه در مواردی بسیار مطلوب است. براساس موازین طب اسلامی بیمار نباید به محض بروز علائم بیماری اقدام به مصرف دارو كند و از آنجایی كه هر دارویی حتی در صورت مصرف صحیح مضراتی را به همراه دارد، تنها در صورت غلبه بیماری، مجاز به مصرف آن می‌باشیم.

در نهایت اقدامات شركت‌های بزرگ دارویی كه بازوهای قدرتمند طب استعماری هستند را ذكر می‌كنیم كه در واقع جرایم آنها در مخفی كردن طب صحیح و اشاعه و گسترش نادرست طب می‌باشد.

1- تبلیغات نادرست و خلاف واقع در مورد آثار داروها كه از این قسم می‌توان به فعالیت‌های موسسه آرتریت و روماتیسم آمریكا و لابراتوار سازنده كورتیزون اشاره كرد.

2- تشویق مردم به استفاده از داروهای پیشخانی (داروهایی كه نیاز به نسخه پزشك ندارد) كه خود جای بحث و كنكاش بزرگی داد.

3- تبلیغات فریبنده برای گمراه پزشكان

4- ساخت داروهای رنگارنگ با تركیب یكسان ولی اسامی تجارتی مختلف

5- تولید و عرضه داروهای كاذب

6- نسبت دادن عوارض داروها به پزشكان

7- صدور داروهای از رده خارج به كشورهای جهان سوم.

در واقع هر كدام از این اقدامات سخیف و زشت كه از سوی شركت‌های دارویی رخ می‌دهد نشان می‌دهد كه آنها به تنها چیزی كه فكر می‌كنند سود اقتصادی خود است و بس.

امیدواریم كه طب اسلامی و سنتی كه پیشینه بسیار روشن‌تر و زیباتری از طب شیمیایی و مدرن دارد روز به روز به صورت علمی و علمی و متقن در جامعه ما رشد كرده و فراگیر شود و نشان دهد كه اسلام خیلی بهتر از آزمون و خطاهای بشری می‌تواند بشر امروزی را كه پر از اسرار است را مداوا و از لحاظ بهداشتی او را مدیریت كند.

منبع:

noorportal.net.www


نوشته : درمان آنلاین در 1390/11/19 نظرات ( ) - لینک مطلب
قدمت و پیشینة طب سنتی
مطالب مرتبط: مبانی طب سنتی ,



قدمت و پیشینة طب سنتی را در هیچ كشوری به درستی نمی‌توان تخمین زد اما می‌توان این احتمال را داد كه با خلقت بشر علم پزشكی نیز به وجود آمد. در مجموع از زمانی كه انسان در بدن خود درد و ناخوشی را حس كرد برای كاهش درد به روش یا روش‌هایی متوسل شد و از همان زمان طبابت آغاز گردید. طب سنتی در گذشته پیشه‌ای محسوب می‌شد كه سلامت از دست رفته انسان را از طریق علم و عمل به بدن وی بازمی‌گرداند. طب سنتی در قدیم به طب ركاء و طب‌العجائز و یا فولك مدیسین مشهور بود. هر قوم یا هر ملیتی از نظر داشتن طب سنتی بسیار غنی هستند چرا كه برای درمان امراض مختلف به شیوه‌های خاص خود عمل می‌نمودند. از دیرباز در ایران سابقة درخشان پزشكی و درمان وجود داشته است و دانشمندان سرشناس بسیاری در این علم ظهور كردند كه آثار آنها مورد تدریس و تحقیق بزرگ‌ترین مراكز علمی جهان بوده است.

ریشه طب سنتی در ایران بر مبنای تعالیم اوستا و زرتشت بود كه نمونه‌هایی از آن را در اشعار فردوسی درباره جمشید می‌بینیم. طب سنتی ایران تشكیل شده است از طب قدیم فلات ایران، طب شرقی، طب یونانی، طب شفاهی و طب اسلامی كه روایات بزرگان دینی بر آن اشاره دارد. ایرانیان سهم بزرگی در پیشرفت طب قدیم داشتند و بزرگ‌ترین عواملی كه در بنیانگذاری هسته مركزی طب سنتی دخالت داشتند علاوه بر ویژگی‌های طبیعی می‌توان به فتوحات و سیاست شاهان هخامنشی و ساسانی به ویژه كوروش، شاه‌پور اول، انوشیروان و پس از آن به آیین اسلام اشاره كرد.


مهم‌ترین امتیاز اسلام در این خصوص دستورات قرآن و بزرگان دین در امر تفكر و تدبر در محیط زیست و درون وجود انسان و تشویق مسلمانان به یادگیری علم بود كه در نتیجة آن گسترش تمامی علوم پیشین و تازه‌سازی آنها بود كه ایرانیان در این قسمت یعنی طب سهمی بسیار بزرگ داشتند. چنانكه می‌دانیم بزرگ‌ترین پزشكان عالم اسلام ایرانی بودند و طب سنتی در همان دوره‌های اولیه در كشورهای مختلف جهان به سرعت گسترش یافت.


در هر دوره‌ای از تاریخ به تعداد اطباء افزوده شد و هر كدام اصولی را به علم طب افزودند. فن طبابت بیشتر مربوط به استعداد شخصی است چه بسا پزشكانی كه بسیار خوب تحصیل كرده اند اما در تشخیص بیماری دچار مشكل بودند.


در تمدن اسلامی گروهی از پزشكان (به ویژه در بین ایرانیان) پا به میدان گذاشتند كه با داشتن استعداد پزشكی در تشخیص بیماری‌ها نام پرافتخاری را نصیب خود كردند. سرشناس‌ترین این پزشكان ایرانی زكریای رازی، ابوعلی‌سینا، مجوزی، موفق‌هروی، جرجانی، حكیم مؤمن بودند. اساس تشخیص بیماری توسط این پزشكان در طب سنتی بر مبنای این بود كه آن‌ها برای انسان چهار طبع یا صفت را در نظر می‌گرفتند كه عبارت بودند از گرمی، برودت، رطوبت و یبوست كه گرمی از حرارت، برودت از سردی، رطوبت از تری و یبوست از خشكی پدیدار می‌شد و از تركیب كردن این طبع‌ها بود كه خصوصیات دیگری چون گرمی و خشكی، گرمی و تری، سردی و تری و سردی و خشكی حاصل می‌شد و از آنجا كه 4 عنصر تشكیل‌دهندة جهان را آتش، هوا، آب و خاك می‌دانستند هر كدام از خواص اشیاء و عناصر را در خاصیت طبع ها می‌آوردند به‌طوری كه آتش و نور (گرمی و خشكی)، هوا (گرمی و تری)، آب (سردی و تری) و خاك (سردی و خشكی) را شامل می‌شد. بعد از تقسیم‌بندی طبع‌ها و توزیع هر كدام در عناصر چهارگانه در استان مزاج‌ها پدید می‌آید. مثلاً اگر گرمی و سردی با هم در یك فرد باشند و خشكی بر رطوبت یا تری غالب باشد آن فرد را خشك‌مزاج گویند.
از سوی دیگر با خوردن خوراك‌ها فعل و انفعالاتی بر روی غذا و خوراك‌ها در بدن پدید می‌آید كه آنها را صفرا (زردآب)، دم (خون)، بلغم (خون سفید) و سودا (زردآب سوخته) می‌نامیدند. بعضی از این اخلاط برای بدن خوب و برخی مضرند. اخلاط خوب آنهایی هستند كه به بدن خوراك و نیرو می‌رسانند و جایگزین مایعات یا رطوبت از دست رفته شوند و خلط‌های (اخلاط) بد آنهایی هستند كه چنین عملی را در انسان انجام نمی‌دهند و عمل تغذیه بدن باید با دارو مداوا شود. از نظر پزشكان طب سنتی در صورت رعایت نشدن تعادل در اموری چون خوردن و آشامیدن، هوا، خواب، بیداری، اعراض نفسانی، حركت و سكون، احتباس و استفراغ، بدن از سیر طبیعی و مزاج اصلی خود منحرف می‌شود و سلامت ذاتی او به خطر می‌افتد و شخص دچار مرض (بیماری) می‌شود. از این‌رو نیاز به دارو پیدا می‌كند تا به حالت اصلی خود برگردد. این دارو است كه می‌تواند با كمك طبیعت و با دقت نظر، مزاج را به حالت طبیعی بازگرداند. بنابراین یك اصول پزشكی خاصی وجود داشت كه پزشكان آن زمان می‌بایستی به آن آشنایی داشته باشند تا در درمان‌ها از آن استفاده كنند.
در طب قدیم برای معالجه بیشتر بیماری‌ها از گیاهان استفاده می‌كردند چنانكه می‌توان پیشرفت داروهای گیاهی را همپای پیشرفت طب سنتی دانست. در قدیمی‌ترین سند خطی طب سنتی كه به خط میخی بابلی در اور و بین‌النهرین كشف شده بحث از علم طب و درمان‌شناسی به ویژه با ریشه، ساقه و برگ گیاهان شده است كه به احتمال زیاد به 300 سال پیش از میلاد مربوط می‌شد.


در ایران باستان نیز از گیاهانی چون كندر، صندل، كافو و عود برای بخور دادن استفاده می‌كردند. استفاده از گیاهان به شیوه‌های مختلفی چون افشره، جوشانده، ضماد، روغن و یا خام آن صورت می‌گرفت. شستشوی بدن با عصاره آمیخته به گیاهان در قدیم بسیار رایج بود. پدر طب سنتی در ایران ابوعلی‌سینا است كه در زمینه گیاه‌درمانی و دارودرمانی از نوابغ روزگار بود، تمدن اسلامی در قرن هفتم میلادی رشد چشمگیر خود را در علم پزشكی شروع كرد و شاهد تكامل گسترده در زمانی كوتاه بود و پزشكان برجسته‌ای پزشكی را از اعماقی كه در آن افتاده بود بالا كشیدند و سبب پیشرفت آن شدند. دانشمندان بزرگ اروپایی و پزشكان قرون وسطی و رنسانس تحسین خود را اعلام كردند و مهارت بزرگ پزشكان اسلامی را پذیرفتند. از جمله این پزشكان نامی می‌توان به رازی پزشك متخصص بغداد، ابوعلی‌سینا كه سردسته پزشكان بود و زهراوی پدر جراحی عرب اشاره كرد.


نوشته : درمان آنلاین در 1390/11/19 نظرات ( ) - لینک مطلب
روش های درمانی در طب سنتی ایران
مطالب مرتبط: مبانی طب سنتی ,



1-گیاه درمانی (Phytotherapy)

درمان بیماری های مختلف جسمی و روحی به وسیله گیاهان را "گیاه درمانی" می گویند.

یكی از روش های قدیمی جهان، طب گیاهی است. خداوند حكیم درمان همه بیماری ها و دردها را در طبیعت قرار داده است.«طبیعت خادم طبیعت است».

2-ماساژ درمانی (Massage therapy)



نوشته : درمان آنلاین در 1390/11/19 نظرات ( ) - لینک مطلب
اصطلاحات مهم در طب سنتی


کفلمه کردن: گیاه را بین دو کف دست سائیدن و خوردن

دم کردن: آب را جوش آورید، به محض جوش آمدن آب، گیاه را در آن بریزید و از روی آتش بردارید و روی آن را بپوشانید و بگذارید 3 تا 5 دقیقه دم بکشد. در مورد گیاهان شکننده ،برگ ها، گل ها 7 تا 10 دقیقه و در مورد ساقه ها،ریشه ها و پوست ها 5 دقیقه حرارت مستقیم و 20 دقیقه غیرمستقیم بهتر است.

·         جوشاندن: قسمت مورد نظر گیاه را 20 تا 30 دقیقه بجوشانید و صاف کنید.

·         خیساندن: گیاه را چند ساعت در سیالی سرد که معمولا" الکل طبی،روغن یا محلول است میخیسانند.(از آب کمتر استفاده میشود)

·         مرهم گذاشتن: گیاه را له یا رنده میکنند تا خمیر گردد و در پارچه ائی میپیچند و اغلب بصورت گرم یا ولرم(به عنوان تحلیل برنده) یا بصورت سرد (به عنوان مسکن) قرار میدهند.

·         خضاب کردن: ضمادی که موی سر و پوست را با آن رنگ میکنند یا برای تقویت مو ببندند.

·         فتیله: فرو بردن قسمتی از عضو گیاه در واژن یا سوراخ بینی و...

·         تنتور: مایع الکلی یا اتری که از گرد گیاهی به دست می آید که به مدت 2 تا 3 روز در الکل 90 درجه قرار گرفته است. طریقه معمول تهیه تنتور آن است: پودر گیاه یک واحد+آب 4 واحد+الکل 12 واحد را 14 روز در شیشه دربسته نگه داشته و سپس یک قاشق چایخوری گلیسیرین به ان اضافه کنید و 7 روز درگیر در شیشه را ببندید.

·         شیرابه: گیاه تازه را در هاون کوبیده و داخل یک پارچه نخی تمیز قرار داده و عصاره آن را با فشار در آوردن.

·         مشمع: گیاه مورد نظر را (چه بصورت کوبیده و چه پخته)در روی پارچه اندودن و روی موضع قرار دادن.

·         تنقیه: مایع بدست آمده از گیاه را در مخرج تزریق کردن



نوشته : درمان آنلاین در 1390/11/19 نظرات ( ) - لینک مطلب
فراگیری اصول طب سنتی ایران
مطالب مرتبط: مبانی طب سنتی ,
.برای کسانی که می خواهند بنا به توصیه امام رضا علیه السلام در حد لازم تدابیر سلامت خود را بدانند.
از جمله مفادی که می بایست مطالعه شوند می توان موارد زیر را برشمرد و سعی خواهیم کرد در این وبلاگ این مباحث دنبال شوند:
-1 شناخت ارکان و مزاج ها، اخلاط و..
-2 بررسی طبایع مواد غذایی و مصلحات آنها
-3 تدبیر خوردن و آشامیدن
-4 تدبیر خواب و بیداری
-5 تدبیر حرکت و سکون و ورزش
-6 تدبیر روابط زناشویی
-7 تدبیر اطفال
-8 تدبیر مشایخ
-9 تدبیر بارداری و شیر دهی
-10 تدبیر حفظ ارامش و تقویت اعصاب
-11 بررسی ریشه حکمی و فلسفی طب جامع ایرانیان
-12 تدابیر پاکسازی ها( استفراغات، حجامت و...)
-13 روش های صحیح طبخ غذاهای ایرانی
-14 نسخه های کاربردی در منزل


نوشته : طب در 1390/09/11 نظرات ( ) - لینک مطلب
چگونگی تأثیرپذیری از کیفیات چهارگانه
 سرعت تأثیرپذیری از هرکدام از کیفیتهای چهارگانه یعنی :
حرارت (گرمی)، برودت (سردی)، رطوبت (تری) و یبوست (خشکی) دلیل بر غلبۀ همان کیفیت است . 
به عنوان مثال اگر بدن نسبت به گرما سریعاً دچار انفعال شود، نشانۀ گرمی مزاج می باشد.

نوشته : طب در 1390/09/8 نظرات ( ) - لینک مطلب


1 | 2 | 3 | 4 | 5 |
جست و جو در سایت طب لاین
 

 

آرشیو
موضوعات
 

عمومی ( 102 )
صفرا ( 8 )
دم ( 6 )
بلغم ( 11 )
سودا ( 13 )
آب ( 20 )
آداب تغذیه ( 41 )
اخلاق پزشكی ( 19 )
اطفال و کودکان ( 36 )
بیماریهای اعصاب و روان ( 45 )
بیماری های پوست و مو، تناسب اندام، زیبایی ( 44 )
بیماریهای تنفسی، ریه ( 15 )
بیماریهای چشم ( 10 )
بیماریهای داخلی، گوش، حلق، بینی و... ( 16 )
بیماریهای دهان و دندان ( 7 )
بیماریهای زنان، نازائی، حاملگی ( 48 )
بیماریهای عفونی ( 26 )
بیماریهای غدد ، متابولیسم و ... ( 28 )
بیماریهای قلبی، خون ( 35 )
بیماریهای کلیوی، مجاری ادرار و تناسلی ( 44 )
بیماریهای گوارشی ( 48 )
بیماریهای گوناگون، سوالات متفرقه ( 43 )
بیماریهای مفاصل، استخوان ( 25 )
چای سنتی ایرانیان ( 11 )
حکمای قدیم ( 22 )
حکمای جدید ( 37 )
داروهای گیاهی ( 42 )
درمان های سنتی ( 54 )
روغن ( 7 )
زناشویی و جنسی ( 70 )
ظروف ( 7 )
عسل ( 11 )
عوامل محیطی ( 25 )
غذاهای سالم ( 38 )
فراورده های گیاهی ( 23 )
لباس و پوشش ها ( 9 )
مبانی طب سنتی ( 61 )
مزاج شناسی ( 61 )
مواد غذایی سالم ( 70 )
مواد غذایی ناسالم ( 72 )
مزاج محل سکونت ( 3 )
نان ( 2 )
نمک ( 5 )
محصولات ( 49 )

آخرین مطالب ارسالی
 

10بیماری نادر و عجیب در دنیا
پرتقال تامسون بر DNA بدن تاثیر داشته و ساختار آن را تغییر می‌دهد
تتراسایکلین به قدرت باروری مردان زیان می رساند و موجب بدتر شدن کار کلیه ها می شود.
سن ابتلا به دیابت در ایران 15سال پایین‌تر از میانگین جهانی است
مواد طبیعی، ناراحتی های استخوانی، مفاصل، اعصاب، یبوست
به خاك سپردن مو و ناخن
ترفند چای!
سرطان زایی چیپس سیب زمینی تأیید شد
درمان دیابت
ضد عفونی آب با لیموترش؟
درمان
تاثیر خوردن آجیل بر چاقی یا لاغری
شروعی بهاری برای نظام طب سنتی
اینترنت مغزمان را نابود می‌كند!
اعتدال مزاج بین اعضاى بدن‏
اتفاق عجیب برای یك نوجوان پس از پیوند عضو
ورم های بدن خبر از بیماریهای كبد می دهد
70 درصد بیماران بستری در تهران شهرستانی هستند
پرونده توقیف ۳۰۰ تن گوشت فاسد منتظر نظر آزمایشگاه است
چند ماده غذایی که باعث تضعیف استخوان می شوند
اشاره قرآن به پس گرفته شدن مواد زاید جنین توسط رحم
فیس‌بوک و اختلالات غذایی
چه‌وقت مسواک نزنیم؟
مصرف کشمش به پایین آوردن فشار خون کمک می کند
ایران کشور پر مصرف در زمینه دارو در دنیا
نفوذ گروه‌هایی خاص کنترل دخانیات را معطل گذاشته است
درمان چاقی و لاغری از دیدگاه مزاج شناسی
روغن هسته انگور و چای سبز باعث کم خونی می شود
شربت زرشک
طرز تهیه ی کباب بختیاری
لیست کامل مطالب ارسال شده

 

نویسندگان
پیوندها
ابر برچسب
بیمار : دکتر گوشم درد میکند
در 2000سال پیش از میلاد:
-بیا این ریشه گیاهی را بخور.
در1000سال پیش از میلاد:
-آن ریشه نجس است.این دعا رابخوان.
در 1850سال پس ازمیلاد:
-آن دعا خرافات است.این معجون را بخور.
در1940سال پس از میلاد:
-آن معجون سمی است.این قرص را بخور.
در 1985سال پس از میلاد:
-آن قرصها موثر نیست.این آنتی بیوتیک را بخور.
در 2000سال پس از میلاد:
- آن آنتی بیوتیکها مواد مصنوعیند.این ریشه گیاهی را بخور!
 

All Right Reserved By tebLine  
استفاده از مطالب طب لاین با ذکر منبع و در جهت احیای فرهنگ تغذیه سالم و سلامت حقیقی بلامانع است

 

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic