*پاسخگویی به سوالات فقط از طریق ایمیل سایت ظرف 48 ساعت از ارسال سوال انجام می شود
*جهت تسهیل در دسترسی به محتوای سایت می توانید از منوی موضوعی زیر استفاده کنید
موضوعات
 

عمومی ( 102 )
صفرا ( 8 )
دم ( 6 )
بلغم ( 11 )
سودا ( 13 )
آب ( 20 )
آداب تغذیه ( 41 )
اخلاق پزشكی ( 19 )
اطفال و کودکان ( 36 )
بیماریهای اعصاب و روان ( 45 )
بیماری های پوست و مو، تناسب اندام، زیبایی ( 44 )
بیماریهای تنفسی، ریه ( 15 )
بیماریهای چشم ( 10 )
بیماریهای داخلی، گوش، حلق، بینی و... ( 16 )
بیماریهای دهان و دندان ( 7 )
بیماریهای زنان، نازائی، حاملگی ( 48 )
بیماریهای عفونی ( 26 )
بیماریهای غدد ، متابولیسم و ... ( 28 )
بیماریهای قلبی، خون ( 35 )
بیماریهای کلیوی، مجاری ادرار و تناسلی ( 44 )
بیماریهای گوارشی ( 48 )
بیماریهای گوناگون، سوالات متفرقه ( 43 )
بیماریهای مفاصل، استخوان ( 25 )
چای سنتی ایرانیان ( 11 )
حکمای قدیم ( 22 )
حکمای جدید ( 37 )
داروهای گیاهی ( 42 )
درمان های سنتی ( 54 )
روغن ( 7 )
زناشویی و جنسی ( 70 )
ظروف ( 7 )
عسل ( 11 )
عوامل محیطی ( 25 )
غذاهای سالم ( 38 )
فراورده های گیاهی ( 23 )
لباس و پوشش ها ( 9 )
مبانی طب سنتی ( 61 )
مزاج شناسی ( 61 )
مواد غذایی سالم ( 70 )
مواد غذایی ناسالم ( 72 )
مزاج محل سکونت ( 3 )
نان ( 2 )
نمک ( 5 )
محصولات ( 49 )

پرسش و پاسخ

تغذیه در اسلام
مطالب مرتبط: عمومی ,

« و مِن الماء کُلَّ شَیِ ءٍ حَیٌ » 

و از آب هر چیز را حیات بخشیدیم.                                                                                                               " قرآن کریم"

 غذاهای زنده و غذاهای آبدار 

هر شیئی توسط آب، حیات می‌یابد و حیات جسمی و روحی انسان به این ماده یکتا بستگی دارد. « ماء معین » که به ولایت تعبیر شده است، عامل مطلق و یگانه حیات معنوی و جسمی و روحی انسان است. بدن انسان از لحظه تولد تا زمان مرگ، به طور غریزی و برای بقای خود نیازمند آب و خوراک است. اگر یک گیاه از آب محروم بماند، پژمردگی را به دنبال دارد و اگر یک انسان به آب دسترسی نداشته باشد طعم نابودی و مرگ را خواهد چشید.

70 درصد کره زمین آب و فقط 30درصد آن خشکی است، به همین ترتیب بدن انسان هم از 70 درصد آب تشکیل شده است. آیا منطقی نیست که دریابیم بهترین شرایط برای زیستن موجودی که 70 درصد بدنش را آب تشکیل داده، تغذیه از مواد خوراکی است که حداقل 70 درصد آن از آب تشکیل شده باشد.

 

خوراکی های آبدار در روی کره زمین به سه دسته تقسیم می‌شوند:

1- عسل

2- میوه و سبزی ها

3- دانه ها (جوانه ها)

 

این خوراکی های آبدار در روی کره زمین به طور طبیعی، آبدار و در نتیجه زنده هستند. غیر از خوراکی های آبدار، بقیه خوراکی‌ها و مواد غذایی، فشرده و یا غلیظ شده‌اند[1]، زیرا آنها از طریق پختن یا دستکاری و یا تصفیه و فن‌آوری صنعتی، تغییر شکل داده و از وضع طبیعی خارج شده‌اند.

   به طور کلی غذاهای زنده، حاوی آب فراوان، و غذای مرده بدون آب و یا دارای آب اندکی است. به عنوان نمونه، عسل حاوی 20 درصد آب، شکر تصفیه شده 3 درصد، و قند تصفیه شده بدون آب است. یعنی عسل یک غذای زنده و حیات بخش و به تعبیر قرآن " فِیهِ شِفاءٌ لِلناس" می‌باشد. ولی شکر سفید و قند تصفیه شده، یک ماده غذایی مرده و در نتیجه عنصر می باشند.

 

خداوند متعال می‌فرماید:

" وَ أَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً بِقَدَرٍ فَأَسْكَنَّاهُ فِی الْأَرْضِ وَ إِنَّا عَلى‏ ذَهابٍ بِهِ لَقادِرُون‏ "

از آسمان آبى- باندازه- فرو فرستادیم، پس آن را در زمین (و دل زمین) جاى دادیم، و تواناییم كه آن را از زمین بیرون بریم‏.

 

" أنشأنا لَکُم بهِ جناتٍ من نخیل و أعناب لَکُم  فیها فواکه کثیرة و منها تأکلون "

و با آب باران باغستانهایی از خرما و انگور پدید آوردیم برای شما، در این  باغها میوه های فراوان است که آنها را می خورید.

 

" و مِن الثمرات النخیل و لأعناب تتخذون مِنه سکراَ و رزقاً حَسَناً "

و هم از میوه های درخت خرما و انگور، نوشیدنی‌هایی شیرین و روزی نیکو به دست آرند.

 

" آن فی ذلک لآیةٍ لِقومٍ یعقلون "

در اینکار آیت قدرت حق برای خردمندان پدیدار است.

 

" وَ اوحی رَبک الی النحل آن أتخذی مِن الجِبال بیوتاً و مِن الشجرة مما یعرشون"

" شم کلی من کل الثَمرات فاسلُکی سُبُل رَبک ذللاً "

خداوند به زنبور عسل وحی فرستاد که در کوه ها و درختان و ارتفاعات منزل گزیند و از همة ثمره ها و گلها و شکوفه ها بخورد و راه هموار برود"

 

" یخرج من بطونها شراب مختلف ألوانُه و فیهِ شفاء"

و از درون آن شربتی به رنگ های گوناگون بیرون می‌آید که برای مردم شفاست.

" دوا یعنی تسکین دهنده و شفاء یعنی نابود کنندة بیماری و مرض"

در این آیات بر مصرف شیرینی طبیعی تأکید شده که دارای آب فراوان می‌باشد. انگور حاوی 81 درصد آب و عسل و خرما هر کدام دارای 20 درصد آب می باشند. همچنین آیات سوره انعام می‌فرمایند:

" خداوند بوستانها را با درختان گوناگون آفرید و در آن زیتون و انار را آفریده."

 


نوشته : درمان آنلاین در 1390/11/19 نظرات ( ) - لینک مطلب
فرق بین طب کلاسیک و طب سنتی ایران وطب اسلامی علاوه برچگونگی کاربرد
مطالب مرتبط: عمومی , مبانی طب سنتی ,


غذاها ،گیاهان داروها و رفتارها و استعدادهادرچکونگی بهره گیری از توانائیهای طبیعی آنها است.

صرف از تفاوت مواد و امکاناتی که در اختیار این دو مکتب است همه زیانها و عوارضی که از داروهای شیمیائئ نصیب بشر می گردد ناشی از خود دارو نیست بلکه  نابجایی مصرف آنها نیز عاملی دیگری است که عوارض داروها را دو چندان میسازد.

همچنانکه وقتی با همان روش و با همان نگاه طب کلاسیک داروهای گیاهی را نیز بکار می گیرد دچار عوارض جانبی می گردد. ممکن است پاسخ دهید که این عوارض که پیرامون داروهای گیاهی مورد توجه طب سنتی ایران گزارش می شود واقعیت دارد بلی این نکته پذیرفته است ولی علت پیدایش عوارض جانبی بر اثر مصرف داروهای گیاهی را طب سنتی نابجایی مصرف تعریف می کند. برای زدایش عوارض تمام داروها پیشنهادی  ویژه ارائه میدهد و اگر برای مصرف داروها قانونمندی های لازم رعایت گردد عوارض جانبی پدید نمی آید.

از دیدگاه طب سنتی ایران نه تنها غذاها و گیاهان در قالب قانونمندی ویژه ای باید بکار گرفته شود بلکه تمامی رفتارها،شامل خشم و کینه ،حرص و آز و حسد و بخشایش  و مهر و عشق و وفا نیز در قالب نظامی تعریف میگردد و مزاجی ویژه برای آن مقرر گردیده است.

تمامی کلمات، حروف ،جملات تابع قاعده ای تعریف می شوند و کنش و واکنشی برای روح و روان و جسم انسان پدید می آورند که کاربرد مناسب آنها تأمین کننده سلامتی و بهره گیری نابجای آنها موجب بروز عدم تعادل و ایجاد بیماری است.

علاوه بر این زمانها ، ساعات روزها ، ماهها و فصلها و لحظات نیز دارای خاصیتی ویژه هستند و هر گاه لحظه ویژه ای مناسب برای رفتارهای خاص است که همان رفتار در گاه نامناسب بازدهی مطلوب را بدست نمیدهد.

و همه این غذاها و داروها و رفتارها نه تنها در زمانی ویژه کاربرد مطلوبی از خود بروز میدهند بلکه مکانها و موقعیت های جغرافیایی نیز می تواند نقش آنها را دگرگون سازند. چراغ راهنمای قانونمندی حاکم بر نظام طبیعت و قالب نشانکر بکارگیری مناسب غذاها ، داروها و رفتارها و درمانها و مکانها و معیار اندازه گیری و رعایت تناسب نیازها علم مزاج شناسی است.

مزاج شناسی میتواند قالب نیازهای انسان را با ظرف توانائیهای طبیعت تطبیق دهد و سازگار نماید.

برای تحقیق  یک زندگی آرام ، و رعایت اعتدال و توازن در طبیعت لازم است همه انسانها به اندازه ای از علم مزاج شناسی برخوردار باشند تا بر اساس معیارهای ارائه شده آن علم از غذاها و دواها همانها که لازم است و به هر مقداری که مناسب است در زمان و مکانی شایسته بهره گیری شود در غیر اینصورت ممکن است با مصرف بهترین پدیده های خلقت دچار عوارض جانبی شویم و از مفید ترین  عناصر طبیعت زیان آورترین عارضه را نصیب خود سازیم.

برای توضیح این مطلب لازم است چند مثالی تقدیم نمائیم.

عسل بهترین غذاها و داروها از دیدگاه طب سنتی ایران و  طب اسلامی و طب کلاسیک است در قران کریم عسل موجب شفای همه مردم توصیف گردیده است .لکن اگر همین غذا را به همه مردم بدهیم در شرایط مساوی برای برخی خوشایند است و موجب ایجاد انرژی و توانائی و مقاومت بدن می گردد و برای برخی دیگر موجب گرمی و حرارت رنج دهنده و حتی تولید کننده آلرژی و ایجاد کننده خارش بدن- اگر عسل ما عسل آویشن باشد. برای گروه اول حرارت و انرژی بیشتری پدید می آورد لکن برای گروه دوم آلرژی زا بوده و موجب ایجاد خارش بیشتری در بدن می شود.

در این وضعیت طب کلاسیک برای عسل عوارض جانبی(ایجاد کننده خارش بدن و آلرژی زایی) گزارش می کند-اگر همین عسل را در فصل تابستان و در موقعیت جغرافیایی گرم سیری بکار گیریم میزان آلرژی زایی آن افزایش خواهد یافت – بنابراین زمان و مکان نیز به فاکتورهای عوارض جانبی عسل می افزاید.

ولی اگر همین شکایت را با معیارهای طب سنتی ایران و طب اسلامی بررسی کنیم اینگونه پاسخ می شنویم – افرادی که از عسل بهره ای نیکو میگیرند و بدون آلرژی و عوارض جانبی انرژی می کیرند و انسانهای سرد مزاجند.

و افرادی که از عسل می رنجند افراد گرم مزاج اند و برای پیشگیری از بروز رنجش باید عسل را با آب محلول کرد و بصورت عسلاب میل نمایند.و گروهی که با نوشیدن عسل دچار آلرژی و خارش بدن می شوند افرادی با مزاج گرم وخشک تعریف میشوند و درصورتی که بخواهند عسل بنوشند باید این شربت را به همراه آب و مقداری آب لیمو و یا سرکه و یا آب زرشک بنوشند.

چنین کسانی نمیتوانند عسل آویشن میل کنند چون آویشن گیاهی گرم است و موجب گرمی بیشتری در عسل میگردد و اگر چنانچه بخواهند بنوشند باید آنرا با آبلیمو و یا سرکه بیشتری مخلوط نمایند.

و هر گاه مایل باشند این نوشیدنی را در فصل تابستان میل کنند حتمأ باید بر مقدار آبلیموی آن بیفزایند و اگر در فصل تابستان و در یک موقعیت جغرافیایی گرمسیری بخواهند عسل بنوشند عسلاب مخلوط با آبلیمو و سرکه را به همراه غذاهای سردی بخش بیشتری باید میل نمایند.

بر اساس این قاعده هیچکدام از افراد مصرف کننده عسل دچار عوارض جانبی نخواهند شد و هر کدام بنوعی از آن بهره خواهند جست.

پرتو این قانونمندی در تمامی غذاها و رفتارها سایه افکنده است و ما لازم است برای بهره گیری کامل از غذاها به ویژگیهای مزاجی غذا ها در رفتارها و زمانها آگاهی داشته باشیم.

کتابی که پیش رو دارید تلاشی است ارزشمند از جناب آقای دکتر ابوالحبیب که سعی کرده است قانونمندی حاکم بر نظام تغذیه را به زبان ساده در عین حال علمی بنمایاند.

فهم مزاج غذاها برای همه مردم بویژه پزشکان محترم ضروری است و اگر چنانچه همه مردم مزاج غذاهای خود را بدانند و آنرا در زندگی روزمره خود بکار گیرند دچار عوارض جانبی غذاها و گیاهان نخواهند شد و در نتیجه به حوزه بیماری راه پیدا نخواهند کرد و در صورت بروز بیماری نیز با مصرف غذاها و داروهای مناسب به درمان بیماری خواهند پرداخت.

اینجانب به سهم خود از جناب آقای دکتر ابوالحبیب برای این خدمت ارزنده فرهنگی که تحفه سلامتی را تقدیم مردم می کند سپاسگزارم و به مردم عزیز و پزشکان توصیه می کنم با افزایش اطلاعات خود پیرامون مزاج شناسی و مطالعه کتابهایی اینچنین شتاب حرکت جامعه بسوی سلامت را افزایش دهند و دست از مقابله با قانونمندیهای حاکم بر طبیعت بردارند و همسو با آن به سادگی پروازی زیبا بسوی آسمان آبی سلامتی و فرار از دره ها و لجن زارهای بیماریهای لاعلاج را تدارک ببینیم.

                                                                          والله یحب المحسنین

                                                                            حسین خیر اندیش

                                                                             12 /4/1387


نوشته : درمان آنلاین در 1390/11/19 نظرات ( ) - لینک مطلب
لیست مقالات جهت ارائه بصورت پوستر و زمان ارائه در همایش قرآن پژوهی و طب
مطالب مرتبط: عمومی ,

ردیف       نام و نام خانوادگی   عنوان مقاله             زمان

1              افسانه رئیسی*، حافظ امینی، شهره حبیبیان، معصومه جهانبازی         دیدگاه قران پیرامون اخلاق درطب         چهارشنبه11/12/89 ساعت13-8

2              دکتر فردین مهرابیان               بهداشت و تغذیه از دیدگاه قرآن کریم      پنجشنبه12/12/89 ساعت13-8

3              معصومه مرتقی قاسمی*، علیرضا مرتقی قاسمی  تاًثیر اسلام بر شیوه های بهداشتی زندگی در جهت ارتقاء سلامتی وبهداشت جامعه                چهارشنبه11/12/89 ساعت13-8

4              عارفه فیاضی *، زهرا قدیمی بررسی اثر درمانی زیتون در درمان صرع بر مبنای آیات قرآنی         پنجشنبه12/12/89 ساعت13-8

5              زهرا کریمی دورباشی، فرزانه جزمظفری ، رضا بهمنی، معصومه مرتقی قاسمی، طیبه کرانی        نماز درمانی در قرن بیست و یکم                چهارشنبه11/12/89 ساعت13-8

6              حافظ امینی، افسانه رئیسی      زیتون و خواص آن از دیدگاه قرآن         پنجشنبه12/12/89 ساعت13-8

7              مهران علیجان زاده*               نقش قرآن و معنویت در پیشگیری از بیماری ها و ارتقاء سلامت جامعه              چهارشنبه11/12/89 ساعت13-8

8              سیده لیلا حسینی* ، سمیرا محمدی،

آذر آوازه  همخوانی مراحل خلقت انسان از دیدگاه قرآن با طب نوین     پنجشنبه12/12/89 ساعت13-8

9              مینوسادات امامی، نیوشا بخشی*            قرآن و تغذیه           پنجشنبه12/12/89 ساعت13-8

10           پروین باقری، معصومه تاره ، صمد امیرسعادتی  بررسی رابطه¬ی ایمان و سلامت در قرآن و حدیث             چهارشنبه11/12/89 ساعت13-8

11           حسین مدنی ، علی جعفری، بهزاد همدانی ، سید میثم ابراهیمی*، خلیل اخبار      نگرشی اخلاقی بر حرفه پرستاری از منظر فرهنگ اسلامی و آموزه های دینی

                چهارشنبه11/12/89 ساعت13-8

12           سید میثم ابراهیمی، اعظم كرمی نیا، فاطمه مقدم، حسین مدنی، خلیل اخبار          نگاهی بر آموزه های اسلامی در باب تغذیه سالم و صحت علمی این آموزه ها

                پنجشنبه12/12/89 ساعت13-8

13           مژگان السادات اقوامی*، مرتضی ترابی احمدی، مهناز افشین جو        جایگاه آموزه های دینی در سلامت خانواده            چهارشنبه11/12/89 ساعت13-8

14           طاهره مختاری        عسل از منظر قرآن، احادیث و طب       پنجشنبه12/12/89 ساعت13-8

15           مینا غلامی*            رابطه تغذیه و درمان  بیماری ها از دیدگاه قرآن کریم           پنجشنبه12/12/89 ساعت13-8

16           سوسن تلخابی مقدم*، زینب قهرمانی      درس هایی از خلقت انسان در قرآن        پنجشنبه12/12/89 ساعت13-8

17           بتول دهار*، منیژه نجاتی، معصومه مرتقی قاسمی، مژگان السادات اقوامی، زینب قهرمانی               تغذیه سالم از دید گاه  قرآن کریم                پنجشنبه12/12/89 ساعت13-8               تغذیه سالم از دید گاه  قرآن کریم

18           حبیب الله حسن زاده*، علی حسن زاده  بررسی تاثیرات شفا بخش آوای قرآن کریم در ابعاد روانی و جسمانی  چهارشنبه11/12/89 ساعت13-8

19           نسرین معصومی* ، ابوالحسن رفیعی ، فاطمه شجاعی         بررسی رابطه نماز با سلامت جسمی و روانی      چهارشنبه11/12/89 ساعت13-8

20           فاطمه قربانی*، مریم شمالی، ربابه قربانی، سمیه انصاری   مراقبت و پرستاری در قرآن   چهارشنبه11/12/89 ساعت13-8

21           فاطمه حیدری*، سید نظام احمدی فلاح نژاد           بررسی اثربخشی آوای قرآن کریم بر علائم تجربه شده بیماران افسرده بستری در بیمارستان شهید دکتر بهشتی زنجان از دید بیماران چهارشنبه11/12/89 ساعت13-8

22           مریم شمالی، فاطمه قربانی      اخلاق در علوم پزشکی و قرآن              چهارشنبه11/12/89 ساعت13-8

23           فاطمه عباسی*، سیده پروین قریشی       قرآن و تغذیه           پنجشنبه12/12/89 ساعت13-8

24           امین باقری              انار، میوه بهشتی از منظر آیات و روایات             پنجشنبه12/12/89 ساعت13-8

25           قاسم بنیانی پودنک  روشهای پیشگیری از زخم فشاری در قرآن کریم   چهارشنبه11/12/89 ساعت13-8

26           فاطمه صادقی مزیدی* ، علی اصغر زحمتکش، هاجر نجات دارابی               تامین پروتئین های بدن انسان ازدیدگاه قرآن                پنجشنبه12/12/89 ساعت13-8

27           زیبا خداکرمی فرد*، زهرا خداکرمی فرد، مهدی ولی پور، امین میرلرستان         ارزیابی خواص خوراکی و طبی گیاهان قرآنی                پنجشنبه12/12/89 ساعت13-8

28           آرزو آرمین پور      قرآن و بهداشت روان              چهارشنبه11/12/89 ساعت13-8

29           آرزو امینی              روش درمان و تغذیه در قرآن پنجشنبه12/12/89 ساعت13-8

30           فریدون اسکندری*، سهیلا ربیع سیاهکلی              جایگاه پرستار و پرستاری از نظر قرآن و ائمه      چهارشنبه11/12/89 ساعت13-8

31           لیلا رستگاری*، پروین محبی، صدیقه کمالی، الهام جعفری  قرآن، راه گشای درمان بیماری ها          چهارشنبه11/12/89 ساعت13-8

32           لیلا رستگاری*، پروین محبی، صدیقه کمالی، الهام جعفری  بررسی تأثیر آوای قرآن بر کاهش درد زایمان        چهارشنبه11/12/89 ساعت13-8

33           پروین صالحی*،  معصومه مرتقی قاسمی، رحمان صالحی، اصغر مهدیخانی     بررسی نقش نماز در سلامت روانی انسان                چهارشنبه11/12/89 ساعت13-8

34           پروین محبی*، لیلا رستگاری، صدیقه کمالی، الهام جعفری  رهنمودهای قرآن کریم در زمینه¬ی تغذیه مناسب                پنجشنبه12/12/89 ساعت13-8

35           پروین محبی*، لیلا رستگاری، صدیقه کمالی، الهام جعفری  قرآن و اخلاق پزشکی             چهارشنبه11/12/89 ساعت13-8

36           سمیه محمدی*، سکینه یوسفی، آذر آوازه               بررسی خواص درمانی میوه ها و گیاهان ذکر شده در قرآن کریم         پنجشنبه12/12/89 ساعت13-8

37           لیلا حسینی * ،سمیرا محمدی ، آذر آوازه               فایده بهداشتی تیمم از دیدگاه قرآن            پنجشنبه12/12/89 ساعت13-8

38           نیلوفر حاجیانی*، حبیب صبوحی،

دکتر مهدیه انوش    قرآن و آموزش بهداشت          پنجشنبه12/12/89 ساعت13-8

39           فاطمه تركاشوند*     بررسی تاثیر آوای قران كریم بر كاهش اضطراب چهارشنبه11/12/89 ساعت13-8

40           حبیب صبوحی*، نیلوفر حاجیانی، دكتر مهدیه انوش            درمان بیماریها و حفظ سلامت تن وروان با استفاده ازکلام وحی

                چهارشنبه11/12/89 ساعت13-8

41           دکتر مریم خوشدل روحانی*   شفا در قرآن كریم از منظر علامه طباطبایی          چهارشنبه11/12/89 ساعت13-8

42           دکتر مریم خوشدل روحانی*   تآثیر نیایش در دعادرمانی از نظر حكیم قاینی        چهارشنبه11/12/89 ساعت13-8

43           حسین معصومی جهندیزی*    بحثی پیرامون تعدادی از آیات و روایات بهداشتی در اسلام  پنجشنبه12/12/89 ساعت13-8

44           سعید نوروزی*،  مسعود نوروزی         نقش آیات قرآن در آرامش روانی خانواده               پنجشنبه12/12/89 ساعت13-8

45           دكتر مهدیه انوش*، الهام مصطفوی       بررسی و پیشنهاد راهكارهای عملی جهت افزایش علاقه و انگیزه دانشجویان علوم پزشكی به غور و تفحص در آیات قرآن كریم      پنجشنبه12/12/89 ساعت13-8

46           فریده اسدی*، زینب قهرمانی، سهیلا ربیعی سیاهكلی، آذر آوازه           بررسی استفاده از ذكرهای قرآنی و تآثیر آن در كاهش استرس دانشجویان، قبل از امتحان از دیدگاه خودشان             چهارشنبه11/12/89 ساعت13-8


نوشته : درمان آنلاین در 1390/11/19 نظرات ( ) - لینک مطلب
فهرست برخی مقالات در همایش قرآن پژوهی و طب
مطالب مرتبط: عمومی ,


ردیف

نام و نام خانوادگی

عنوان مقاله

1

فرانک شریفی*، آفاق انجم شعاع ، فرناز ایزدفر ، سعیده مظلوم زاده

ارزیابی تاثیر روزه داری اسلامی بر سطح سرمی آدیپونکتین و CRP سرم در بیماران مبتلا به سندرم متابولیک

2

 حمید رضا حریریان*، منصور غفوری فرد

آموزه های تغذیه ای از دیدگاه قرآن کریم

3

منصور غفوری فرد*، حمید رضا حریریان

جهان شگفت انگیز خلقت جنین از دیدگاه قرآن کریم

4

مصطفی احمدی فر*، دکتر                    محمد علی رضایی اصفهانی                                                                                                         

نقش تربیت جنسی در بهداشت روانی  جامعه  از منظرآموزه های اسلامی

5

قهرمانی *، آذر آوازه، فریده اسدی، معصومه مرتقی قاسمی

ایمان (سلامت روان)، چیستی و چرایی آن در قرآن و حدیث زینب

6

رحیمه حسین خانی*، دكتر ناهید جعفری

تغذیه با شیر مادر در قرآن

7

زینب قهرمانی*، هایده جلایی، معصومه مقدم، سهیلا ربیعی سیاهکلی،  فاطمه قربانی

چرا و چگونه عفو کنیم؟ راهکارهای پروراندن عفو در قرآن و احادیث

8

معصومه مرتقی قاسمی *، پروین صالحی، زینب قهرمانی

بررسی ویژگیهای عاطفى شخصیت سالم از نظر قرآن

9

سمیرا محمدی*، سیده لیلا حسینی، آذر آوازه

«قرار مكین» از منظر قرآن و علم آناتومی

10

دکتر حسین دین  محمدی،  محجوبه اشتری ماهینی*

بارداری و مراحل رشد جنین در لسان  قرآن

11

سیده لیلا حسینی*،  سمیرا محمدی، آذر آوازه

چرا قرآن دستور می دهد كه به هنگام جنب شدن تمام بدن را بشویید (غسل كنید)؟

12

سمیرا محمدی*، سیده لیلا حسینی، آذر آوازه

ممنوعیت آمیزش جنسی در ایام عادت ماهانه از نظر قرآن و علم طب

13

اعظم رحیمی*، کوروش گرجی، زیبا خداکرمی فرد، فرشید نظری

تأثیر قرآن در بهداشت روان

14

علی آقاجانلو*، منصور غفوری فرد*، حمید رضا حریریان

اثرات درمانی آوای قرآن: مروری سیتماتیک

 

15

کریم دوستی فرد *،  زینب انصاری            

تزکیه از دید قرآن کریم وارتباط آن با بهداشت روان

16

رقیه آقاجانلو*، رحیمه حسین خانی

سالمندی در لسان قرآن

17

مریم علاقبند*، محمود كمالی، بی بی فاطمه حقیر السادات ، طاهره نظری

سلامت روان از منظر قرآن كریم، سنت و طب

18

لیلا منصوری*، خدیجه علی زاده ،  فریده اشراقی  

تاثیر عسل بر درمان بیماری ها در  قرآن کریم واحادیث

19

آذر آوازه*فریده اسدی زینب قهرمانی امیر واحدیان عظیمی سهیلا ربیعی

قران، شفا بخش جسم و جان

20

زهرا جور احمد یدکتر مهدیه انوش

قرآن و خواص درمانی آب

21

آذر آوازه*، فاطمه قربانی، زینب قهرمانی، سهیلا ربیع سیاهکلی، فریده اسدی

بررسی تآثیر ذکر الله بر درد و اضطراب ناشی از تعویض پانسمان در بیماران دچار سوختگی

22

فریده وجدانی

شگفتی های پزشکی در قرآن کریم

 

 


نوشته : درمان آنلاین در 1390/11/19 نظرات ( ) - لینک مطلب
سخنان امام صادق با طبیب هندی
مطالب مرتبط: عمومی ,

ربیع حاجب مى گوید: روزى طبیبی هندى در مجلس منصور کتاب طب مى خواند، در حالى که امام صادق علیه السّلام در آنجا حضور داشت.
چون از قرائت مسائل طب فراغت یافت، به امام ششم علیه السّلام گفت: دوست دارى از دانش خود به تو بیاموزم؟ حضرت فرمود: نه، زیرا آنچه من مى دانم از دانش تو بهتر است. طبیب پرسید: تو از طب چه مى دانى؟ فرمود: من حرارت را با سردى، و سردى را با گرمى، رطوبت را با خشکى، و خشکى را با رطوبت درمان مى کنم، و مسأله تندرستى را به خدا وامى گذارم و براى تندرستى دستور پیامبر را به کار مى برم که فرمود: «شکم خانه درد است، و پرهیز درمان هر دردى است، و تن را به آنچه خوى گرفته باید عادت داد».
طبیب گفت: طب جز این چیزى نیست. امام گفت: مى پندارى که من این دستورها را از کتاب هاى بهداشتى یاد گرفته ام؟ گفت: آرى، امام فرمود: من این ها را از خدا فرا گرفته ام. تو بگو من از جهت بهداشت داناترم یا تو؟ طبیب گفت:البته من. امام علیه السّلام فرمود: اگر این چنین است من از تو سؤالاتى مى پرسم، تو پاسخ بده. گفت: بپرس.
امام صادق(علیه السّلام) سئوالات زیر را از طبیب هندی پرسیدند:
"
چرا جمجمه ی سر چند قطعه است؟
چرا موى سر بالاى آن است؟
چرا پیشانى مو ندارد؟
چرا در پیشانى خطوط و چین وجود دارد؟
چرا ابرو بالاى چشم است؟
چرا دو چشم مانند بادام است؟
چرا بینى میان چشم هاست؟
چرا سوراخ بینى در زیر آن است؟
چرا لب و سبیل بالاى دهان است؟
چرا مردان ریش دارند؟
چرا دندان پیشین، تیزتر و دندان آسیاب، پهن و دندان بادام شکن بلند است؟
چرا کف دست ها مو ندارد؟
چرا ناخن و مو جان ندارند؟
چرا قلب مانند صنوبر است؟
چرا شُش دو تکه است و در جاى خود حرکت می کند؟
چرا کبد(جگر) خمیده است؟
چرا کلیه مثل دانه لوبیاست؟
چرا دو زانو به طرف پشت خم و تا مى گردند؟
چرا گام هاى پا میان تهى است؟ "
طبیب هندی در پاسخ به تمامی سئوالات بالا گفت : نمی دانم.
امام فرمود: من علّت اینها را مى دانم. طبیب گفت: بیان کن.
امام فرمود:
*
جمجمه به دلیل اینکه میان تهى است، از چند قطعه آفریده شده است و اگر قطعه قطعه نبود، ویران مى شد، لذا چون چند قطعه است، دیرتر مى شکند.
*
موى در قسمت بالای سر است، چون از ریشه ی آن روغن به مغز مى رسد و از سر موها که سوراخ است، بخارات بیرون مى رود و سرما و گرمایى که به مغز وارد مى شود، دفع می شود.
*
پیشانى مو ندارد، براى آنکه روشنایى به چشم برسد.
*
خط و چین پیشانی نیز عرقی را از سر می ریزد، نگه می دارد تا وارد چشم ها نشود و انسان بتواند آن را پاک کند، مانند رودخانه ها که آب های روى زمین را نگهدارى مى کنند.
ابروها بالاى دو چشم قرار دارند تا نور به اندازه ی کافی به آنها برسد. اى طبیب، نمى بینى وقتی شدت نور زیاد است، دست خود را بالاى چشم ها می گیری تا روشنى به مقدار کافی به چشم هایت برسد و از زیادى آن پیشگیرى کند؟!
*
بینى بین دو چشم قرار دارد تا روشنایى را بین آنها به طور مساوی تقسیم کند.
*
چشم ها شکل بادام هستند تا میل دوا در آن فرو برود و بیرون آید. اگر چشم چهار گوش یا گرد بود، میل در آن به درستی وارد نمى شد و دوا به همه جای آن نمى رسید و بیماری چشم درمان نمى شد.
*
خداوند سوارخ بینى را در زیر آن آفرید تا فضولات مغز از آن پایین بیاید و بو از آن بالا رود. اگر سوراخ بینی در بالا بود، نه فضولات از آن پایین مى آمد و نه بوی چیزی را در مى یافت.
*
سبیل و لب را بالاى دهان آفرید، تا فضولاتى را که از مغز پایین می آید نگه دارد و خوراک و آشامیدنى به آن آلوده نگردد و آدمى بتواند آنها را از پاک کند.
*
براى مردان محاسن(ریش) را آفرید تا نیازی به کشف عورت(پوشاندن سر) نداشته باشند و مرد و زن از یکدیگر مشخص شوند.
*
دندان هاى پیشین را تیز آفرید تا گزیدن آسان گردد، و دندان هاى آسیاب را براى خرد کردن غذا پهن آفرید، و دندان نیش را بلند آفرید تا دندان هاى آسیاب را مانند ستونى که در بنا به کار مى رود، استوار کند.
*
دو کف دست را بى مو آفرید تا سودن به آنها واقع گردد. اگر کف دست مو داشت، وقتی انسان به چیزی دست می کشید به خوبی آن را حس نمی کرد.
*
مو و ناخن را بى جان آفرید، چون بلند شدن آنها زشت و کوتاه کردن آنها زیباست. اگر جان داشتند، بریدن آنها همراه با درد زیادی بود.
*
قلب را مانند صنوبر ساخت، چون وارونه است. سر آن را باریک قرار داد تا در ریه ها در آید و از باد زدن ریه خنک شود.
*
کبد را خمیده آفرید تا شکم را سنگین کند و آن را فشار دهد تا بخارهاى آن بیرون رود.
*
کلیه را مانند دانه لوبیا ساخت، زیرا منى قطره قطره در آن مى ریزد و از آن بیرون مى رود. اگر کلیه چهار گوش یا گِرد بود، اولین قطره مى ماند تا قطره دوم در آن بریزد و آدمى از انزال لذت نمى برد. زمانی که منى از محل خود که در فقرات پشت است، به کلیه می ریزد، کلیه چون کرم بسته و باز مى شود و کم کم منی را به مثانه مى رساند.
*
خم شدن زانو را به طرف عقب قرار داد، تا انسان به جهت پیش روى خود راه رود، و به همین علت حرکات وى میانه است، و اگر چنین نبود در راه رفتن مى افتاد.
*
پا را از سمت زیر و دو سوى آن، میان باریک ساخت، براى آنکه اگر همه پا بر روی زمین قرار می گرفت، مانند سنگ آسیاب سنگین مى شد. سنگ آسیاب چون بر سر گردى خود باشد، کودکى آن را بر مى گرداند و هر گاه بر روى زمین بیفتد، مردی قوی به سختى مى تواند آن را بلند کند.
آن طبیب هندى گفت: این ها را از کجا آموخته اى؟ فرمود: از پدرانم و ایشان از پیامبر و او از جبرئیل، امین وحى و او از پروردگار که مصالح همه اجسام را داند. طبیب در آن وقت مسلمان شد و گفت: تو داناترین مردم روزگارى.
راستى چه شگفت انگیز است که حضرت صادق علیه السّلام بدون در دست داشتن ابزار امروزى که وسیله شناخت درون و برون انسانند، در گوشه ای از شهر مدینه براى یک طبیب هندى شگفتی هاى خلقت انسان را با دلایل محکم بیان مى فرماید. 


نوشته : درمان آنلاین در 1390/11/19 نظرات ( ) - لینک مطلب
آمارهایی که منتشر شده و نشده
مطالب مرتبط: عمومی ,

نوشته : درمان آنلاین در 1390/11/19 نظرات ( ) - لینک مطلب
آهن
مطالب مرتبط: عمومی ,

 

سه نوع آهن هست شاپورگان ،برماهن و فولاد .
خاصیت :زنگ آهن گیرنده است و خورنده .چرک آهن از چرک هر آلیاژی خشکاننده تر می باشد .
ورم و جوش :زنگ آهن با آب انگور کهنه را بر جمره و سایر جوش ها بمالند مفید است .
مفاصل :زنگ آهن با آب انگور کهنه را بر نقرس بمالند مفید است .
سر :آهن را در سرکه بسیار تند بجوشانند آن سرکه در مداوای ریم و چرک همیشگی گوش بسیار مفید است .
چشم :زنگ آهن در مداوای زبر شدن پلک و ناخنه مفید است .
اندام های غذا :آهن سرخ شده را در آب فرو کنند و آن آب را با آب انگور کهنه مخلوط نمایند در علاج آماس طحال ، سستی و ناتوانی معده بسیار سودمند است .
سونش آهن مواد آبکی را اسهال می دهد لیکن در این باره سونش مس از آن مؤثرتر است .زنگ آهن گیرنده است (قبض ).
اگر آن را بردارند خونریزی زهدان را بند می آورد .زنگ آهن بواسیر را خشک می کند .آهن سرخ شده را در آب انگور کهنه فرو کنند آن آب انگور اسهال مزمن را بند می آورد ،سستی مقعد و خونریزی زنانه را علاج می کند و شهوت انگیز هم هست.


نوشته : درمان آنلاین در 1390/11/19 نظرات ( ) - لینک مطلب
آب دهان
مطالب مرتبط: عمومی ,

 

آب دهان گرسنه و ناشتا و به ویژه اگر از مزاجی گرم باشد بسیار باکنش و فعال است .
زخم و قرحه :داروی اگزمای خشک است .
چشم :علاج نقطه سرخ و سفیدی چشم است .
زهر :حشرات موذی ،مار و کژدم را می کشد .


نوشته : درمان آنلاین در 1390/11/19 نظرات ( ) - لینک مطلب
مزه ها
مطالب مرتبط: مزاج شناسی , عمومی ,


تأثیر شیرین و چرب بر زبان :

هر آنچه که بر زبان سردی گردآورده و بند کرده و مایه ی غلظت این عضو شده است به وسیله ی شیرین یا چرب سیلان می یابد اما تحلیل نمی رود . از این رو شیرین و چرب، زبان را منبسط می کند و زبری زبان را از بین می برد و آن را نرم می سازد .
چربی بدون اینکه از آن گرمی احساس شود کار خود را انجام می دهد ، اما شیرین همراه گرمی است و به همین علت است که رسانندگی شیرین بیشتر است .
لذت بخشی مزه شیرین به این دلیل است که این مزه غلظت را به کلی از بین می برد و سبب سیلان و نرمی می شود و آزار ناشی از انجماد را از بین می برد .
ماده ی غلیظی که در اثر گرما به سیلان می افتد برای تبدیل شدن به شیرینی و چربی آمادگی دارد .
کنش های مزه شیرین عبارتند از :پخته گردانیدن ، نرم کردن و تکثیر غذا . مزاج آن را دوست دارد ، نیروی جاذبه آن را جذب می کند .

کنش تلخ و شور :

تلخ و شور هر دو زبان را می تراشند و فرق آن دو در این است که زدودن در مزه ی شور سبک است و زبان را شستشو می دهد و زبری همراه ندارد . لطیف است و به کلیه ی اجزای اندام می رسد و در همه یکنواخت پراکنده می شود و لیکن دهانه معده را آزار می دهد . لیکن مزه تلخ در تراشیدن به حدی شدید است که زبان را زبر می نماید و به این دلیل زبر است که به تمام سطح زبان نمی رسد.کار مزه ی تلخ زدودن و زبر نمودن است .

کنش مزه ی تند و ترش :

تندو ترش هر دو زبان را می گزند ولی تند بسیار گزندگی بیشتری دارد و گرمی ببار می آورد .
مزه ترش زبان را می گزد و لیکن گزندگی آن زیاد نیست و می توان آن را حد وسط نامید و گرمی همراه او نیست .هرگاه جسم تلخ مزه در مایعی بی مزه حل شود و سپس محلول منعقد گردد مانند آب خاکستر شور می شود .
هرگاه مزه گس بر اثر افزایش رطوبت و حرارت پخته شود و حرارت کمتر از آن باشد که عمل پختن را به طور کامل انجام دهد، ترشی به وجود می آید در صورتی که گوهر ترش عموماً تری است و همچنین گوهر شیرین گرایش به تری دارد اما گوهر تلخی و گسی به خشکی نزدیک تر است .
مزه ی گس اگر ضعیف باشد قابض است و اگر شدید باشد فشرنده است .
کار مزه تند تحلیل و تقطیع و تعفن است .کنش مزه شور زدودن ، شستن و خشک گردانیدن و ممانعت از تعفن می باشد .کنش مزه ترش سرگردانیدن و بریدن است .

کنش قابض :

کار قبض غلظت بخشیدن و سخت گردانیدن و باز داشتن است .

کنش چرب:

نرم کردن ،لیزی دادن ، کمی پختن و رسانیدن است .

آمیختگی مزه ها :

گاهی دو مزه در یک جسم گرد هم آمده اند ، مثلاً :1 ـ تلخی و قبضی در افشره گیاه فیل زهره و چنین مزه ای را بشاعت می گویند . 2 ـ تلخی و شوری در دارچین ختایی که این مزه را زعوقت نامیده اند . 3 ـ تندی و شیرینی در انگبین پخته .4 ـ تلخی و تندی قبض در بادمجان . 5 ـ تلخی و بی مزگی در کاسنی .گاهی اتفاق می افتد که گرد آمدن دو مزه در یک جسم سبب می شود که کنش یکی از مزه ها تقویت گردد .گاهی گرد آمدن دو مزه موجب خنثی شدن هر دو مزه می شود . مثلاً در گردآمدگی ترشی و گسی در غوره ، گسی نمی گذارد ترشی زیاد نفوذ کند و سردی برساند .
گاهی قوام ضد کیفیت است مثلاً غلظتی که در ماست چکیده (کسیه ای ) حاصل می شود و سردی آن را به کمترین حد می رساند .
گاهی برخی از مزه ها که با مزه دیگری آمیزش دارند به مرور زمان خالص می شوند مانند آب غوره که اگر مدت زیادی بماند مزه گس و مشابه آن که در آن هست به تدریج ته نشین می شود و تنها ترش مزگی خالص می ماند .
گاهی مزه ای که خالص است (با مزه ها آمیخته نیست ) به مرور زمان با مزه دیگری می آمیزد و ناخالص می شود . مانند عسل که اگر زیاد بماند تلخ و تند مزه می شود یا مانند افشره ی انگور که به مرور زمان سخت تلخ و تند می شود و سپس تمایل به تند مزگی پیدا می کند .

کنش های مزه های به هم آمیخته :

اگر گس و تلخ را به هم آمیزند ، کنش آن زدودن همراه با قبض است .
اگر گس و تلخ با هم باشند در چند حالت مفید هستند :
1 ـ برای شفا بخشیدن زخم هایی که کمی فروهشتگی دارند . 2 ـ برای باز نمودن انسداد عمومی. 3 ـ برای طحال به شرطی که تلخی در این ترکیب زیاد ضعیف نباشد مفید است .
بطور کلی هرگاه مزه های گس وتلخ با هم باشند برای معده وکبد مفید هستند. مزه تلخ مطلق یا تند مزه خالص هر دو برای احشاء زیان آورند ، اما اگر تلخ همراه قبض باشد برای آن مفید است ،زیرا تلخی را می زداید و قبض قوت درون را نگهداری می کند .
بطور عموم مزه شیرین که همراه قابض باشد مطلوب احشاء است ، زیرا شیرین قابض هم لذیذ است و هم مقوی و از آنجا که شیرین همراه قبض به حالت اعتدالی می ماند زبری مری را نافع است .
هر چیزی که مزه گسی خشک کننده یا قبضی خشکی دهنده در آن است اگر همراه آن گسی یا قبضی ، چربی یا بی مزگی یا شیرینی یا هر چه مانع گزش است باشد باعث رویش گوشت می شود

نوشته : درمان آنلاین در 1390/11/19 نظرات ( ) - لینک مطلب
شربت عسل با لیمو ترش تازه
مطالب مرتبط: درمان های سنتی , عمومی ,

شربت عسل با لیمو ترش تازه به همه مزاج ها سازگار است

و PH را تنظیم می کند و مزاج را متعادل می کند.





نوشته : درمان آنلاین در 1390/11/19 نظرات ( ) - لینک مطلب
پنج غذای میکروب
مطالب مرتبط: عمومی ,

اگر این موارد از وعده غذایی حذف شوند معمولاً عفونت مفهومی ندارد:

 

1- آبِ گوشت: کوچکترین سرماخوردگی را عود میدهد.

2- خون: حاوی مواد غذایی می باشد که برای میکروب قابل استفاده است.

3- آگار: ژلاتینی که روی شیرینی های تر و دانمارکی و ... می باشد و غذای میکروب می باشد.

4- خون آگار

5- شکلات (قند های راستگرا)


نوشته : درمان آنلاین در 1390/11/19 نظرات ( ) - لینک مطلب
فهرست کتاب عسل درمانی- استاد خدادادی
تقریظ
عسل در تاریخ , قرآن و روایات
پیام ها
عسل در آرای دانشمندان
ترکیبات عسل
مروری بر ویژگی های تغذیه ای عسل
خواص درمانی عسل
بررسی علمی اثرات ضد میکروبی عسل
عسل طبیعی و غیر طبیعی
تقلب در عسل چگونه است ؟
جدول رنگ چند نمونه عسل مختلف و کاربرد آنها
سایر محصولات زنبور عسل
چند داروی خانگی ساده و موثر با عسل


ادامه مطلب

نوشته : درمان آنلاین در 1390/11/19 نظرات ( ) - لینک مطلب
قندها
مطالب مرتبط: عمومی ,

در قرآن قند ها  در مرتبه دوم  بیان شده اند. اگر قند نباشد انرژی تولید نمی شود چون غذا وارد سلول نمی شود. 

 قندهای گیاهی: عسل، خرما، توت، انگور، کشمش، انجیر، مویز و ... .

قندهای حیوانی: گِلیکُژن و لاکتوز(قند شیر).

تنها قند مورد استفاده بدن از نوع مونوساکارید است. کار تبدیل انواع قندها به این نوع قند را کبد انجام می دهد بنابراین با خوردن قندهای نامناسب، کبد دچار مشکل می شود.

 قند و شکر و نبات، پلی ساکاریدند که درصورت تجزیه شدن به منو ساکارید و دی ساکارید  تبدیل می شوند.

* عسل برای جذب به انسولین نیاز ندارد و قند موجود در آن ابتدا توسط مغز جذب می شوند.

* قندهای موجود در شیرخشت و ترانجبین و انگبین بهترین دارو برای كبد هستند.

* انگور: قندی در انگور هست که فوق العاده نزدیک به قند شیر مادر است و برای بچه های شیرخوار که در حال رشدند مناسب است. کسانی که ضعف جنسی (کمبود اسپرم) دارند، کشمش یا مویز را هر شب استفاده کنند چون اسپرم ها از  قند انگور تغذیه می شوند. بو علی میگوید: انگور را وقتی از درخت کنده می شود بگذارید پلاسیده شود تا قند آن بالا برود و اگر از آن استفاده کنیم دچار ضعف جنسی نمی شویم.

* قند موجود در شیر(لاكتوز) به علت عدم وجود آنزیم آن در بدن بزرگسالان، شكسته نشده و فرد با خوردن شیر زیاد        یا دچار اسهال میشود و یا یبوست.


نوشته : درمان آنلاین در 1390/11/19 نظرات ( ) - لینک مطلب
مناظرة امام صادق (علیه السلام) با طبیب هندی
مطالب مرتبط: عمومی ,

"مفضل بن عمر جعفى" به امام صادق علیه السلام نوشت و به او اطلاع داد که گروه هایى از این مردم پدید آمده اند که ربوبیت خدا را
انکار مى کنند و در این مسأله به مجادله مى پردازند. مفضل از امام خواست که سخن این گروهها را رد کند تا وى بتواند با آنها محاجه کند. امام علیه السلام در پاسخ مفضل چنین نوشت:
بِسمِ اللَّهِ الرَّحمنِ الرَّحِیم
اما بعد .. خداوند، ما و تو را به انجام طاعت خود موفق بدارد و بدین وسیله، خوشنودى و رحمت خود را
شامل ما سازد ... نامه تو به من رسید و براى تو نامه اى مى نویسم که در آن با بعضى از اهل ادیان از
منکران، مباحثه کرده ام و آن چنین است:
پزشکى از هند پیش من آمد و با من در عقیده خود منازعه مى کرد و در گمراهى خود مجادله مى نمود.
روزى او هلیله اى را خورد مى کرد تا با دوایى که به آن احتیاج داشت مخلوط کند. این سخن را که
همواره در آن با من منازعه مى کرد، بر زبان آورد و آن ادعاى او بود مبنى بر اینکه "دنیا همواره بوده
است و همیشه درختى روئیده و درختى افتاده است و کسى متولد شده و کسى مرده است". او گمان
م ىکرد که اعتقاد به خداوند، یک ادعایى است که دلیلى ندارد و براى او ثابت نشده است و این مطلبى
است که آخرى از اولى و کوچک از بزرگ اخذ کرده اند و همانا اشیائى که جدا و یا با هم و آشکار و یا
پنهان هستند، تنها با حواس پنجگانه شناخته مى شوند.
پس گفت: به من خبر بده که با چه چیزى به شناخت پروردگارت که او را با قدرت و ربوبیت
م ىشناسى، استدلال مى کنى؟ در حالى که همه چیز با همان حواس پنجگانه شناخته مى شود ...
امام صادق علیه السلام به آن طبیب فرمود:
به من اطمینان بده که اگر براى تو از همین هلیله که در دست توست و از همین طب که فن تو و فن
پدران و نیاکان توست و از دواهایى که مشابه آن است، دلیل آوردم، تو حق را مى پذیرى و انصاف
م ىدهى؟
گفت: به تو اطمینان مى دهم.
گفتم: آیا مردم را زمانى گذشته است که طب و منافع آن را مانند همین هلیله و امثال آن
نمى شناختند؟
گفت: آرى.
گفتم: پس از کجا به آن راه پیدا کردند؟
گفت: با تجربه و مقایسه.
گفتم: پس چگونه به این فکر افتادند که تجربه کنند و از کجا فهمیدند که این کار به مصلحت بدنهاى
آنهاست در حالى که جز ضرر در آن نمى دیدند؟ چگونه آن را شناختند و چیزى را فهمیدند که حواس
ظاهرى به آن هدایت نمى کرد؟
گفت: با تجربه.
1
گفتم: به من خبر بده از بنیانگذار علم طب و تعریف کنندة این گیاهان دارویى که در شرق و غرب عالم
پراکنده است مگر چنان نیست که به ناچار، مرد حکیمى از این شهرها این علم را وضع کرده است؟
گفت: به ناچار چنین است و مرد حکیمى آن را وضع کرده و دانشمندان دیگر را بر آن گرد آورده و آنها
در آن نظر کرده اند و با عقول خود راجع به آن اندیشیده اند.
گفتم: مثل اینکه انصاف را رعایت کردى و به اطمینانى که داده بودى عمل نمودى. اکنون بگو که این
حکیم چگونه این مطلب را فهمید؟ فرض کنیم که او دواهایى را که در مملکت خود او بود شناخت
مانند زعفران که در بلاد فارس به عمل مى آید آیا تمام گیاهان زمین را جستجو کرد و درخت به درخت
آنها را چشید تا اینکه همه آن بر او معلوم شد؟
آیا عقل تو به تو این اجازه را مى دهد که بگویى حکیمانى همۀ بلاد فارس و گیاهان آن را درخت به
درخت بررسى کردند و با حواس خود آنها را شناختند و به آن درختى که در آن یکى از ترکیبات این
دواها وجود داشت دست یافتند، با اینکه حواس آن ها آن را درك نمى کرد؟
فرض کنیم که آن حکیم پس از جستجوى بسیار و بررسى در همه بلاد فارس، این درخت را شناخت،
پس چگونه دانست که آن درخت خاصیت دوایى پیدا نمى کند مگر اینکه به آن هلیله از بلاد هند و
مصطکى از روم و مشک از تبت و دارچین از چین و بیضۀ بیدستر از ترك و افیون از مصر و حبر از یمن
و بورق از ارمنستان و غیر اینها از ترکیبات داروئى که گیاهانى گوناگونى هستند، مخلوط شود؟ چون
تأثیر آن در صورتى است که اینها یک جا جمع شوند و به تنهایى آن منفعت را ندارند.
او چگونه به محل روییدن این گیاهان داروئى که اقسام گوناگونى دارند و در شهرهاى مختلف قرار دارند
پى برد و این در حالى است که برخى از آنها به صورت ریشه و برخى به صورت برگ و برخى بصورت
فشرده و برخى به صورت مایع و برخى به صورت صمغ و برخى به صورت روغن و برخى به صورت فشار
دادن و برخى به صورت طبخ کردن است و برخى به صورتى است که فشار داده مى شود ولى طبخ
نمى شود و این هر کدام با لغت خاصى است و بعضى از آنها جز با ترکیب با بعضى دیگر حالت دوا پیدا
نمى کند و برخى از آنها اعضاء بدن درندگان و حیوانات خشکى و دریاست.
در همین حال، مردم این شهرها با یک دیگر دشمنى و اختلاف دارند و با زبانهاى گوناگونى صحبت
م ىکنند و در حال جنگ هستند و همدیگر را مى کشند و اسیر مى کنند. آیا به نظر تو این حکیم تمام
این شهرها را گشته و تمام زبانها را مى دانسته و در همه جا گردش کرده و این گیاهان را در شرق و
غرب با امنیت و سلامت بررسى نموده و هرگز بیمار نشده و نترسیده و همواره زنده بوده و مرگ به
سراغ او نیامده و همیشه هدایت یافته و گمراه نشده و خسته نشده تا زمان و محل رشد آنها را دانسته،
با اینکه آنها صفات و رنگها و نامهاى گوناگونى دارند، سپس او هر کدام را به صفت خود شناخته و هر
درختى را با رویش و برگ و میوه و بو و طعم آن مشخص کرده است؟
آیا این حکیم، چاره اى جز این داشته که تمام درختان دنیا و سبزیها و ریشه هاى آن را درخت به درخت
و برگ به برگ و جزء به جزء بررسى کند؟
فرض کنیم که آن درختى را که مى خواسته پیدا کرده، پس چگونه حواس ظاهرى او را راهنمایى کرده
2
که این درخت، صلاحیت داروئى دارد؟ و درخت گوناگون است، بعضى از آن شیرین و بعضى تلخ و
بعضى ترش و بعضى شور است. اگر بگویى که آن حکیم در این شهرها از این و آن مى پرسد، او چگونه
در باره چیزى که آن را مشاهده نکرده و با حواس خود درنیافته مى پرسد و اساسا او چگونه از این
درخت مى پرسد در حالى که او زبان آنها را نمى داند و به زبانهاى دیگر چیزهاى بسیارى است؟
فرض کنیم که او چنین کرد، او سودها و زیانها و چگونگى تسکین دادن و تحریک و سردى و گرمى و
تلخى و تندى و نرمى و شدت آن را چگونه مى شناسد؟ اگر بگویى از راه گمان مى شناسد، این درست
نیست چون اینها با طبایع و حواس درك نمى شوند و اگر بگویى با تجربه و خوردن آنها مى شناسد، او
باید در اولین دفعه اى که این دواها را مى خورد، مى مرد، چون به آنها جهالت داشت و سود و زیان آنها را
نمى دانست و بیشتر آنها سم قاتل است و اگر بگویى که او در تمام شهرها گشته و در میان هر ملتى
زندگى کرده و زبان آنها را یاد گرفته و دواهاى آنها را با کشتن اولى و دومى تجربه کرده، در چنین
حالتى او باید جماعت بسیارى را بکشد تا یک دارو را بشناسد و مردم این شهرها که کسانى از آنها را
کشته است خود را فداى او نمى کنند و نمى گذارند که در میان آنها زندگى کند.
فرض کنیم که او همه اینها را بررسى کرد، ولى بیشتر آنها سم قاتل است اگر زیاد بدهد مى کشد و اگر
کم بدهد اثر نمى کند. فرض کنیم که او همه این کارها را کرد و در مشرق و مغرب زمین سیر نمود و
عمر او هم آنقدر طولانى شد که درخت به درخت و شهر به شهر بررسى نمود، او چگونه چیزهاى دیگر
مانند پرندگان و درندگان و حیوانات دریا را تجربه کرد. حال که این حکیم به گمان تو تمام گیاهان
دارویى را تجربه کرده و همه را جمع آورى نموده است ولى برخى از آنها حالت دارویى پیدا نمى کند
مگر اینکه به اعضاء بدن حیوانى مخلوط شود، آیا او تمام پرندگان و درندگان دنیا را یک یک به دست
آورده و آنها را کشته و تجربه کرده است، همان گونه که به گمان تو تمام گیاهان را تجربه کرده است؟
اگر چنین بوده پس چگونه حیوانات باقى ماندند و نسل آنها از بین نرفت و آنها مانند درخت نیستند که
اگر یکى را ببرى دیگرى جاى آن را بگیرد.
فرض کنیم که تمام پرندگان را به دست آورد، او با حیوانات دریایى چه مى کند؟ او باید دریا به دریا و
حیوان به حیوان بگردد تا به آن احاطه پیدا کند همان گونه که به فرض به تمام گیاهان احاطه پیدا
کرده است. اگر هر چیزى را قبول نکنى حتما این را قبول دارى که حیوانات دریایى همگى زیر آب
هستند آیا عقل و حواس به تو این اجازه را مى دهد که گمان کنى که همه اینها را با بررسى و تجربه
م ىتوان درك کرد؟
طبیب هندى گفت: همۀ راهها را به روى من بستى، اکنون نمى دانم چه جوابى بدهم؟
پس گفتم: بزودى براى تو برهان دیگرى مى آورم که مطلب، بیشتر از آنچه گفتم روشن تر شود.
آیا نمى دانى که این دواها که شامل گیاهان و اعضاى بدن پرندگان و درندگان مى شود، حالت دارویى
پیدا نمى کنند مگر پس از آنکه با یک دیگر ترکیب شوند؟
3
گفت: آرى چنین است.
گفتم: به من خبر بده که حواس این حکیم، چگونه مقدار آن را که چند مثقال و چند قیراط است،
درك کرده؟ تو دانشمندترین مردم در این موضوع هستى چون کار تو طب است و تو گاهى در یک دارو
از یک قلم، چهار صد مثقال، و از قلم دیگر سه یا چهار مثقال و قیراط، یا کمتر و بیشتر وارد مى کنى تا
به اندازة معلومى دوا به دست مى آید، که اگر آن را به کسى که اسهال دارد بدهى اسهال او بند شود و
اگر همان را به کسى بدهى که قولنج دارد شکم او باز مى شود. چگونه حواس او دریافت که آنچه را که
براى سردرد مى دهد به پاها نمى رسد در حالى که پایین رفتن دارو آسانتر از بالا رفتن است و آنچه براى
درد پا مى خورد به سر نمى رسد، در حالى که آن نزدیک است و همین طور تمام دواهائى که براى
عضوهاى مخصوص خورده مى شود، در حالى که همۀ اینها به معده مى رسد و از آنجا پخش مى گردد،
چگونه آن بالا مى رود و پایین نمى آید؟ حواس چگونه اینها را درك کرد و فهمید که آنچه براى گوش
است به چشم فایده ندارد و آنچه براى چشم است درد گوش را ساکت نمى کند و همین طور تمام
اعضاى بدن که دواى هر عضوى به همان عضو مى رسد؟ عقلها و حسها چگونه اینها را فهمید در حالى
که حس در داخل بدن و عروق و گوشت و بالاى پوست راه ندارد. نه با شنیدن و نه با دیدن یا بوییدن یا
چشیدن و یا لمس کردن، آنها را درك نمى کند.
طبیب هندى گفت: از آنچه مى دانستم به من سخن گفتى، جز اینکه ما مى گوییم: حکیمى که این دواها و
ترکیبات آنها را وضع کرده وقتى به کسى دوایى مى داد و او مى مرد، شکم او را مى شکافت وعروق او را
بررسى مى کرد و مجارى دوا را مى دید و آن جاهایى را که دوا به آنها رسیده بود تحقیق مى کرد.
گفتم: به من خبر بده که آیا تو نمى دانى که وقتى دوایى در عروق قرار گرفت با خون مخلوط مى شود و
با آن یکى مى گردد؟
گفت: آرى.
گفتم: آیا تو نمى دانى که وقتى انسان مى میرد، خون او سرد و منعقد مى شود؟
گفت: آرى.
گفتم: پس این حکیم چگونه دوایى را که به مریض داده بعد از آنکه مخلوط شد و رنگى جز رنگ خون
پیدا نکرد، مى شناسد؟
گفت: مرا به جاى سختى بردى و تا به حال چنین حالتى پیدا نکرده بودم. چیزهایى گفتى که نمى توانم
آنها را رد کنم ... ...
منابع:
(103 – (طب النبى و طب الصادق -روش تندرستى در اسلام، ص: 94
(184 – (بحارالانوار ج 3 ص 181
ص 11 ) به این رساله (اهلیلجه) استناد و از آن نقل کرده است) ) « فرج المهموم » ص 9) و ) « کشف المحجۀ لثمرة المهجه » (سید ابن طاووس در کتاب
4


نوشته : درمان آنلاین در 1390/11/19 نظرات ( ) - لینک مطلب
اصطلاحات مهم در طب سنتی


کفلمه کردن: گیاه را بین دو کف دست سائیدن و خوردن

دم کردن: آب را جوش آورید، به محض جوش آمدن آب، گیاه را در آن بریزید و از روی آتش بردارید و روی آن را بپوشانید و بگذارید 3 تا 5 دقیقه دم بکشد. در مورد گیاهان شکننده ،برگ ها، گل ها 7 تا 10 دقیقه و در مورد ساقه ها،ریشه ها و پوست ها 5 دقیقه حرارت مستقیم و 20 دقیقه غیرمستقیم بهتر است.

·         جوشاندن: قسمت مورد نظر گیاه را 20 تا 30 دقیقه بجوشانید و صاف کنید.

·         خیساندن: گیاه را چند ساعت در سیالی سرد که معمولا" الکل طبی،روغن یا محلول است میخیسانند.(از آب کمتر استفاده میشود)

·         مرهم گذاشتن: گیاه را له یا رنده میکنند تا خمیر گردد و در پارچه ائی میپیچند و اغلب بصورت گرم یا ولرم(به عنوان تحلیل برنده) یا بصورت سرد (به عنوان مسکن) قرار میدهند.

·         خضاب کردن: ضمادی که موی سر و پوست را با آن رنگ میکنند یا برای تقویت مو ببندند.

·         فتیله: فرو بردن قسمتی از عضو گیاه در واژن یا سوراخ بینی و...

·         تنتور: مایع الکلی یا اتری که از گرد گیاهی به دست می آید که به مدت 2 تا 3 روز در الکل 90 درجه قرار گرفته است. طریقه معمول تهیه تنتور آن است: پودر گیاه یک واحد+آب 4 واحد+الکل 12 واحد را 14 روز در شیشه دربسته نگه داشته و سپس یک قاشق چایخوری گلیسیرین به ان اضافه کنید و 7 روز درگیر در شیشه را ببندید.

·         شیرابه: گیاه تازه را در هاون کوبیده و داخل یک پارچه نخی تمیز قرار داده و عصاره آن را با فشار در آوردن.

·         مشمع: گیاه مورد نظر را (چه بصورت کوبیده و چه پخته)در روی پارچه اندودن و روی موضع قرار دادن.

·         تنقیه: مایع بدست آمده از گیاه را در مخرج تزریق کردن



نوشته : درمان آنلاین در 1390/11/19 نظرات ( ) - لینک مطلب


1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 |
جست و جو در سایت طب لاین
 

 

آرشیو
موضوعات
 

عمومی ( 102 )
صفرا ( 8 )
دم ( 6 )
بلغم ( 11 )
سودا ( 13 )
آب ( 20 )
آداب تغذیه ( 41 )
اخلاق پزشكی ( 19 )
اطفال و کودکان ( 36 )
بیماریهای اعصاب و روان ( 45 )
بیماری های پوست و مو، تناسب اندام، زیبایی ( 44 )
بیماریهای تنفسی، ریه ( 15 )
بیماریهای چشم ( 10 )
بیماریهای داخلی، گوش، حلق، بینی و... ( 16 )
بیماریهای دهان و دندان ( 7 )
بیماریهای زنان، نازائی، حاملگی ( 48 )
بیماریهای عفونی ( 26 )
بیماریهای غدد ، متابولیسم و ... ( 28 )
بیماریهای قلبی، خون ( 35 )
بیماریهای کلیوی، مجاری ادرار و تناسلی ( 44 )
بیماریهای گوارشی ( 48 )
بیماریهای گوناگون، سوالات متفرقه ( 43 )
بیماریهای مفاصل، استخوان ( 25 )
چای سنتی ایرانیان ( 11 )
حکمای قدیم ( 22 )
حکمای جدید ( 37 )
داروهای گیاهی ( 42 )
درمان های سنتی ( 54 )
روغن ( 7 )
زناشویی و جنسی ( 70 )
ظروف ( 7 )
عسل ( 11 )
عوامل محیطی ( 25 )
غذاهای سالم ( 38 )
فراورده های گیاهی ( 23 )
لباس و پوشش ها ( 9 )
مبانی طب سنتی ( 61 )
مزاج شناسی ( 61 )
مواد غذایی سالم ( 70 )
مواد غذایی ناسالم ( 72 )
مزاج محل سکونت ( 3 )
نان ( 2 )
نمک ( 5 )
محصولات ( 49 )

آخرین مطالب ارسالی
 

10بیماری نادر و عجیب در دنیا
پرتقال تامسون بر DNA بدن تاثیر داشته و ساختار آن را تغییر می‌دهد
تتراسایکلین به قدرت باروری مردان زیان می رساند و موجب بدتر شدن کار کلیه ها می شود.
سن ابتلا به دیابت در ایران 15سال پایین‌تر از میانگین جهانی است
مواد طبیعی، ناراحتی های استخوانی، مفاصل، اعصاب، یبوست
به خاك سپردن مو و ناخن
ترفند چای!
سرطان زایی چیپس سیب زمینی تأیید شد
درمان دیابت
ضد عفونی آب با لیموترش؟
درمان
تاثیر خوردن آجیل بر چاقی یا لاغری
شروعی بهاری برای نظام طب سنتی
اینترنت مغزمان را نابود می‌كند!
اعتدال مزاج بین اعضاى بدن‏
اتفاق عجیب برای یك نوجوان پس از پیوند عضو
ورم های بدن خبر از بیماریهای كبد می دهد
70 درصد بیماران بستری در تهران شهرستانی هستند
پرونده توقیف ۳۰۰ تن گوشت فاسد منتظر نظر آزمایشگاه است
چند ماده غذایی که باعث تضعیف استخوان می شوند
اشاره قرآن به پس گرفته شدن مواد زاید جنین توسط رحم
فیس‌بوک و اختلالات غذایی
چه‌وقت مسواک نزنیم؟
مصرف کشمش به پایین آوردن فشار خون کمک می کند
ایران کشور پر مصرف در زمینه دارو در دنیا
نفوذ گروه‌هایی خاص کنترل دخانیات را معطل گذاشته است
درمان چاقی و لاغری از دیدگاه مزاج شناسی
روغن هسته انگور و چای سبز باعث کم خونی می شود
شربت زرشک
طرز تهیه ی کباب بختیاری
لیست کامل مطالب ارسال شده

 

نویسندگان
پیوندها
ابر برچسب
بیمار : دکتر گوشم درد میکند
در 2000سال پیش از میلاد:
-بیا این ریشه گیاهی را بخور.
در1000سال پیش از میلاد:
-آن ریشه نجس است.این دعا رابخوان.
در 1850سال پس ازمیلاد:
-آن دعا خرافات است.این معجون را بخور.
در1940سال پس از میلاد:
-آن معجون سمی است.این قرص را بخور.
در 1985سال پس از میلاد:
-آن قرصها موثر نیست.این آنتی بیوتیک را بخور.
در 2000سال پس از میلاد:
- آن آنتی بیوتیکها مواد مصنوعیند.این ریشه گیاهی را بخور!
 

All Right Reserved By tebLine  
استفاده از مطالب طب لاین با ذکر منبع و در جهت احیای فرهنگ تغذیه سالم و سلامت حقیقی بلامانع است

 

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic