*پاسخگویی به سوالات فقط از طریق ایمیل سایت ظرف 48 ساعت از ارسال سوال انجام می شود
*جهت تسهیل در دسترسی به محتوای سایت می توانید از منوی موضوعی زیر استفاده کنید
موضوعات
 

عمومی ( 102 )
صفرا ( 8 )
دم ( 6 )
بلغم ( 11 )
سودا ( 13 )
آب ( 20 )
آداب تغذیه ( 41 )
اخلاق پزشكی ( 19 )
اطفال و کودکان ( 36 )
بیماریهای اعصاب و روان ( 45 )
بیماری های پوست و مو، تناسب اندام، زیبایی ( 44 )
بیماریهای تنفسی، ریه ( 15 )
بیماریهای چشم ( 10 )
بیماریهای داخلی، گوش، حلق، بینی و... ( 16 )
بیماریهای دهان و دندان ( 7 )
بیماریهای زنان، نازائی، حاملگی ( 48 )
بیماریهای عفونی ( 26 )
بیماریهای غدد ، متابولیسم و ... ( 28 )
بیماریهای قلبی، خون ( 35 )
بیماریهای کلیوی، مجاری ادرار و تناسلی ( 44 )
بیماریهای گوارشی ( 48 )
بیماریهای گوناگون، سوالات متفرقه ( 43 )
بیماریهای مفاصل، استخوان ( 25 )
چای سنتی ایرانیان ( 11 )
حکمای قدیم ( 22 )
حکمای جدید ( 37 )
داروهای گیاهی ( 42 )
درمان های سنتی ( 54 )
روغن ( 7 )
زناشویی و جنسی ( 70 )
ظروف ( 7 )
عسل ( 11 )
عوامل محیطی ( 25 )
غذاهای سالم ( 38 )
فراورده های گیاهی ( 23 )
لباس و پوشش ها ( 9 )
مبانی طب سنتی ( 61 )
مزاج شناسی ( 61 )
مواد غذایی سالم ( 70 )
مواد غذایی ناسالم ( 72 )
مزاج محل سکونت ( 3 )
نان ( 2 )
نمک ( 5 )
محصولات ( 49 )

پرسش و پاسخ

چرا کف دست مو ندارد؟
مطالب مرتبط: عمومی ,




 امام صادق(ع) پرسش‌های زیر را از طبیب هندی پرسیدند:
چرا دو چشم، مانند بادام است؟
چرا بینی میان چشم‌هاست؟
چرا سوراخ بینی در زیر آن است؟
چرا لب و سبیل بالای دهان است؟
چرا مردان ریش دارند؟...




مجادلة طبّی خواندنی امام صادق(ع) با یك طبیب هندی
ربیع حاجب می‌گوید: روزی طبیبی هندی در مجلس منصور كتاب طب می‌خواند، در حالی كه امام صادق(ع) در آنجا حضور داشت. چون از قرائت مسائل طب فراغت یافت، به امام ششم(ع) گفت: دوست داری از دانش خود به تو بیاموزم؟ حضرت فرمود: «نه، زیرا آنچه من می‌دانم از دانش تو بهتر است.» طبیب پرسید: تو از طب چه می‌دانی؟ حضرت فرمود: «من حرارت را با سردی و سردی را با گرمی، رطوبت را با خشكی و خشكی را با رطوبت درمان می‌كنم و مسئلة تندرستی را به خدا وا می‌گذارم و برای تندرستی دستور پیامبر(ص) را به كار می‌برم كه فرمود: «شكم، خانة درد است و پرهیز، درمان هر دردی است و تن را به آنچه خوی گرفته، باید عادت داد.»

طبیب گفت: طبّ جز این چیزی نیست. امام گفت: «می‌پنداری كه من این دستورها را از كتاب‌های بهداشتی یاد گرفته‌ام؟ طبیب گفت: آری، امام فرمود: من اینها را از خدا فرا گرفته‌ام. تو بگو من از جهت بهداشت داناترم یا تو؟ طبیب گفت: البتّه من. امام(ع) فرمود: اگر این چنین است من از تو پرسش‌هایی می‌پرسم، تو پاسخ بده. طبیب گفت: بپرس.

امام صادق(ع) پرسش‌های زیر را از طبیب هندی پرسیدند:
چرا جمجمة سر چند قطعه است؟
چرا موی سر بالای آن است؟
چرا پیشانی مو ندارد؟
چرا در پیشانی، خطوط و چین وجود دارد؟
چرا ابرو بالای چشم است؟
چرا دو چشم، مانند بادام است؟
چرا بینی میان چشم‌هاست؟
چرا سوراخ بینی در زیر آن است؟
چرا لب و سبیل بالای دهان است؟
چرا مردان ریش دارند؟
چرا دندان پیشین، تیزتر و دندان آسیاب، پهن و دندان بادام شكن، بلند است؟
چرا كف دست‌ها مو ندارد؟
چرا ناخن و مو جان ندارند؟
چرا قلب مانند صنوبر است؟
چرا شُش دو تکّه است و در جای خود حركت می‌كند؟
چرا کبد (جگر) خمیده است؟
چرا دو زانو به طرف پشت خم و تا می‌گردند؟
چرا گام‌های پا میان تهی است؟
طبیب هندی در پاسخ به تمامی پرسش‌های بالا گفت: نمی‌دانم.
امام فرمود: من علّت اینها را می‌دانم. طبیب گفت: بیان كن.
امام فرمود:
ـ جمجمه به دلیل اینکه میان تهی است، از چند قطعه، آفریده شده است و اگر قطعه قطعه نبود، ویران می‌شد، بنابراین چون چند قطعه است، دیرتر می‌شكند.
ـ مو در قسمت بالای سر است، چون از ریشة آن روغن به مغز می‌رسد و از سر موها كه سوراخ است، بخارها بیرون می‌رود و سرما و گرمایی كه به مغز وارد می‌شود، دفع می‌شود.
ـ پیشانی مو ندارد، برای آنكه روشنایی به چشم برسد.
ـ خطّ و چین پیشانی نیز عرقی را كه از سر می‌ریزد، نگه می‌دارد تا وارد چشم‌ها نشود و انسان بتواند آن را پاك كند، مانند رودخانه‌ها كه آب‌های روی زمین را نگهداری می‌كنند.
ـ ابروها بالای دو چشم قرار دارند تا نور به اندازة کافی به آنها برسد. ای طبیب، نمی‌بینی وقتی شدّت نور زیاد است، دست خود را بالای چشم‌ها می‌گیری تا روشنی به مقدار کافی به چشم‌هایت برسد و از زیادی آن پیشگیری كند؟!
ـ بینی بین دو چشم قرار دارد تا روشنایی را بین آنها به طور مساوی تقسیم كند.
ـ چشم‌ها شکل بادام هستند تا میل دوا در آن فرو برود و بیرون آید. اگر چشم چهار گوش یا گرد بود، میل در آن به درستی وارد نمی‌شد و دوا به همه جای آن نمی‌رسید و بیماری چشم درمان نمی‌شد.
ـ خداوند سوارخ بینی را در زیر آن آفرید تا فضولات مغز از آن پایین بیاید و بو از آن بالا رود. اگر سوراخ بینی در بالا بود، نه فضولات از آن پایین می‌آمد و نه بوی چیزی را
در می‌یافت.
ـ سبیل و لب را بالای دهان آفرید، تا فضولاتی را كه از مغز پایین می‌آید، نگه دارد و خوراك و آشامیدنی به آن آلوده نگردد و آدمی بتواند آنها را از آلودگی پاک کند.
ـ برای مردان محاسن (ریش) را آفرید تا نیازی به  پوشاندن سر نداشته باشند و مرد و زن از یكدیگر مشخّص شوند.
ـ دندان‌های پیشین را تیز آفرید تا گزیدن آسان گردد و دندان‌های آسیاب را برای خرد كردن غذا پهن آفرید، و دندان نیش را بلند آفرید تا دندان‌های آسیاب را مانند ستونی كه در بنا به كار می‌رود، استوار كند.
ـ دو كف دست را بی‌مو آفرید تا لمس كردن با آنها صورت گیرد. اگر کف دست مو داشت، وقتی انسان به چیزی دست می‌کشید به خوبی آن را حس نمی‌کرد.
ـ مو و ناخن را بی جان آفرید، چون بلند شدن آنها زشت و کوتاه کردن آنها زیباست. اگر جان داشتند، بریدن آنها همراه با درد زیادی بود.
ـ قلب را مانند صنوبر ساخت، چون وارونه است. سر آن را باریك قرار داد تا در ریه‌ها در آید و از باد زدن، ریه خنك شود.
ـ كبد را خمیده آفرید تا شكم را سنگین كند و آن را فشار دهد تا بخارهای آن بیرون رود.
ـ خم شدن زانو را به طرف عقب قرار داد تا انسان به جهت پیش روی خود راه رود و به همین علّت حركات وی میانه است و اگر چنین نبود، در راه رفتن می‌افتاد.
ـ پا را از سمت زیر و دو سوی آن، میان باریك ساخت، برای آنكه اگر همة پا بر روی زمین قرار می‌گرفت، مانند سنگ آسیاب سنگین می‌شد. سنگ آسیاب چون بر سر گردی خود باشد، كودكی آن را بر می‌گرداند و هر گاه بر روی زمین بیفتد، مردی قوی به سختی می‌تواند آن را بلند كند.»
آن طبیب هندی گفت: اینها را از كجا آموخته‌ای؟ امام(ع) فرمود: «از پدرانم و ایشان از پیامبر(ص) و او از جبرئیل، امین وحی و او از پروردگار كه مصالح همة اجسام را می‌داند.» طبیب در آن وقت مسلمان شد و گفت: تو داناترین مردم روزگاری.
راستی چه شگفت‌انگیز است كه حضرت صادق(ع) بدون در دست داشتن ابزار امروزی كه وسیلة شناخت درون و برون انسانند، در گوشه‌ای از شهر «مدینه» برای یك طبیب هندی، شگفتی‌های خلقت انسان را با دلایل محکم بیان می‌فرماید.


ماهنامه موعود شماره 112

نوشته : طب در 1389/08/29 نظرات ( ) - لینک مطلب
درآمدی بر آشنایی با طب آل الرّسول(ص)- قسمت اول
مطالب مرتبط: مبانی طب سنتی , عمومی ,




 پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «درد و بیماری سه چیز و درمان آن نیز سه چیز است. اما سه درد و بیماری عبارت است از: خون، مرّه (صفرا و سودا) و بلغم. درمان بیماری‌های خونی حجامت است و درمان بیماری‌های بلغمی حمام و درمان بیماری‌های سوداوی و صفواری، مسهل خوردن است».



  • طب مزاجی یا طب مولکولی
  • اشاره:
گفت‌وگوی مهدوی، سرآغاز نقد حیات فرهنگی و مادی انسان در عصر غیبت و غفلت است، نقد همة ساحت‌های فرهنگی و تمدنی به مدد دریافت‌ها و بایسته‌های فرهنگ ولایی و علوی زمینه‌ها را برای پرسش و كشف راه‌های خلاصی انجام اصلاحات و بالأخره زمینه‌سازی عمومی ـ برای استقبال از ظهور و امامت امام معصوم(ع) ـ فراهم می‌آورد. این نقد می‌تواند همة پهنه‌های حیات را درنوردد. پیرو مباحث منتشرة موعود در این بخش سعی در معرفی طب اسلامی و سنتی خواهد شد. إن‌شاءالله.

یکی از مهم‌ترین علل مرگ و میر بیماران، خطای پزشکان است که از نقص معلوماتشان نشأت می‌گیرد که دلیل آن را باید در برنامه‌های آموزشی دانشکده‌های پزشکی جستجو کرد. یکی از نقائص آموزش پزشکی این است که انسان را به جای اینکه در تمامیت خود مورد مطالعه قرار دهد، به اجزا تقسیم نموده و آن اجزا را مورد بررسی قرار می‌دهد و این امر از زمان «وبیرشو» در سال 1858 م. شروع شد که «پاتولوژی سلولی» را وضع کرد و گفت: جایگاه بیماری‌ها در حقیقت سلول‌ها هستند و ما بیمار عمومی نداریم. از آن پس تمام توجه پزشکان به سلول‌ها معطوف گردید و برای یافتن علت بیماری‌ها به جستجو در اعماق بافت‌ها پرداختند.

«تروسو» پزشک بزرگ فرانسوی به سخن وبیرشو ایراد گرفت و گفت: «وقتی که توجه پزشک به جهان بی‌نهایت کوچک یعنی اعماق بافت‌ها و سلول‌ها جلب شود، انسان فراموش می‌شود و این به زیان بیماران است»، ولی در آن زمان کسی به این سخن حکیمانه تروسو توجه نکرد، زیرا شخصیت عظیم وبیرشو کلیة پزشکان اروپا را تحت‌الشعاع خود قرار داده بود.

پس از اختراع میکروسکوپ الکترونیک، بار دیگر توجه پزشکان اروپا به اعماق بافت‌ها بیشتر شد، با این تفاوت که اکنون به جای سلول‌ها اندام‌های درونی سلول‌ها از قبیل میتوکوندوری‌ها، ارگاسیتوپلاسم‌ها، سانتروزم‌ها و غیره که هر کدام از آنها به منزلة یک جهان ناشناخته‌ای بود مورد بررسی و مطالعه کارشناسان قرار گرفت و پس از آن به این هم اکتفا نکرده، مولکول‌ها، یون‌ها و اتم‌های موجود در اجزای درونی سلول‌ها را مورد مطالعه قرار دادند. بنابراین طبّ جدیدی به نام «طبّ مولکلولی» پا به عرصة وجود نهاد. چون به همان نسبتی که تعداد مولکول‌ها و اتم‌ها و یون‌های موجود در بدن از تعداد سلول‌های بدن بیشتر است، به همان نسبت هم اختلالی که در مولکول‌ها پیدا می‌شود متنوع‌تر خواهد بود، و نظر به اینکه تعداد مولکول‌های بدن از شمار و حساب بیرون است، تعداد اختلالات آنها نیز سرسام‌آور بوده و تشخیص و درمان اختلالات مزبور برای هیچ‌یک از پزشکان امکان‌پذیر نخواهد بود. بهترین نمونه آن بیماری‌های گوناگون لاعلاج در زمان معاصر است و به این جهت مورد انتقاد بعضی از محققان ژرف‌اندیش قرار گرفت،‌از جمله جراح معرووف فرانسوی ـ Gosset ـ 1 در کتاب: «اصول تربیت پزشکی» می‌نویسد: «آنان که طبابت اصیل را که انسان را در تمامیت وی تحت مطالعه و درمان قرار می‌دهد، قبول ندارند و مایلند نوعی طبابت مادی، قابل اندازه‌گیری با ابعاد معین و خلاصه طبابت کمّی را دنبال کنند و اصولی را که دکارت طرح کرده است در فرهنگ طبی وارد نمایند، زندگی افراد را فدای قاطعیت و اشتباه علمی می‌نمایند. این فدا کردن بی‌جا به ضرر بیمار و صمیمیتی است که باید بین بیمار و پزشک وجود داشته باشد.

افکار دکارت که ناظر بر تقسیم کردن یک شیء کلان به اشکال کوچک، کوچک‌تر و کوچک‌ترین و حلّ یک یک آنها مستقر می‌باشد به درد فیزیک و شیمی می‌خورد و با حقیقت طبابت که باید بشر را در تمامیت وی مورد مداقّه قرار دهد قابل تطبیق نمی‌باشد Gosset با ادعای اینکه حقیقت طبابت به روش تقسیم‌های تحلیلی قابل انطباق نمی‌باشد، می‌نویسد: «اگر یک ماشین از کار افتاده را اوراق و تمیز و پس از رفع اشکال، جمع و جور کنید، به راه می‌افتد، حتی ممکن است از اوّل آن بهتر کار کند، ولی با وجود معجزه‌های جراحی، بشر را نمی‌توان اوّل اوراق و بعد جمع و جور نمود. همه می‌دانیم که برای مطالعة عضوی، آن را از بدن یک حیوان جدا کرده، به گردن حیوان دیگری متصل می‌نمایند و راجع به این عضو مفلوک بی‌عصب که تحت نفوذ خون و هورمون‌های حیوان دیگری قرار گرفته فکرهای مضحک و بی‌ارزش در مغز خود جا می‌دادیم و تصمیم‌های کاریکاتوری اتخاذ می‌کردیم. این مثال به جوانی روستایی می‌ماند که در شهر سال‌ها ناخن و استخوان، فک و تاج و پرهای خروس را یکایک تحت مطالعه قرار می‌دهد ولی وقتی که به ده می‌رسد خود خروس را در تمامیت وی نمی‌شناسد!!»

با نهایت تأسف باید بگوییم که متجاوز از نیم قرن است، نظیر چنین هشدارهای تکان‌دهنده که علامت انسان‌دوستی و دلسوزی از جانب محققان معدودی برای نجات جان بیماران از گزند و درمان‌های کنونی می‌باشد، در همة کشورهای جهان در کتاب‌ها، مجلات و روزنامه‌های مختلف درج و منتشر شده و می‌شود، ولی کوچک‌ترین تأثیری در محافل صلاحیت‌دار پزشکی نکرده زیرا دارو و درمان در جهان در اختیار تراست‌ها و کارتل‌های استعماری و مافیایی قرار دارد که جهت به دست آوردن سودهای سرشار فقط به حفظ منافع نامشروع خود می‌اندیشند و نه به جان مردم.

پس از اینکه زیان‌ها و خطرات پزشکی کنونی بر همگان معلوم شد، انقلابی در افکار به وجود آمد و از کشورهای مختلف جهان گرایش به طبّ طبیعی علنی گردید. در مجله therapeutique (درمان) که در پاریس توسط پزشکان به خصوص پزشکانی که به تازگی از دانشکده‌های پزشکی فارغ‌التحصیل شده‌اند، چاپ می‌شود، در شمارة 33 سال 1991 صفحة 23 چنین درج شده است: «باید خاطرنشان کرد که به تازگی گروهی از محققان آمریکا، عقاید قدیمی و عاقلانه بقراط (460ـ377 قبل از میلاد) Hippocrate را دوباره کشف کردند و خصوصاً این نکته را تذکر دادند که موجود انسانی، خواه به علت ژنتیک و اختلاف محیط‌های جغرافیایی یا به علت نوع تغذیه یا بالاخره به علت سوابقی که از بیماری‌های مختلف داشته روش‌های متعددی برای واکنش دربرابر بیماری‌ها از خود نشان می‌دهد و به این جهت است که مکتب علمی تازه‌ای به نام «پروپتولوژی» (Propetologie) یعنی «مزاج‌شناسی» به وجود آمد که در آن با توجه به اختلافاتی که بین افراد بشر موجود است، مسائل مختلف فیزیوپاتولوژی و درمانی را مورد بررسی و مطالعه قرار می‌دهد.

این مطلب در همه جا اشکار شده است که چون اختلافاتی که انسان با موش و خرگوش دارد خیلی بیش از تشابه بین آنهاست، به این جهت موضوع نژاد و محیط اجتماعی و جغرافیایی هر فرد و سوابق مرضی او از عواملی هستند که نمی‌توان از آن صرف‌نظر کرد و لازم است آنها را هنگام درمان بیماری‌ها از نظر سود و زیان مورد توجه قرار داد».2

دکتر مصطفوی، مزاج‌شناسی (Propetologic) را که منشأ آن براساس سردی و گرمی می‌باشد، در شرحی که بر کتاب طبی «ذخیره خوارزمشاهی» (جلد سوم قسمت اوّل) نگاشته است، این‌گونه توضیح می‌دهد: «اعتقاد به گرمی و سردی غذاها در تمام طول تاریخ مدوّن پزشکی یعنی متجاوز از 2500 سال گذشته یکی از اصول اساسی علم طب را تشکیل می‌داده و همواره در اذهان عمومی کاملاً جاباز کرده و طبقات مختلف مردم به آن ایمان و اعتقاد راسخ و کامل داشته‌اند ولی در مکتب جدید پزشکی، نه اروپاییان دراین‌باره تحقیقاتی نموده‌اند و نه ایرانیان که وارث این علم شریف می‌باشند در مقام بررسی ماهیت و حقیقت آن برآمدند. بنابراین سهل است که به مصداق روایت «انسان، دشمن مجهولات خود است» هر جا توانستند با نیش قلم و زهر زبان به طعن و تمسخر آن پرداختند.

اطبای کنونی به علت عدم اطلاع از حقیقت علمی مزاج‌ها غالباً با تعصب خاصی، این مطلب صددرصد علمی و دینی را در ردیف اوهام و خرافات پنداشته‌اند.

روزی در مطب یکی از پزشکان بودم، هنگامی که نسخه‌ای برای بیمار می‌نوشت و دارویی را به صورت کپسول تجویز می‌کرد، در پاسخ بیمار مبنی بر سرد یا گرم بودن دارو گفت: «اگر در آفتاب بگذاری گرم می‌شود و اگر در سایه بگذاری سرد خواهد شد». همچنین یکی از پزشکانی که تقریباً سی سال پیش از اروپا به ایران آمد و بعدها از پزشکان معروف تهران شد، در تاریخ 12/12/1325 ضمن یک سخنرانی از رادیو تحت عنوان «جامعة پزشکی ایران» به مکتب پزشکی قدیم ایران سخت تاخت و اظهار داشت: «تا مدت زمانی طبّ جدید در کشور ما حمایت نمی‌شد و پیروان مکتب‌های خصوصی و فرضیه‌های سردی و گرمی سدّ بزرگی برای پیشرفت اصول نوین پزشکی به شمار می‌رفتند» و نیز یک دکتر داروساز که در علم غذاشناسی صاحب‌نظر و دارای تألیفاتی مشحون از آثار علمی درخشان است، در یکی از تألیفاتش چنین می‌نویسد: «ما به سردی و گرمی عقیده نداریم، غذایی را گرم می‌گوییم که آتش، حرارت آن را بالا برده باشد مانند آب جوش، غذایی را سرد می‌گوییم که حرارت آن پایین آمده باشد مانند یخ؛ غذایی را تر می‌گوییم که آبکی باشد مثل آب و شربت‌ها و هندوانه و خربزه و غذایی را خشک می‌گوییم که بی‌آب باشد مثل پسته، بادام خشک و غیره. حرارت را با گرماسنج اندازه می‌گیریم، رطوبت را هم با رطوبت‌سنج، ما یک میزان‌الحراره (دماسنج) در دست می‌گیریم و آن را وارد ظرفی پر از کشمش می‌کنیم و می‌گوییم ای کسانی که می‌گویید کشمش گرم است ببینید خروارها کشمش قادر نیست درجة میزان‌الحراره را بالا ببرد؛ حرارت کشمش و غوره با هم فرقی ندارد».

کسان دیگری هم بوده‌اند که در نوشته‌های خود گرمی کشمش و عسل را نه به علت درجة حرارت ظاهری و فیزیکی آنها، بلکه به این علت که در بدن سوخته و ایجاد کالری می‌کنند توجیه کرده‌اند اگر این استدلال درست باشد لازم می‌آید که بدون استثناء کلیة مواد غذایی ایجاد حرارت نمایند، زیرا کدام مادة غذایی است که پس از هضم، جذب و ورود در خون ورود به در سلول‌ها نسوزد و ایجاد حرارت نکند پس چرا به زعم قدما، بعضی از مواد مانند کاهو، کدو، کلم و غوره به جای اینکه حرارت تولید کنند ایجاد سردی در بدن می‌نمایند؟

[اینجانب،] نگارندة این سطور که سالیان دراز است آثار علمی پزشکان قدیم ایران را بررسی و مطالعه می‌کنم هرگز تا وقتی که مطلبی را با امعان نظر کامل و با تحقیق دقیق در نیابم اظهار نظر نمی‌کنم و علاوه بر این تاکنون هیچ‌گاه تحت تأثیر افکار عمومی قرار نگرفته و کورکورانه به رد یا قبول مطلبی نپرداخته‌ام، در این مورد نیز برای پی بردن به معتقدات قدما مانند موارد دیگر چارة منحصر به فرد را در این می‌دانم که، اوّلاً، باید متون قدیمه را نه طوطی‌وار بلکه با نهایت دقت ـ مطالعه کرد و ثانیاً، به اصول و موازین پزشکی کنونی تا آنجا که امکان اجازه می‌دهد وارد بود، گفته‌های قدما را با اصول مزبور تطبیق داد و از آن به نفع پیشرفت علم طب و به عبارت بهتر به سود بشریت استفاده کرد.

برای درک مفهوم گرمی و سردی مواد غذایی ـ یعنی برای اینکه مثلاً بدانیم چرا عسل و فلفل گرم و کاهو سرد است عین نوشتة «سید اسماعیل جرجانی» مؤلف کتاب طبّی «ذخیرة خوارزمشاهی» را ذیلاً نقل کرده، سپس به توضیح پیرامون آن می‌پردازیم:

«هرگاه که طبیب گوید عسل و پلپل (فلفل) گرم است یا کوک (کاهو) سرد است نه آن خواهد که گرمی و سردی آن را به حس بتوان شناخت لکن آن خواهد که به قوت یا گرم‌تر یا سردتر از تن مردم است. یعنی هرگاه که مردم مثلاً عسل یا کوک بخورد حرارت او اندر آن کار کند و آن را از حال خامی بگرداند و آن کیفیت که عسل را یا کوک را هست اندر تن مردم پدید آید و تا نخست حرارت مردم در آنچه خورده باشد کار نکند یا آن چیز را از حرارت او اثر نیابد و از حال خامی بنگردد کیفیت او پدید نیاید».

این گفتة جرجانی صراحت دارد به اینکه گرمی عسل یا سردی کوک (کاهو) را به حس نمی‌توان شناخت، به عبارت دیگر گرمی و سردی آنها بالقوه است نه بالفعل پس اگر گرماسنج را در خروارها عسل فرو کنیم درجة حرارت آن بالا نخواهد رفت و همچنین اگر گرماسنج را در میان برگ‌های کاهو بگذاریم درجه حرارت آن پایین نخواهد آمد و این فقط پس از هضم و جذب و ورود به خون است که اثر آنها ظاهر شده، از قوه به فعل خواهد آمد و برای توضیح دربارة چگونگی پیدایش این اثر گرمی و سردی با اصطلاحات و موازین علمی امروزه باید شخص را در شرایط متابولیسم بازال قرار داده اثرات مواد غذایی را در او تعیین نماییم تا آنچه مفهوم گرمی و سردی به عقیده قدما است معلوم شود زیرا فقط در این صورت است که از نظر علمی می‌توان به تأثیر مواد غذایی در بدن پی برد.

در کشورهای مختلف اروپا (فرانسه، ایتالیا، آلمان، اتریش، انگلستان و روسیه) و ایالات متحدة آمریکا، آرژانتین برزیل سر و صدای محققان برای تجدیدنظر در اصول پزشکی کنونی بلند شد. نام محققان مزبور به نقل از کتاب «مدخل پزشکی» تألیف پروفسور «آندره ژاکلن» آمده است که: محققان مزبور عموماً خواستار شدند که طبّ طبیعی قدیم مجدداً زنده شود تا بیماران از گزند درمان‌های کنونی نجات یافته و از مرگ و میر بیماران جلوگیری به عمل آید.

پرفسور آندره ژاکلن می‌گوید: یکی از امتیازات پزشکی معاصر این است که به موضوع «مزاج‌ها» (Temperements) که برای پزشکان قدیم در ردیف اوّل اهمیّت قرار داشت توجه کرده و آن را به صورت تازه‌ای درآورده است، حال آنکه زمانی که مشغول به تحصیل پزشکی بودیم، موضوع مزاج‌ها را مردود و مطرود می‌دانستند. هر قدر «اتیولوژی» (علت بیماری) در بسیاری از بیماری‌ها اهمیت داشته باشد نمی‌تواند به اندازة انواع واکنش‌های بدن و به عبارت دیگر به قدر ساختمان مزاجی بیماران مهم شمرده شود و باید دانست که سرانجام بسیاری از بیماری‌ها به علت همین زمینه‌های مزاجی بروز می‌کند».

پرفسور آندره ژاکلن می‌نویسد: «نخستین کنگرة بین‌المللی که تحت عنوان «طبّ نوبقراطی» (Medecine neo-Hippocretiqive به سال 1937 میلادی در پاریس منعقد گردید که هدفش بحث پیرامون مزاج‌های افراد بشر بود. کنگرة مزبور انجمنی به نام «تیپولوژی» (Typologie) تشکیل داد که هدف آن مطالعه و تحقیق در این زمینه بود.

با کمال تأسف باید گفت که کلیة دانشمندان و محققانی که نمایندة کشورهای مختلف اروپا و آمریکا بودند و برای رفع نقائص و خطاها و خطرات پزشکی معاصر و جلوگیری از مرگ و میر بیماران در آن دو کنگره «بقراطی» و «نوبقراطی» شرکت کرده بودند و اساس صحبت‌ها و بحث‌های آنان در پیرامون «مزاج» دور می‌زد هیچ‌کدام از آنها هیچ‌گونه اقدام مثبت و مفیدی دراین‌باره نکرده و مسئلة مزاج‌ها همچنان عقیم و سر به مهر بماند زیرا برای حلّ این مسئله لازم بود که اطلاع صحیح و دقیقی از مندرجات قدیم طبی، مخصوصاً از «قانون» تألیف شیخ‌الرئیس ابوعلی سینا داشته باشد که متأسفانه نداشتند. به طور مثال پرفسور «کاوادیاس» (Cawadias) که نمایندة کشور انگلستان بود نظر داد که برای درک صحیح مزاج‌ها باید به کتاب بسیار قدیمی «کانون» (Kanon) مراجعه کرد و منظورش از ذکر کلمة کانون، قانون بوعلی بود، ولی چون دربارة ابن سینا و عقاید او و اطلاعاتی که مربوط به مزاج باشد نداشت نتوانست دراین‌باره توضیحاتی بدهد. خلاصة کلام اینکه آن همه بحث و گفت‌وگوها در دو کنگرة مزبور هیچ‌گونه نتیجة عملی و سودمند برای مردم نداشت و این رباعی دربارة شرکت‌کنندگان در آن دو کنگره مصداق پیدا کرد:

آنان که محیط فضل و آداب شدند
در جمع کمال شمع اصحاب شدند
ره زین شب تاریک نبردند برون
گفتند فسانه‌ای و در خواب شدند

ناگفته نماند که موضوع «مزاج»‌ یکی از مهم‌ترین مسائل پزشکی قدیم بوده و در حقیقت اساس آن را تشکیل می‌داده است. پزشکان قدیم معتقد بودند که هر فرد دارای مزاجی خاص بوده که با مزاج دیگران از نظر جزئیات اختلاف داشته است و برای سهولت مطالعه افراد بشر را به چهار دسته تقسیم نموده و چهار نوع مزاج اصلی برای آنها قائل شدند: مزاج گرم، مزاج سرد، مزاج تر، مزاج خشک و آنها را مزاج ساده نامیدند که عبارت بودند از مزاج‌های: دموی، بلغمی، صفراوی و سوداوی که کم و زیاد شدن آنها سبب بیماری می‌گردد و لازم به ذکر است که اخلاطه اربعه (سودا، صفرا، بلغم، خون) در طب اسلامی جایگاه ویژه‌ای دارد، حضرت امام صادق(ع) از قول پیامبر اسلام(ص) در کتاب توحید مفضل نقل نمودند و فرمودند: «ای مفضل! بدان که وقتی غذا وارد معده شد به صورت کشکاب درآمده و از آنجا به کبد جهت طبخ ثانی می‌رود و پس از طبخ ثانی به صورت سودا، صفرا، بلغم و خون درآمده و در مدار تغذیة بدن قرار می‌گیرد» و پیامبر مکرم اسلام(ص) در رابطه با اخلاطه اربعه دستور مداوا فرمودند که ذیلاً می‌آید.

در کتاب «من لایحضره الفقیه»8 شیخ صدوق که یکی از کتب چهارگانه منبع فقهی است می‌خوانیم: «قال رسول‌الله(ص): «الداء ثلاثه و الدواء ثلاثـ[ فاما الدّاء: فالدم و المرّة و البلغم؛ فدواء الدّم الحجامـ[ و دواء البلغم الحمام و دواء المرّة المشی»

پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «درد و بیماری سه چیز و درمان آن نیز سه چیز است. اما سه درد و بیماری عبارت است از: خون، مرّه (صفرا و سودا) و بلغم. درمان بیماری‌های خونی حجامت است و درمان بیماری‌های بلغمی حمام و درمان بیماری‌های سوداوی و صفواری، مسهل خوردن است».

اکنون ملاحظه فرمایید که چه روشن‌ضمیری و هوش و درکی لازم است که کسی 50 سال پیش این مشکل را فهمیده باشد و راه حل صحیح آن را نیز فرموده باشد، در کتاب «کشف الاسرار» حضرت امام خمینی(ره) فرمودند: «استادان دانشگاه جندی‌شاپور که طب عالی یونان را به دانش‌آموزان ایران آموختند، که برای کلیة امراض مزاجی بهترین وسیلة بود و با سهل‌ترین شیوه و ارزان‌ترین هزینه و بهتر از طب امروز اروپا درمان می‌نمود را از میان بردند و چنین خیانت بزرگی به خصوص به کشور ایران کردند».

مقام معظم رهبری در دیدار جمعی از پزشکان و متخصصان گیاه درمانی فرمودند: «ما که ابن سینا را داشتیم که هنوز که هنوز است کتابش یک مرجع درسی مهم پزشکی است که در دانشگاه‌های دنیا از آن استفاده می‌شود، یا رازی را داشتیم یا دیگرانی از این قبیل را، چرا نبایستی امروز به خودکفایی علمی کشور امید ببندیم؟ من چند سال قبل، اوایل انقلاب سال 1359 بود، یک سفری با یک هیئتی به هند رفته بودم. مأمورین وزارت خارجه به ما اطلاع دادند که یک بیمارستان گیاه درمانی در آنجا وجود دارد، من خیلی علاقمند شدم که آنجا را ببینم. رفتم و دیدم، بیمارستان وسیع و مفصلی بود، اسم فارسی هم برایش انتخاب کرده بودند به نام «هم‌درد». با اینکه در هند بود و در تمام استان‌های آن کشور شعبه داشت این فقط یک بیمارستان نبود هم دانشکده بود که در آنجا تدریس می‌شد و هم یک بیمارستان، آنجا به ذهنم آمد ما هم باید در ایران گیاه درمانی داشته باشیم، وقتی که به ایران برگشتیم با مسئولین وقت صحبت کردم و از آنها قول گرفتم که به طور قطعی دنبال این قضیه باشند ولی اقدامی نکردند».

امید است مردم شریف این کشور به فرهنگ اسلامی خود بازگردند، که اگر چنین شد بی‌نیازی از اجانب را در طب و درمان تجربه خواهند نمود، فقط به جهت اثبات قدرتمندی طب اسلامی به نقل دو نمونه یکی از دکتر «عبدالله احمدیه» از کتاب «راز درمان» ایشان که رساله‌ای ارزشمند است در گیاه درمانی در ص 22 آمده است و دیگری از کتاب «داستان‌های پزشکی» نوشتة دکتر شفائی می‌پردازم:

«دکتر غلامحسین اعلم دچار دیفتری صعب‌العلاجی شدند که همة پزشکان مشهور تهران سال 1326 اعم از ایرانی، اروپایی و آمریکایی پزشکان معالج او بودند. از درمان او مأیوس شدند. سرانجام تنها راه درمان را «تراکئوتومی» یعنی شکاف دادن نای تشخیص دادند، در حینی که مشغول آماده ساختن اتاق عمل و وسایل جراحی بودند ناگهان یکی از خدمتگزاران خانوادة بیمار خود را به اتاق و بر بالین بیمار رسانده و با استفاده از فرصت، به فوریت گردی به گلوی بیمار ریخت، هنوز اتاق عمل آماده نگردیده بود که ملاحظه گردید گلوی آن مرحوم باز و بهبود یافت و همة پزشکان مات و مبهوت گشتند. مورد دوم مرحوم مخبرالسلطنه در کتاب خاطرات و خطرات نقل می‌کند که جهانگیرخان وزیر صنایع اواخر دورة قاجاریه به شقاقلوس9 پا مبتلا گردید. معالجات اطبای معروف مؤثر واقع نگردید. پزشک مخصوص دربار آقای دکتر تولوزان فرانسوی تنها چاره راه قطع پای جناب وزیر دانست و گفت: برای نجات جان ایشان لازم است هر چه زودتر آن پا بریده شود. خبر قطع پای جهانگیز خان به گوش خانم‌های اندرون رسید. آنها بنای مخالفت را گذاشتند ولی تصمیم همان بود که پزشک فرانسوی گرفته بود. خانم‌ها پیغام دادند حال که می‌خواهید پای آقای وزیر را قطع کنید، اجازه دهید میرزا حسن، جراح‌باشی محله هم بیاید و عیادتی از پای آقا بکند و در قطع پا با ایشان مشورتی بشود. میرزاحسن وقتی از پای آقای وزیر معاینه به عمل آورد گفت: هیچ احتیاج به قطع پای آقا نیست و من تعهد می‌کنم که در ظرف یازده روز آن را معالجه نمایم. وقتی ادعای میرزا حسن حکیم را به اطلاع دکتر تولوزان فرانسوی رساندند، او سخت عصبانی شد و گفت این «پدرسوخته» بی‌جهت لاف می‌زند. این پا باید هر چه زودتر قطع شود. وگرنه موجب مرگ جهانگیرخان می‌شود. ولی اهل منزل معتقد بودند که باید به میرزا حسن حکیم فرصت داده شود، شاید بتواند در عرض یازده روز آن را معالجه نماید و اگر در عرض این مدت نتوانست آن وقت آقای دکتر تولوزان پا را قطع نماید. بالاخره معالجه پا به میرزا حسن محول شد. میرزا حسن در سه نوبت زالوی زیادی به پای بیمار ریخت و بعد از سه نوبت، ضمادی که خود ساخته بود به پا مالید، درست در روز یازدهم از اطرافیان بیمار خواست تا از آقای دکتر تولوزان (فرنگی) دعوت کنند که پا را ملاحظه کند. دکتر تولوزان وقتی پا را دید بهبود آن را تأیید کرد و از اینکه قبلاً به میرزا حسن ناسزا گفته بود معذرت خواست و گفت: من خود سزاوار ناسزا هستم و صورت او را بوسید و دویست تومان به میرزا حسن داد».10

متأسفانه در صد سال اخیر توسط مسلمانان هیچ تحقیقی انجام نشده که برتری علوم آل رسول را بر فرضیات بی‌پایة غربی‌ها اثبات نماید، ما یقین داریم در هر زمینه‌ای که بشر نیازمد باشد حتماً اسلام راه حل مناسب را ارائه نموده است به شرط آنکه اوّلاً مسلمانان خود را باور کنند و ثانیاً یقین داشته باشند که در تمام زمینه‌ها نظرات اسلامی برترین است زیرا دستورات از جانب خداوند و از طریق وحی به بشر رسیده است و نه آزمون و خطا و در طب و درمان نیز چنین است.

ادامه دارد



مرحوم سید عبدالله خلیلی(ره)
ماهنامه موعود شماره 96

پی‌نوشت‌ها:

1. Antonin Gosset جراح معروف فرانسوی (4491ـ2781)
2. 3Journal of L l-R.J et SIEFEL F L”propetlozy” a new Bramch of medical seinece. The American VILLIAMS Medicine 325, September 1991.
3. سولا، فیزیولوژی، ص 30.
4. ریموند . جی. الان، تغذیة انسان، ترجمة احمد کافی.
5. برای توضیح بیشتر به کتاب غدد مترشح داخلی و بیماری‌های آن تألیف دکتر نصرت‌الله کاسمی استاد دانشگاه تهران، ج 1، ص 200 مراجعه شود
6. کتاب «فارماکولوژی پزشکی گیتی» تألیف دکتر ناصر گیتی استاد دانشگاه تهران.
7. کاسمی، غذذ مترشح داخلی و بیماری‌های آن، ج 1، ص 147.
7. ج 1، ص 147.
8. شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج 1، ص 72.
9. «شقاقلوس» یا قانقاریا کلمة یونانی است، یعنی فساد کامل حیات در یک عضو و تباه شدن رگ‌ها و اعصاب آن عضو (فرهنگ امیرکبیر).
10. داستان‌های پزشکی، تألیف دکتر شفایی، ص 248.

نوشته : طب در 1389/07/13 نظرات ( ) - لینک مطلب
نگاهی به ابعاد گوناگون فروش بیماری توسط شركت‌های داروسازی

چاپ پست الكترونیكی

 سال‌هاست كه شركت‌های داروسازی دنیا برای كسب سود بیشتر، تلاش می‌كنند كه با همكاری شركت‌های تبلیغاتی و بازاریابی، بسیاری از مشكلات عادی جسمی ناشی از زندگی روزمره ما را به عنوان بیماری‌های دامنه‌دار و خطرناك و نیازمند دوره‌های طولانی مصرف دارو به ویژه داروهای عصبی معرفی نمایند.

  • چكیده:
سال‌هاست كه شركت‌های داروسازی دنیا برای كسب سود بیشتر، تلاش می‌كنند كه با همكاری شركت‌های تبلیغاتی و بازاریابی، بسیاری از مشكلات عادی جسمی ناشی از زندگی روزمره ما را به عنوان بیماری‌های دامنه‌دار و خطرناك و نیازمند دوره‌های طولانی مصرف دارو به ویژه داروهای عصبی معرفی نمایند. به علاوه، حمایت از چاپ مقالات جهت‌دار و سفارشی در نشریات معتبر پزشكی، خرید مقالات و چاپ آن به اسم خود، پرداخت رشوه و سهام به پزشكان محقق، چاپ تبلیغات گران‌قیمت در این نشریات و همچنین تلاش برای مصرف بیشتر محصولات خود از سوی مردم را باید از دیگر راهبردهای تجاری این شركت‌ها دانست. با وجود مصرف خودسرانه انبوه این داروها توسط شهروندان و بروز عوارض جانبی ناشی از آنها در این افراد، آیا اصولاً این شركت‌ها نیازی به آزمایش داروهای خود بر روی حیوانات آزمایشگاهی خواهند داشت؟


ادامه مطلب

نوشته : طب در 1389/03/29 نظرات ( ) - لینک مطلب
سمنو چیست؟

سَمَنو یا سمنک (به تاجیکی: сумалак) ماده چسپنده شیرین است که از جوانه گندم و آرد درست می‌کنند.

 

ماده شیرین کننده سمنو شیره‌ای است که از خرد کردن جوانه گندم گرفته می‌شود. این شیره با آرد سبوس‌دار جوشانده می‌شود. سمنو در ظرف‌های بزرگ مسی برای آماده‌گی نوروز تهیه میشود. به صورت سنتی، زنان شراکت دسته ‌جمعی مخصوصی را در شب برای پختن آن برگزار میکنند و آنرا از اوایل شب شروع و تا صبح روز بعد آماده می‌کنند. معمولا پختن سمنو در کشورهای ایران، افغانستان و تاجیکستان بیشتر از دیگر نقاط انجام می‌شود. در افغانستان و تاجیکستان، سروده‌هایی در هنگام پختن آن از سوی زنان اجرا میشود. سروده "سمنک در جوش و ما کفچه زنیم، دیگران در خواب و ما دفچه زنیم"، نمونه‌ای از این سروده‌ها است.

در دوران جدید، سمنوپزی با گردهمایی اعضای خانواده و فامیل همراه است. سمنک در سفره هفت‌سین یکی از اقلام اصلی به شمار می‌رود. در کشور فنلاند به سمنو ممی (Mämmi) گفته می‌شود.

 

طرز تهیه سمنو 

 

مواد لازم :
گندم ۱ کیلو
آرد گندم ۳الی ۴ کیلو
بادام یا فندق یا پسته


طرز تهیه سمنو :

ابتدا گندمها را خوب تمیز کرده شسته و در ظرفی می ریزیم و روی آنها را با آب سرد به مدت دو روز می پوشانیم , در این فاصله چند بار آب آن را عوض می کنیم , زمانی که نوک گندمها سفید شد , در صافی ریخته تا آب آن خارج شود , سپس گندمها را در یک پارچه تمیز و مرطوب ریخته و در دیس قرار می دهیم و در جای نسبتاً گرمی گذاشته یکی دو روز به این صورت بماند. در این فاصله روزی یکی دو بار کمی آب روی پارچه می پاشیم تا خشک نشود.

 

(باید توجه داشته باشیم آب زیاد باعث ترشیدگی گندمها می شود ) بعد از دو روز که گندمها ریشه داد, پارچه را از روی آنها برداشته و در ظرف مناسب می ریزیم , سپس پارچه ای مرطوب روی گندمها می کشیم و باز روزی یکی دو بار روی آنها راکمی آب می پاشیم تا زمانی که گندمهاساقه پیدا کنند و کمی بلند شوند . پارچه را بر می داریم و زمانی که ساقه نقره ای رنگ شد , قبل از اینکه شکفته و سبز شود آن را برای سمنو استفاده می کنیم .

 


حال گندم نقره ای شده را چرخ کرده، آن را در ظرفی ریخته مقداری آب روی آن می ریزم و خوب مخلوط می کنیم . از صافی رد کرده مواد موجود در صافی را بین دو دست فشار داده تا کاملاً شیره آن خارج شود .

آردگندم را در ظرفی ریخته شیره گندم تهیه شده را به تدریج به آرد اضافه کرده و هم می زنیم بطوری که گلوله نداشته باشد . (باید توجه داشت که مقدار شیره در حدی باشد که مایه را کاملاً رقیق کند) روی حرارت قرار داده و مایه را کاملاً هم می زنیم تا زمانی که به جوش آید و غلیظ شود . این مایه باید مرتب هم زده شود زیرا سمنو زود ته می گیرد. آنقدر زدن را ادامه می دهیم تا اب آن کاملاً تبخیر شده و به شکل حلوا در آید و رنگ آن کمی سرخ شود (باید متذکر شویم که در سمنو شکر یا روغن اضافه نمی شود , زیرا جوانه گندم بطور طبیعی مقداری شیرینی و چربی دارد) مجدداً بتدریج مقداری آب به سمنو اضافه کرده ,هم می زنیم تا گلوله نشود و مایه یکدست و رقیق شود. حرارت را ملایم نموده وگاهی آن را هم می زنیم تا زمانی که کاملاً غلیظ شود و به صورت سمنو در آید . در آخر پسته یا فندق یا بادام رادر سمنو ریخته بعد از بیست الی سی دقیقه حرارت را خاموش کرده و مورد استفاده قرار می دهیم . قابل ذکر است که این غذای سنتی ایرانی برای کودکان بسیار مفید و مغذی می باشد.

 

خواص سمنو

جدول زیر به بررسى مواد مفید آرد و عصاره و مقایسه آن با آرد تصفیه شده نشان مى پردازد.

 


سمنو داراى ویتامین هاى K-E-A و گروه ویتامین هاى B12,B8, B5, B3, B1 و مواد مهم دیگر مانند: فسفر، کرومیوم، روى، سلنیوم، آهن و مس است.
سمنو مغذى و انرژى زا است و بویژه براى ورزشکاران پرورش اندام بسیار مفید است.
سمنو داروى طول عمر و آرامش اعصاب است. سمنو شیرافزا است از این رو هم براى مادران شیرده و هم به علت مقوى بودن براى زنان باردار بسیار مفید است. از دیگر موارد مفید درمانى سمنو مى توان به اثرات شفابخش آن در درمان سوءهاضمه، نازایى، سختى زایمان، سنگ کیسه صفرا و اختلال صفرا، پادرد، کندى ضربان قلب، ریزش مو، لاغرى، یبوست، واریس، قندخون و دیابت، رشد قد، بى خوابى عصبى، احتلام، تصلب شرائین و کلسترول، ضعف حافظه، بیماران دوره نقاهت، S.M، بهت زدگى، پرکارى تیروئید، اسکیزوفرنیا، سایکوز، فسفات در ادرار، خون ادرارى، ترمیم زخم ها، فلج مغزى، مقاومت در برابر عفونت، بهبودى زخم هاى قرنیه، بیمارى رینود، اکرودینى، کولى باسیلوز، برى برى، شارکو، هوابلعى، مخملک، کوریزاى مزمن، پیستوریازیس، ورم دستگاه تناسلى، تب برفکى، ورم میزراه، سرگیجه هاى منى پر، کم خونى هیپوکروم، آرتروز، ورم زبان همراه بار، آرتریت پا و شبیکه، پارکینسون، عوراض یائسگى، پورپورا، اسپرو، اسکروفولوس، هپاتیت، یرقان، یرقان نوزادى، کمک به ترمیم شکستگى استخوان و عقیم بودن، به عنوان غذا و کمک درمانى مفید و مؤثر است. در داخل این غذاى بهشت که تزئین بخش سفره هفت سین است، بادام هاى شیرین (سنگى) مى ریزند که نماد و مایه برکت است. این بادام ها را پس از پختن از سمنو خارج مى کنند، تعدادى از آنها را به عنوان برکت کیف پول در داخل کیف پول قرار مى دهند تا باعث فراوانى پول و ثروت گردد.
بادام، حاوى ویتامین E و۱ B و مقدار فراوانى از فسفر، پتاسیم، منیزیم، کلسیم، گوگرد، سدیم، آهن، قند، مواد ازته و چربى است که به هنگام طبخ سمنو، جذب آن شده و باعث مقوى شدن بیشتر این غذا مى گردد. مصرف سمنو باعث تقویت عمومى بدن بویژه استخوان ها مى گردد و غذاى بسیار مفیدى براى زنان بویژه زنان باردار، بچه شیرده و یائسه محسوب مى شود.
 


نوشته : درمان آنلاین در 1388/12/20 نظرات ( ) - لینک مطلب
کدام بهداشت جهانی؟
مطالب مرتبط: عمومی , اخلاق پزشكی ,

چاپ پست الكترونیكی
 برنامة دیگر که باز این سیاست استعماری را دنبال می‌کند، سریال «پرستاران» است که از سیما نیز پخش شد. در این سریال به بینندگان چنین القا می‌شود که انسان همیشه و در همه حال نیازمند مراجعه به مراکز پزشکی است؛ یعنی انسان سالم یافت نمی‌شود. البته بر اساس برنامه‌های غذایی که غرب برای ما طراحی کرده است انسان سالم واقعاً یافت نمی‌شود.


حسین روازاده

با گسترش دانش بشری در علوم مختلف، امید آن می‌رفت تا بشر به مرز شکوفایی خود نزدیک‌تر شود و چیزی نباشد که از محدودة اندیشه و تفکر انسان خارج باشد. فکرها به تکاپو افتاد و تلاش‌ها دامنه‌دار شد و بشر توانست بر نردبان ترقی و پیشرفت گام نهد. امروزه شاهد آن هستیم که در سایه‌سار تلاش و پویایی جوانان، رهیافت‌های جدیدی به علم و اندیشه باز شده و مسیر حرکت انسان را به سوی آینده پویاتر نموده است. در سال‌های اخیر هم فرزندان برومند انقلاب توانستند در حیطه‌های مختلف علمی دستاوردهای بزرگ خویش را در سایة بهت و حیرت دشمنان به نمایش بگذارند. پرتاب ماهوارة امید تنها گوشه‌ای از این تلاش‌های ارزنده است که جهان را مبهوت بزرگی ارادة ملت بزرگ ایران ساخت.

با وجود این همه پیشرفت در زمینه‌های مختلف علمی جای بسی تأسف است در جایی که علم و دانش از مرزهای ما به سراسر دنیا راه پیدا می‌کرد و همة عالم، جیره‌خوار دانش بی‌پایان بزرگان و دانشمندان ایران زمین بودند، امروزه شاهد هستیم که در بسیاری از زمینه‌ها چشم دانشجویان ما به گفتار و نوشته‌های ره آورد غرب دوخته شده است و هر چه را آنها برای ما ترسیم می‌کنند بدون هیچ گونه پرسش و تعقّلی می‌پذیرند. زهی تأسف و شرم بر ما که بر فراز قلة رفیع علم و دانش بشری مأوا داشتیم اکنون به کجا می‌رویم؟!

با بررسی دقیق در چرایی این روند مرموز در می‌یابیم که دشمنان قسم خوردة انقلاب و ملّت از سال‌های دور برنامه‌ریزی دقیقی برای استثمار نرم جوانان و سیطره بر مغزهای پرشور آنان طرح‌ریزی کرده و با مدیریت توأم با صبر، اهداف خود را یکی پس از دیگری به دست آورده‌اند و به گونه‌ای در برنامه‌های خود موفق بوده‌اند که جوان ما در برابر استدلالات منطقی و تعلیل‌های بی‌خدشه، حاضر به پذیرش حقیقت نیست و حقیقت را در لابه‌لای کتاب‌های عرضه شده از غرب که متأسفانه در دانشگاه‌های ما با افتخار تدریس می‌شود، می‌جوید.
امروزه از طریق فرهنگ وارداتی غرب که لابه‌لای تحفه‌های کتاب آنها به گونه‌ای کاملاً روانشناسی شده مخفی شده است، به دانشجوی ما به انحای مختلف چنین القا می‌شود که ایرانی هیچ چیزی برای گفتن ندارد. ایرانی همیشه نیازمند غرب است، ایرانی حتّی نمی‌تواند برای خود یک مدل لباس طراحی کند. ایرانی حتی قادر به ساختن یک سرپناه برای خود نیست. «استاندارد» همان چیزی است که ما می‌گوییم و تأیید می‌کنیم. هر چه ما می‌گوییم درست است و لاغیر و با کمال تأسف می‌بینیم که برخی از هم‌وطنان ما ناخواسته بازیچة دست استعمار شده‌اند و در مسیر هدایت برنامه‌های آنها گام برمی دارند.

آیا صحیح است به جهت اینکه خود را کشوری مترقی و پیشرفته معرفی کنیم، در همة امور مقلّد و تابع غرب شویم؟ این پیشرفت و تکاملی که اینان از آن دم می‌زنند به چه معناست؟ آیا برهنگی پیشرفت است؟ اگر این گونه باشد که اعراب جاهلی صدر اسلام از ما پیشرفته‌تر بوده اند. آیا برای ما که جامعه‌ای دین مدار هستیم، شایسته است که معنای پیشرفت و ترقی را در قاموس فرهنگ منحط غرب به جست‌وجو بنشینیم؟ مگر فرهنگ ما که بر پایة حفظ کرامت انسانی پایه‌گذاری شده است چه کم دارد که بزرگی و کرامت خویش را در رویکرد به غرب پی می‌گیریم؟

باید متذکر شد با پیشرفت جوامع، استعمار هم شیوه‌های خود را ترقی داده و چون می‌دانست که در جوامع قرن بیست و یک دیگر برای سلطة ظاهری جایی باقی نمی‌ماند، از طریق رویکرد جدید خود و پایه‌گذاری سازمان‌های جهانی سعی داشت که در میان آحاد ملت‌ها نفوذ کرده و برنامه‌های استعماری خویش را پیاده سازد. یکی از همین سازمان‌ها که وزارت‌خانه‌های تمامی کشورها خود را موظف   می‌دانند طبق برنامه‌ریزی و سیاست‌های دیکته شدة آن گام بردارند، «سازمان بهداشت جهانی» است.

این سازمان اکنون متولّی امر بهداشت در جهان شده است و استاندارد‌های محصولات و مواد غذایی را تأیید می‌کند و متأسفانه پیشرفت‌ها و دستاوردهای پزشکی تنها با نظر مثبت این سازمان در منطبق بودن با اصول تعریف شده قابل پذیرش است. با کمی دقت در ماهیت واقعی این سازمان درخواهیم یافت که آن سازمانی کاملاً صهیونیستی است که برای نابود کردن نسل انسان، سیاست‌های غذایی و دارویی و پزشکی را به تمام دنیا دیکته می‌کند و باز متأسفانه می‌بینیم پزشکان و مسئولان امر بدون کمترین تعقل و تفکری در آنچه از ناحیة سازمان بهداشت جهانی به آنها دیکته می‌شود تنها به صرف اینکه از آنجا آمده است بر دیدة منّت نهاده و با آن همچون وحی منزل برخورد می‌کنند. اینجا کلام امام خمینی(ره) نورافشانی می‌کند که در جمع پزشکان در اوایل انقلاب فرمودند: «مغز پزشکان ما را شست‌وشو داده‌اند، نه مغز آنها را برداشته‌اند و مغز دیگری به جای آن گذاشته‌اند». آری اگر مغز انسان شست‌وشو شود با القای تفکر صحیح هر چند زمان‌بر است، امّا این مغز قابلیت بازگشت دارد، امّا اگر مغزی که مطیع بی‌چون و چرا باشد را جایگزین کنند دیگر فاتحة آن مغز خوانده شده است. آنچنان که می‌بینیم پزشکان درس آموختة این نهاد صهیونیستی در برخورد با استدلات منطقی برخوردی کاملاً منفعلانه بروز می‌دهند و مستند خود را سازمان بهداشت جهانی و کتاب‌های پزشکی غربی معرفی می‌نمایند!

هر چند امروزه می‌بینیم که در زمینة پزشکی همچون سایر علوم، جوانان این مرز و بوم دستاوردهای بسیار بزرگی به دست آوردند به طوری که در برخی عرصه‌ها به جمع معدود کشورهای دارای تکنولوژی‌های مربوطه وارد شدیم. کشت و پرورش سلول‌های بنیادی تنها عرصة کوچکی از پیشرفت دانشمندان ما در عرصة پزشکی بود که امید را در دل ملّت بار دیگر زنده کرد، امّا متأسفانه با وجود این همه پیشرفت می‌بینیم که پزشکی امروز، نتوانسته است چاره‌ای برای بسیاری از بیماری‌هایی که مردم با آن دست به گریبانند، بیندیشد و این نیست جز مقلّد بی‌چون و چرای غرب بودن.

آیا تاکنون اندیشیده‌ایم که چگونه می‌شود کشوری که سابقة هفت هزار ساله در زمینة طب و پزشکی دارد اسیر سیاست‌های دیکته شده‌ای باشد که اگر هم حرفی برای گفتن داشته باشند، ذره‌ای از اقیانوس بی‌کران علم آباء و اجدادی ما نمی‌شود. یادآوری این نکته ضروری است که پیشرفت غرب در این زمینه‌ها مرهون دسترنج دانشمندان از پدران ما هستند که در زمان حکومت‌های ستم‌شاهی با برنامه‌ریزی دقیق به تاراج رفته‌اند و هم اکنون که تنها ذره‌ای از این دسترنج کشف شده و مورد استفاده قرار گرفته می‌بینیم تحولات شگرفی را در دنیای ـ به اصطلاح ـ متمدن غرب پایه‌ریزی کرده است.

ما منکر گسترش دانش بشری نیستیم، امّا آیا این دانشی که اینان دم می‌زنند به راستی در جهت خدمت به انسان است یا نابودی او؟ آیا علمی که هدفی جز استثمار و به نابودی کشیدن انسان‌ها ندارد شایستة فراگیری و آموزش است؟ مدّعیان برای ما روشن کنند که این علم پزشکی جدید در کدام عرصة درمانی توانسته است بیماری‌ها را ریشه کن کند؟ هر روزه شاهد آن هستیم که تعداد بی‌شماری از بیماران برای درمان به مراکز پزشکی مراجعه می‌کنند، امّا نه تنها درمان قطعی نمی‌شوند بلکه آسیب‌های ناشی از عوارض داروهای مصرفی باعث شده که بیمار همیشه در حال مراجعه به پزشک باشد و دردها یکی پس از دیگری جان بیمار را در می‌نوردد تا جایی که رمقی برای ادامة زندگی در او باقی نمی‌ماند.

آیا در زمان‌های دور که حکمای ما به امر طبابت اشتغال داشتند نیز بدین گونه بوده است؟ با کمی مطالعه و پرسش از بزرگان خود به راحتی می‌توان دریافت که در گذشته حکیم، تنها با تدبیر و گاهی از طریق اصلاح تغذیه و بدون عوارض بیمار را به طور کامل مداوا می‌کرد و این چیزی نیست که بر کسی پوشیده باشد، امّا متأسفانه امروز از طریق رسانه چنین القا می‌شود که طبّ سنتی در درمان بیماری‌ها حرفی برای گفتن نداشت و تنها در سایة پیشرفت و رویکرد جامعه ما به پزشکی وارداتی بود که توانستیم بیماری‌ها را علاج کنیم. برنامة «روزگار قریب» که چندی پیش از سیما پخش شد در رویکردی تأمل برانگیز سیاستی را دنبال می‌کرد که نتیجه‌ای جز انکار علم و تمدن  بزرگانمان به همراه نداشت. شخصیت دکتر قریب که یکی از پزشکان خبره بودند، برای ما بسیار ارزشمند است امّا آیا صحیح است در جریان معرفی سیر زندگی یک شخصیت بزرگ، علوم ارزشمند و میراث دانشمندان خود را به سخره بگیریم؟

برنامة دیگر که باز این سیاست استعماری را دنبال می‌کند، سریال «پرستاران» است که از سیما نیز پخش شد. در این سریال به بینندگان چنین القا می‌شود که انسان همیشه و در همه حال نیازمند مراجعه به مراکز پزشکی است؛ یعنی انسان سالم یافت نمی‌شود. البته بر اساس برنامه‌های غذایی که غرب برای ما طراحی کرده است انسان سالم واقعاً یافت نمی‌شود. امّا آیا انسانی که می‌خواهد خود را از چاه بیرون بکشد به چاله می‌رود؟ آیا این معالجه‌ها در ادامة روند القای دوبارة بیماری به جان بیمار نمی‌باشد؟ آیا ما تنها برای دورة کوتاه سلامتی به پزشک نیازمندیم؟ پس کی انسان سلامت کامل خود را باز خواهد یافت؟ مگر نشنیده‌ایم که در زمان رسول اکرم(ص) به دلیل عمل به دستورات اسلام پزشکان از نبود بیمار گله‌مند بودند. پس چرا به آن‌ همه علم و دانش که از بروز بیماری‌ها ما را مصون می‌دارند کمترین توجهی نمی‌کنیم؟ مطلب دیگر اینکه در این برنامه به گونه‌ای پزشکی امروزی را مسلّم و بدون خدشه معرفی می‌نماید که حتی در ذهن بیننده جایی برای ایجاد تردید نسبت به آن باقی نمی‌گذارد، امّا آیا پزشکی امروز چنین جایگاهی که ما برای آن ساخته‌ایم می‌تواند داشته باشد؟ آیا جایی برای کنکاش در هویّت واقعی صهیونیسم جهانی که نقاب سازمان بهداشت را به چهره زده و با حالتی دلسوزانه نگران وضع بهداشتی جهان است، باقی نیست؟ آیا زمان آن فرا نرسیده است که به خود بیاییم و قدری دربارة آنچه بر سر ما می‌آورند تفکر نماییم؟ تا کی باید مقلّد چشم و گوش بسته باقی بمانیم؟

ماهنامه موعود شماره 108

نوشته : طب در 1388/08/29 نظرات ( ) - لینک مطلب
مسلمانان و معضل تفریحات مدرن
مطالب مرتبط: عمومی ,



 در سال‌های اخیر، بخش رو به افزایشی از تفریحات شایع در جهان اسلام، از غرب و به خصوص ایالات متحدة آمریکا وارد شده است. این امر، سؤالی را در این زمینه برانگیخته است که «آیا چنین تفریحاتی برای خانواده‌ها و جوامع مسلمان مناسب است یا خیر؟» و به نحو اساسی‌تری، سؤالاتی در مورد ماهیت تفریح و سرگرمی و شکل‌ها و صورت‌هایی که این امر برای مسلمانان می‌تواند پیدا کند، مطرح شده است.
 
 
یوسف خباز

اشاره:

تفریح و سرگرمی چیست؟ در گذشته مردم چگونه خود را سرگرم می‌کرده‌اند؟ آیا وجود تفریحات و سرگرمی‌ها ضرورت دارد؟ آیا می‌توان در برابر سیل بنیان‌کن تفریحات و سرگرمی‌های غربی به خصوص آمریکایی که بنیان فرهنگ و خانواده را در جهان تهدید می‌کند، ایستاد؟ آنچه ذکر شد، تنها بخشی از سؤالاتی است که از سوی نویسنده، هوشمندانه مطرح می‌شود و زوایای پنهان این موضوع را مورد دقت نظر قرار می‌دهد.

در سال‌های اخیر، بخش رو به افزایشی از تفریحات شایع در جهان اسلام، از غرب و به خصوص ایالات متحدة آمریکا وارد شده است. این امر، سؤالی را در این زمینه برانگیخته است که «آیا چنین تفریحاتی برای خانواده‌ها و جوامع مسلمان مناسب است یا خیر؟» و به نحو اساسی‌تری، سؤالاتی در مورد ماهیت تفریح و سرگرمی و شکل‌ها و صورت‌هایی که این امر برای مسلمانان می‌تواند پیدا کند، مطرح شده است.

برای فهم این مطلب، پیش از همه باید گفت که تهاجم تفریحات و سرگرمی‌های آمریکایی به جهان اسلام بر مبنای اتفاق صورت نگرفته است. این امر، حاصل یک سیاست‌گذاری است و بخش مهمی از این سسیاست‌گذاری را اقتصاد به خود اختصاص می‌دهد. پس از تسلیحات، بزرگ‌ترین تولید صادراتی ایالات متحده مربوط به تفریحات و سرگرمی است. این امر نشان‌دهندة اهمیت سیاست‌گذاری در اقتصاد تفریحات و سرگرمی است که جدای از مباحث زیباشناسی و محتوایی باید مورد تحلیل واقع شود. به طور قطع، نگرانی‌هایی در مورد برنامه‌های معروف آمریکا مانند «Bay watch and Friends» وجود دارد، اما باید جدای از محتوای این برنامه‌ها، سؤال کاملاً اساسی‌ای را مورد توجه قرار داد: «تفریح و سرگرمی چیست؟»

تفریح و سرگرمی در گذشته، کاری بوده است که افراد برای یکدیگر انجام می‌داده‌اند و کاملاً وابسته به مفهوم مهمان‌نوازی و مهربانی در مورد میهمان‌ها بوده است. بعدها تفریح و سرگرمی با ماهیت جوامع گره خورد و با توجه به اشکال تفریح، توسط افراد مختلف و در زمان‌ها و مکان‌های مختلف، انواع متفاوتی از آن مورد استقبال قرار گرفت. در مجموع، این امر اکنون ارتباط چندانی با گذشته خود ندارد، زیرا در حال حاضر، هنگامی که افراد از تفریح و سرگرمی حرف می‌زنند، بیشتر منظورشان محصولات رسانه‌های جمعی است که از طریق بازار جهانی مانند بسیاری دیگر از کالاها به فروش می‌رسد. بنابراین سؤال اصلی این است که چگونه مردم ـ که مسلمانان را هم در بر می‌گیرد ـ چنین پدیده‌ای را به یک تجارت جهانی تبدیل کرده‌اند که بیش از همه چیز، به سود اقتصادی توجه دارد؟ چرا این اتفاق افتاد؟ از این مهم‌تر، آیا اَشکال قدیمی‌تر تفریح و سرگرمی می‌توانند خود را از انحصار غول‌های رسانه‌ای که به نظر می‌رسد همه چیز را کنترل می‌کنند، نجات دهند و از این سؤال با اهمیت‌تر اینکه آیا افراد می‌توانند قابلیت تفریح کردنن و ایجاد سرگرمی‌های شخصی خود را خارج از ماتریکس شرکت‌ها حفظ کنند؟ در یک سطح، چنین سؤالات مهمی نیازمند مباحثی طولانی و تعمق فراوان است، اما راه‌های مختلفی برای نظر کردن به این مسئله وجود دارد.

در جهان مدرن، اکثر آنچه تفریح و سرگرمی شناخته می‌شود، با مصرف‌گرایی رابطه دارد. حتی بازی‌ها و اسباب‌بازی‌هایی که فایدة اندکی برای رشد مغزی کودکان دارند از این قاعده مستثنی نیستند. والدین اغلب نمی‌توانند کمکی برای فرزندان خود که در معرض تفریحات و سرگرمی‌های عمومی هستند، انجام دهند و حفاظت از کودکانی که بیشتر در محیط‌های خارج از خانه به سر می‌برند نیز سخت است. مسلمانان مانند اکثر انسان‌هایی که به سبک و سیاق مدرن زندگی می‌کنند، مصرف‌کنندة تفریحات و سرگرمی‌های دیگران شده‌اند. به نوعی، این امر به آسیب‌شناسی دنیای مدرن باز می‌گردد و به نظر می‌رسد که اوضاع در این زمینه رو به وخامت می‌رود. در گذشته انسان‌ها راه‌های مختلفی برای سرگرم کردن خود و دیگران می‌یافتند و معمولاً این امر شامل نوعی از فعالیت‌های اجتماعی بود. در حال حاضر، انسان‌ها این فعالیت خانوادگی و محلی بسیار مهم را به تولیدکنندگانی که از آنها دور هستند، واگذار کرده‌اند. علاج و چارة این مشکل، ساده و در عین حال دشوار است. بخش سادة راه حل این است که از مصرف‌زدگی و مصرف محوری جلوگیری کنیم و به سادگی از کنار آن عبور کنیم. در واقع، هیچ‌کس دیگری را به مصرف مجبور نکرده است. فرض کنیم چقدر مضحک خواهد بود اگر کسی را به زور اسلحه مجبور به خریدن جدیدترین اسباب‌بازی‌ها و... کنند و یا فردی را با بستن به صندلی، هر شب مجبور به تماشای تلویزیون کنند و به این ترتیب، افراد به طور خودخواسته و داوطلبانه، توانایی‌هایشان را در سرگرم کردن یکدیگر به تولیدکنندگانی که حاضر نیستند و با آنها روبرو نمی‌شوند، واگذار کنند.

بنابراین بخش ساده و راحت راه‌حل این است که بگوییم: «اهمیت نده و از کنار آن به سادگی بگذر»، امّا بخش مشکل راه‌حل این است که به این سؤال اساسی جواب بدهیم که «بعد چی؟» بعد از آنکه تلویزیون خاموش شد، اسباب‌بازی‌های پلاستیکی را در سطل آشغال ریختیم و کامپیوترها و اسباب و ابزارها را کنار گذاشتیم، آن وقت چه؟ این سؤال ما را به بحث از فرهنگ تولیدی مسلمانان و نه صرفاً فرهنگ مصرفی و مصرف فرهنگی رهبری می‌کند که آیا برای مسلمانان ممکن است که به جای بردگی بیشتر در ماشین مصرفی شرکت‌ها، هرآنچه را از فرهنگ منطقه‌ای خودشان باقی مانده است که می‌تواند احساس رضایت‌مندی و شادی ایجاد کند، از خطر نابودی حفظ کنند تا از این طریق جای خالی‌ای را که قطعاً بسیاری با از دست دادن ماشین‌های برقی سرگرمی، احساس خواهند کرد، پر کنند؟ هرچه زودتر ما بتوانیم به این سؤال و امکان یا عدم امکان آن پاسخ بدهیم، بهتر است.

اوّلین مباحث جدی باید در مورد کیفیت تفریحات و سرگرمی‌ها صورت بگیرد که البته سؤالات سختی مانند این مورد را در بر می‌گیرد: «آیا تفریح و سرگرمی ضروری است؟ و اگر چنین است، چرا؟» هرچند که اگر بخواهیم فرزندان خویش را با فرستادن به مدرسه از ماتریکس شرکت‌های تفریح و سرگرمی نجات دهیم، به نوعی، نظام مدرسه‌رَوی بیشتر از آنچه سریال‌های «Barny or Friends» می‌تواند به بچه‌ها صدمه بزند، به آنها آسیب می‌رساند، امّا این امر در حوصله مقاله حاضر نمی‌گنجد و در اینجا به آن نمی‌پردازیم. در اینجا کفایت می‌کند که بگوییم، اکثر ما به نحو سازمان‌یافته‌ای تربیت شده‌ایم که مصرف‌کننده باشیم و علی‌رغم همة ظاهرسازی‌های مربوط به آزادی و آموزش، نهادها و سازمان‌ها اساساً استعدادهای آدمی را چنان شکل می‌دهند که بیشتر ما نمی‌توانیم در مورد راه‌های سرگرم کردن خودمان و تفریح کردن فکر کنیم.

در جهان مدرن، مسئلة تفریح و سرگرمی، رفته رفته غیرقابل تفکیک‌تر از مسئلة رسانه‌های گروهی می‌شود. این یک انحراف و گمراهی در تاریخ بشریت است: انسان‌ها در زمان‌ها و مکان‌های مختلف، راه‌هایی برای سرگرم کردن خود و دیگران یافته بودند و این مدت‌ها پیش از ظهور غول‌های رسانه‌ای صورت گرفته بود. اگر از یک خانه متعلق به خانوادة متوسط و معمولی آمریکایی بازدید کنیم، خواهیم دید که یک جداسازی و تفکیک داوطلبانه در عمل ایجاد شده است. بچه‌ها در یک اتاق بازی‌های ویدیویی می‌کنند، پدر با رفقای خود فوتبال تماشا می‌کند، مادر در اینترنت جستجو می‌کند یا با تلفن با دوستانش گپ می‌زند و مادربزرگ یک مجله می‌خواند یا در نهایت یک رمان. اگرچه این تصویر، جهانی و مربوط به همة دنیا نیست، امّا تصویر نوع خانواده‌های متوسط مدرن است و البته این امر حاصل از یک برنامه‌ریزی و طرح است و نه یک اتفاق. به این امر «تفکیک مخاطبان» گفته می‌شود و از طریق بازاریابی صورت می‌گیرد و به نوعی، هر کسی طعمة آن واقع می‌شود.

بنابراین، پیش از آنکه به مسئله جداسازی بر مبنای جنسیت در میان مسلمانان بپردازیم ـ که به نظر می‌رسد این روزها تبدیل به موجی در حلقه‌های مسلمانان شده است ـ باید به مسئله‌ای اساسی‌تر بپردازیم و آن، موضوع بسیار پیچیدة تقسیم افراد به گروه‌های مختلف سنی و جنسی از سوی رسانه‌های تفریحی و سرگرمی است. اگر کسی از ما خواهان سرگرمی و تفریح سالم است، در این صورت، اوّل از همة باید فکری برای برطرف کردن این شکست‌ها و فاصله‌های میان طبقات سنی کرد. راستی چطور است مردها با پسرها و دخترها با زنان کارها را انجام بدهند؟ پیرها و کودکان یک جا جمع شوند؟ برای همة این‌گونه جمع‌ها چه اتفاقی افتاده است؟ مسئلة اصلی در مورد تفکیک مسلمانان ـ میان زنان و مردان ـنیست. مسئلة اصلی در مورد تولید انبوه کالاهای تفریحی و سرگرم‌کننده است که قشر بسیار خاص و مشخص سنی را مورد هدف قرار می‌دهد و واحدهای اجتماعی و فرهنگی را احاطه می‌کند. چگونه این کالاهای تولید انبوه شده، جایگزین اشکال رودررو و حضوری تعامل افراد شده‌اند؟ پاسخ این است که تفریحاتی ایجاد کنیم که دوباره انسان‌ها را دور هم جمع کند، در غیر این صورت، ایدة کلی خانواده یک سراب و فریب می‌شود.

برخی فکر می‌کنند که اگر مسلمانان بیش از این در جریان اصلی رسانه‌ها فعالیت داشتند ـ مثلاً تولیدکننده کمدی، درام، بازی، تبلیغات و... بودند ـ بیشتر در جامعه پذیرفته می‌شدند و بیشتر می‌توانستند بر تفریحات خود کنترل داشته باشند. در حالی که ایدة «نمایش روزانه» و کمدی‌های موقعیت در ایالات متحده متولد شد. آنها که می‌خواهند بدانند، این ایده‌ها در جاهای دیگر چگونه اجرا می‌شود، می‌توانند همة آنها را در رسانه‌های عربی ـ تلویزیون‌های ماهواره‌ای مثل LBC ، MBC و المستقبل ـ ببینند، امّا اینکه آیا این امر افراد را قابل پذیرش‌تر می‌کند، قابل بحث است. در برخی موارد، این برنامه‌ها مسخره کردن خود است و حتی گاهی که چنین نیست، از سوی مخاطبان غربی چنین برداشتی از آنها می‌شود. در بسیاری موارد، تفریحات مثلاً بومی و محلی، تقلیدی ضعیف و بی‌کیفیت از تولیدات پخش شده در جهان است که بیشتر از ایالات متحده نشأت می‌گیرد. هر مُد جدیدی که توسط آمریکا ایجاد می‌شود، توسط این مقلدان منطقه‌ای، «بومی» می‌شود. به عنوان مثال مُد آمریکایی (reality TV) در برخی تلویزیون‌های عربی و... در جهان اسلام ریشه دوانده است.

جدای از تلویزیون، تفریحات روزمرة فراوانی وجود دارد (یا تا همین اواخر وجود داشت) که مسلمانان می‌توانند (و در حقیقت این کار را می‌کردند) در آن مشارکت داشته باشند و اکنون بسیاری از ما، خصوصاً آنها که عمدتاً مذهبی هم نیستند، نسبت به آن نگران هستند: مثل گوش کردن به موسیقی یا بازی‌های خیالی کامپیوتری. برخی در این زمینه چنان پیش رفته‌اند که درخواست فتواهایی برای تحریم چنین تفریحات و سرگرمی‌هایی را نموده‌اند، امّا پیش از آنکه فتوایی بتواند مؤثر واقع شود، باید یک سلسله شرایط اجتماعی خاص تحصیل شود. کسی که برای بررسی فتواها در این زمینه وقت صرف کند، خواهد دید که فتواهای مربوط به مبحث تفریحات، در رویکرد و پاسخ با هم متفاوتند و اکثراً بازتاب زمان و مکانی هستند که آن فتوا در آن مطرح شده است. امروزه زمانه بر روی رسانه‌ها می‌چرخد، بنابراین اگر کسی از گوش دادن به موسیقی سؤال می‌کند، منظور او گوش دادن به موسیقی‌ای است که از طریق الکترونیکی و از نقطه‌ای دوردست تهیه و پخش می‌شود. تلویزیون و بازی‌های کامپیوتری، مثال‌های دیگری در زمینة تجارب رسانه‌ای دراین‌باره هستند. بنابراین، علاوه بر پرسیدن و خواستن فتواهایی له یا علیه این جریان‌ها، شاید بهتر است این سؤال اساسی را از خودمان بپرسیم و در پی پاسخ به آن باشیم، چنان‌که قبلاً مطرح شد: «هدف از تفریح چیست؟» و «انسان‌ها پیش از عصر رسانه‌ها، چگونه خود را سرگرم می‌کردند؟»، این سؤال‌ها صرفاً برای مسلمانان مطرح نیست، بلکه به نوعی، این بشریت است که زیر بار مصرف منفعلانة تولیدات دیگران در زمینة تفریح و سرگرمی کمر خم کرده است. به دنبال فتوا برای اینکه چه برنامه‌هایی از تلویزیون ببینیم (و یا اصلاً تلویزیون ببینیم یا خیر)، خود نوعی به عنوان مصرف‌کننده عمل کردن است. بخشی از این مشکل، به نظام نهادینه شدة مدرسه‌رَوی باز می‌گردد که کودکان موضوع آن هستند. این نوع از مدرسه‌رَوی که آن را مؤدبانه «آموزش» می‌نامند، اوّلین تولیدش خلق مصرف‌کننده‌هایی است که نمی‌توانند برای خودشان فکری بکنند و دائماً نیازمند ساختارهایی ثابت هستند که از جایی دیگر ـ تلویزیون، مدرسه، روان‌شناس یا نصیحت‌کنندگان ـ به آنها بگوید که چه کنند. بر سر تفکر و تحقیق شخصی چه آمده است؟ شاید ناآرامی و ناراحتی مدرنی که مردم آن را احساس می‌کنند؛ شاید آنچه رخ داده است، عمیق‌تر از این باشد؛ شاید انسان‌ها سوگوار از دست رفتن یا پاره شدن بخش مهمی از انسانیت خود هستند.

اسلام به عنوان یک دین، دارای فعالیت‌هایی خاص است که بیشتر موافق فعالیت‌های عملی و فعال، جمعی و متفکرانه است. تفریح مدرن ـ‌ در وجود بسیاری ـ نه فعال و نه متفکرانه است. بنابراین در تولید انبوه شده امّا معضل این است که مسلمانان تشخیص داده‌اند که اکثر مردم در حال حاضر به عنوان مصرف‌کننده، گرفتار انواعی از تفریحات هستند که نمی‌توان در مورد آن صرفاً به «این حرام است» اکتفا کرد و آن را به حال خود رها نمود. شاید بهتر باشد مسلمانان به نحو مؤثرتری از نوع و ساختار تفریحاتی که مصرف می‌کنند، بپرسند و سپس گام بعدی را بردارند و خود تولیدکنندة تفریحاتی شوند که ریشه در فرهنگ خودشان داشته باشد. البته این به معنی مدل‌های بومی مقلّدانه از مدل آمریکایی مانند مدل (Reality TV) یا کارتون‌های عربی «پارک جنوبی» نیست. آنچه برای مسلمانان ضروری به نظر می‌رسد، یافتن راه‌هایی برای تفریح و سرگرمی خودشان است تا از این طریق، تفریحات خود را در جامعه خود و خانواده‌های خود تولید کنند و از طریق رسانه‌های دیگران دریافت نکنند. آنگاه اگر مردم ملزم به شنیدن موسیقی هستند، خودشان آن را تولید می‌کنند و اگر باید تصاویر و نقاشی‌ها را تماشا کنند، شاید یکی از خودشان باید نقاشی یا عکاسی بیاموزد و اگر مردم باید قصه گوش کنند، خودمان باید برای یکدیگر قصه بگوییم. داستان‌گویی در گذشته هنر پرارجی بوده است و خانواده‌ها برای همدیگر داستان می‌گفته‌اند. این هنر ابتدا توسط کتاب‌ها کنار گذاشته شد ـ که برخی داستان‌های خاص را بر برخی دیگر ترجیح داد ـ و پس از آن، رسانه‌های الکترونیک که داستان‌هایی خاص را در سطح جهانی پخش می‌کنند ظهور کردند. آنچه از همة اینها برمی‌آید، این است که مردم دوست دارند به صداهایی خوشایند گوش فرا دهند و تصاویر جذابی را ببینند و دوست دارند داستان‌های جلب‌توجه کننده را بشنوند. بنابراین، احتمالاً یک راه برای فرار از غول‌های رسانه‌ای، توسعة بیشتر تفریحات و سرگرمی‌های آمریکایی است.

شاید بهترین محلّ آغاز برای ما، تشویق یکدیگر به تولید انواع مختلف هنرهای خلاق باشد، نه با هدف مدرک آموزشی یا ... بلکه با هدف جبران خلأی که دیگران احساس می‌کنند، دیگرانی که ساعات بی‌پایان روبروی تلویزیون و کامپیوتر می‌نشینند و وقت صرف می‌کنند. مسلمانان در طول سال‌ها به طور فعالی ادبیاتی غنی از هنرهای تزئینی، بازیگری، صدا و تصویر تولید کرده‌اند که همة آنها می‌تواند سازنده و فکری و در عین حال برای خانواده و اجتماع مفید باشد. هر کدام از اینها به عنوان یک «سرگرمی» بهتر از صرف وقت برای مصرف محصولات تولید شدة صنایع رسانه‌ای دیگران است که از لحاظ اخلاقی و ارزشی مسئله‌دار هستند. این کار می‌تواند خلاقیت و تعهد منطقه‌ای و محلی را به نفع خانواده و اجتماع به کار گیرد به نحوی که در داخل و خارج از خانه، پیر و جوان یک‌بار دیگر یاد بگیرند که چگونه خود و دیگران را سرگرم کنند، البته نه به این معنی که راه جدیدی برای اتلاف وقت پیدا کنند، بلکه به معنی یافتن مجدد ساختارهایی فکری و اجتماع محور برای تعامل که اساساً ریشه در ارزش‌های سنتی دارد. اعتیار رو به افزایش به تفریحات آمریکایی، نشان از مشکل عمدة بحران هویت در جهان اسلام و دیگر نقاط جهان دارد. جوانان دیگر با فرهنگ محلی ارضا نمی‌شوند و خود را متناسب با شیوة زندگی مدرن آمریکایی ـ هجویاتی که در تلویزیون آمریکا به نمایش درمی‌آید ـ می‌دانند. این هجویات به نوبة خود از سوی تولیدکنندگان محلی و داخلی باز تولید می‌شوند که در مجموع، دنیایی خیالی و ساخته شده بر بال رسانه‌ها را می‌سازد. فرهنگ محلی رابطة اندکی با این امر دارد و این خیالات و اوهام، دارای نظام ارزش‌های واحد ـ علی‌رغم تفاوت سطحی ملیت‌ها و زبان‌ها ـ هستند. تفریحات آمریکایی می‌آموزند که زندگی به عنوان یک تجربه است؛ تلاش برای خرید و فروش شادی؛ تماشاگری جنسی و ترجیح دادن خواست‌های شخصی بر هر چیز دیگر و زندگی به عنوان یک بازی و سرگرمی ناتمام. بنابراین، انسان‌ها در فرهنگ‌های مستقل گذشته، چگونه خود را سرگرم می‌کرده‌اند؟ پیش از عصر رسانه، مردم چگونه خود و دیگران را سرگرم می‌کردند؟ شادی و سرور در میان فرهنگ‌های مختلف به چه معناست؟ تفریح و سرگرمی خانوادگی چیست؟ بدون بحث در مورد این سؤال‌ها با هدف ایجاد مفاهیم و افعالی سرگرم‌کننده، امّا محلی و اجتماعی، مسلمانان به عنوان مصرف‌کنندگان منفعل باقی خواهند ماند.
 

پی‌نوشت:
٭منبع: Muslimedia.com، آوریل 2004.

نوشته : طب در 1388/04/28 نظرات ( ) - لینک مطلب
ساختمان گوش
مطالب مرتبط: عمومی ,


نوشته : طب در 1388/02/14 نظرات ( ) - لینک مطلب
آیا میدانید تغذیه ای
-آیا میدانید قرمزی درون کالباس از گوشت تاج خروس است.(زیر دندان خود حس کرده اید.)

 2-آیا میدانید ماده اولیه کالباس از سویاست که سودازا و مضر است و موجب کم حافظگی می شود.بنابر شواهد عینی زایدات گوشت وگوشت های غیر قابل استفاده برای ساخت سوسیس و کالباس استفاده می شود.

 3-آیا میدانید پیامبر اسلام (ص) فرموده اند گوشت گاو مرض است. روغن آن دارو و شیر آن شفا است.

 4-آیا میدانید گوشت گاو به گفته بو علی سینا عامل 16 بیماری مهلک می باشد که اولین آن سرطان و دومین آن مالیخولیا (اسکیزوفرنی) و سومی آن بواسیر می باشد. جنون گاوی ویروس و میکروب نیست بلکه پروتئین گاو است.


 5-آیا میدانید در شیر پاستوریزه فقط 2درصد چربی حذف شده و به جای هزینه پاستوریزاسیون ماده نگهدارنده بنزوات سدیم زده میشود که خطر ناک و سرطان زاست.

 6-آیا میدانیددر شیر استرلیزه که امکان نگهداری 6 ماه خارج از یخچال را دارد غلظت بنزوات سدیم بیشتر است.

 7-آیا در ماکارونی 20درصد گنوتن صنعتی استفاده می شود که سرطان زاست. و در بسیاری کارخانه ها نان خشک کپک زده به جای آرد در ماکارونی استفاده می شود و ماکارونی یبوست زاست.

 8-آیا میدانید سس مایونز به دلیل ترکیب خاصی که دارد در کنفرانس های علمی به عنوان سم کبد معرفی میشود.

 9-آیا میدانید در نان باگت برای متخلخل شدن از پودر های بکینگ یا جوش شیرین زیاد استفاده می شود که در گمرک ها با علامت مرگ وارد میشود.

 10-آیا میدانید نان های مصرفی بدلیل فاقد سبوس بودن از مهمترین قسمت ریز مغذی که گروه ویتامین های (ب) می باشد محرومند ونان باگت بدترین نانهاست.

 11-آیا میدانید ساندیس ها، نوشابه ها ،بیسکویت ها ، کیکها و...با قندهای مصنوعی چون ساخارین که 1000برابر شیرین تر از قند معمولی است ساخته میشودکه دشمن کبد و کلیه است.

 12-آیا میدانید رنگ های افزودنی در نوشابه ها ، ساندیس ها ، کیک ها ،آدامس ها همه سرطان زا هستند.

 13-آیا میدانید ماده مخدر به نام cola (پپسی کولا، کوکا کولا و...) در اکثر نوشابه ها وجود دارد که کافئین و کارامل از این دست هستند.

 14-آیا میدانید گوشت مرغ و ماهی که متاسفانه سفارش بسیاری از پزشکان است بلغم زاست و موجب سکته و تومور های مختلف می گردند.

 15-آیا میدانید گوشت مرغ و ماهی های پرورشی با هورمونها هستند که عوارض متعدد به بار می آورند.

 16-آیا میدانید قیمت روغن های مایع مثل آفتابگردان اگر واقعی باشد حدود 12 الی 15 هزار تومان خواهد بود ولی الان در بازار 900 الی 800 تومان است که از یک کیلو تخم آفتابگردان ارزان تر است.

 17- آیا میدانید سرکه های صنعتی از اسید استیک محلول در آب بعلاوه اسانس ها و رنگ ها هستند که همگی بسیار مضر اند.

18-آیا میدانید بیشتر محتوای روغن ها ی مایع از پارافین خوراکی که محصول پالایشگاههای نفت است درست شده است که کلسترول خون را افزوده موجب چربی خون و ... می شود که کشنده است.

 19-آیا میدانید جهت براق شدن خیار گلخانه ای از روغن مالی استفاده و خیار گلخانه ای بدلیل ندیدن نور خورشید سرطان زا و خطر ناک اند.

 20-آیا میدانید موز به جای هوای گرم جنوب در گلخانه های شهر های مختلف ،از جمله شهر های شمالی ، آن هم توسط کاربیت ظرف چند روز به طور انبوه به عمل می آید و موجب تولید مرض و یبوست زاست.

 21-آیا میدانید در اکثر کارخانه ها ی آبلیمو های صنعتی حتی یک لیمو هم وارد نمی شود و آب لیمو صنعتی از «آب کاه» بعلاوه برخی اسانس ها و جوهر نمک تولید می شود که همین امر موجب ته نشین نشدن محتوای آب لیمو میباشد.

 22-آیا میدانید کره گیاهی دروغی بیش نیست و با مواد پایه ای نفت و در برخی کشور ها فضولات انسانی تولید می شود وموجب تشکیل پلاک اتروم در عروق کرونر قلب وبیماری ایسکمیک قلبی می شود و شعار« کره مارگارین ( گیاهی) دوست قلب شما » فریب افکار عمومیست.

 23-آیا میدانید نوشابه ها موجب آسیب دیدگی سلولهای کبدی ،بیقراری،نامنظمی ضربان قلب به علت وجود بنزوات سدیم و کافئین می شود.

 24-آیا میدانید گاز co2 موجود در نوشابه ها سبب پوکی استخوان میشود. فسفر و اسید سولفوریک رقیب کلسیم سطح استخوان وموجب نرمی استخوان می‌شود یک عدد نوشابه به اندازه 6 بشقاب برنج چاق کننده است وضرر شربتهای کارخانه‌های مشابه «سن‌ایچ»کمتر از نوشابه نیست.

 25- آیا می‌دانیدمواد قندی موجود در داخل نوشابه‌ها موجب پوسیدگی دندان می‌شود.(اگر دندان شکسته‌ای را در داخل بطری نوشابه بیاندازید پس از 7 ساعت حل می‌شود)

 26-آیا می‌دانیدسس مایونز حاوی مواد نگهدارنده(سربات پتاسیم وبنزوات سدیم)است که ایندو سرطان‌زا هستند.

 27-آیا می‌دانید سس مایونز از همه غذاها مضرتربرای صدمه به پوست وجوش صورت است.
 28-آیا می‌دانید پفک بر اساس تحقیقات پزشکی انجام شده در کشور انگلستان موجب عقیمی وناباروری در کودکان می‌گردد.

29-آیا میدانید پفک حاوی تار ترازین (ماده قرمز و نارنجی رنگ) سبب اختلالات رفتاری و اضطراب و پرخاشگری و عصبیت در اطفال می شود.

 30-آیا میدانید پنیر پفک(پنیر فاسد) و گندیده تاریخ مصرف گذشته می باشد . چسبندگی پفک بر اساس تحقیقات تا 7 بار مسواک هم تمیز نمی شود وموجب بی اشتهایی می شود و آمار مصرف پفک در ایران روزانه هر نفر 2 عدد میباشد.

 31-آیا میدانید برنج پر مصرف ترین اقلام سفره ایرانیان سودا زاست وموجب غلظت خون می‌شود . برنج یبوست زاست که یبوست مادر همه بیماریهاست. برنج موجب انسداد عروقی ،سنگ صفرا و سنگ کلیه میشود. خوردن برنج موجب تیرگی پوست میشود.

 32-آیا میدانید چای سیاه موجب کم خونی ، آریتمی قلب، اختلالات گوارشی، چروکیدگی پوست و ریزش مو می‌‌شود.

 33-آیا میدانید شکر سفید برای کبد مضر و موجب به هم خوردن متابولیسم سلولهای کبدی و مواد رنگبر قند و شکر هم مضر میباشد.

 34-آیا میدانید قند و شکر تفاله باقیمانده چغندر قند و نیشکر است که مواد ارزشمند آن گرفته شده و به دامها داده می‌شود.

 35-آیا میدانید روش ذبح مرغها سبب ترشح هورمون استرس در بافتهای آنها می شودکه مضر است.

 36-آیا میدانید به مرغها آنتی بیوتیک های متنوع و متعددی خورانده می‌شودکه درصد بروز و شیوع عفونتهای میکروبی مصرف کنندگان را بالا می‌برد . مرغ های ماشینی بر اساس تحقیقات فرانسوی‌ها بدلیل محرومیت از نور آفتاب بسیار مضرند.

 37-آیا میدانید اسید های چرب ترانس در چیپس پس از حرارت مکرر سرطان زا می‌شوند.

 38-آیا میدانید کلیه تن ماهی ها ، کنسرو ها ، کمپوتها، سرکه ،آبلیمو و آبغوره ها ی کارخانه ای، رب کارخانه ای، بستنی ها، شگلاتها، کاکائوها، بیسکویتها و اقلام غذایی کارخانه ای و بسته بندی بدلایل متعدد مضر، سرطان زا و کشنده هستند.

 39-آیا میدانید ظروف استیل، سرب در داخل غذا می‌نماید که سرطان زاست. ظروف تفلون بدلیل تخریب لایه های تفلون سرطان زاست.

 40-آیا میدانید ظروف آلومینیوم موجب کم خونی،آلزایمر،ضعف اعصاب و لرزش دست می‌شوند و ظروف لعابدار حاوی ترکیب سرب بوده و سرطان زاست.ظروف زودپز،تند پز،مایکروویو و دستگاههای داغ کننده برقی همگی مضرند.

 41-آیا میدانید مسواک پلاستیکی رایج موجب از بین رفتن مینای دندان و خمیر حاوی فلوراید موجب پوسیدگی دندان می‌شود

نوشته : درمان آنلاین در 1387/11/19 نظرات ( ) - لینک مطلب
ناگفته های هدایای صنایع داروسازی به پزشکان

چاپ پست الكترونیكی
در حالی که هیچ رازی در زمینه حاتم بخشی‌های شرکت‌های داروسازی به پزشکان (شامل هر چیزی نظیر دفترهای یادداشت و خودکار تا هزینه غذا و سفرهای آنان به سمینارها) وجود ندارد، اما هنوز هم بسیاری از بیماران، در خصوص این گونه تبلیغات چیزی نمی‌دانند. البته صنعت داروسازی همواره ادعا می‌کند که این هدایا تأثیری بر تجویز داروهای پزشکان ندارد. اما شواهدی متعدد حاکی از آن است که این اقدامات می‌تواند در هنگام تجویز دارو توسط پزشک، مؤثر باشد.
 
 
 
 
مگان تادی

چکیده:

در حالی که شرکت‌های داروسازی آمریکایی سالانه قریب به 30 میلیارد دلار صرف ارائه انواع هدایا نظیر خودکار و دفتر یادداشت و تقویم، تا خرید بلیط هواپیما و تقبل هزینه شرکت در سمینارهای بازآموزی به پزشکان می‌نمایند، اما هنوز هم هیچ قانون مدونی در جهت محدود کردن این اقدامات ارائه نشده است؛ چرا که لابی این صنعت بسیاری از نمایندگان را قانع نموده که این چنین کمک‌هایی، هیچ تأثیری در تجویز دارو توسط پزشک ندارند. اما منتقدان با اشاره به حجم گسترده بودجه اختصاص یافته به این هدایا، معتقدند که شرکت‌های داروسازی، تنها در صورت ایجاد منافع مالی دست به این فعالیت‌ها خواهند زد.

در حالی که هیچ رازی در زمینه حاتم بخشی‌های شرکت‌های داروسازی به پزشکان (شامل هر چیزی نظیر دفترهای یادداشت و خودکار تا هزینه غذا و سفرهای آنان به سمینارها) وجود ندارد، اما هنوز هم بسیاری از بیماران، در خصوص این گونه تبلیغات چیزی نمی‌دانند. شاید کنگره بتواند بالاخره به این روابط پایان دهد و بیماران بتوانند به راحتی مسیر این هدایا را دنبال کنند. در ماه ژوئن سال جاری، کمیته ویژه سنا طرحی ارائه نمود که در صورت تصویب نهایی، شرکت‌های صنایع داروسازی از هرگونه پرداختی به پزشکان منع خواهند شد. اما هنوز هم بسیاری از مسئولان این طرح را «غیردقیق» می‌دانند، چرا که در سایه این قانون، باز هم تصویری واقعی از چرخش پول‌های موردنظر به دست نخواهد آمد.

صنعت داروسازی در سال 2003 میلادی، تقریباً 3/25 میلیارد دلار در جهت فروش مستقیم داروهایش هزینه نموده که مبلغی بیش از آن را به اهدای نمونه‌های رایگان، هزینه صرف غذا، تقبل هزینه شرکت در سمینارها، تخفیف در پروازهای هوایی و مشارکت مالی در برنامه‌های بازآموزی پزشکان، اختصاص داده است. باید دانست که صنعت داروسازی در قبال عمل به مقررات انجمن داروسازی آمریکا (AMA)، تعهدی غیر الزام‌آور داشته و براساس سایر مقررات کنونی، آنان تنها در برابر پرداخت هدایای مجرمانه 100 دلاری و یا کمتر،‌ محدودیت دارند!

البته صنعت داروسازی همواره ادعا می‌کند که این هدایا تأثیری بر تجویز داروهای پزشکان ندارد. اما شواهدی متعدد حاکی از آن است که این اقدامات می‌تواند در هنگام تجویز دارو توسط پزشک، مؤثر باشد.

دکتر سیدنی ولف مدیر گروه پژوهشی سلامت شهروندان می‌گوید: «مدیران شرکت‌های داروسازی، سالانه 20 تا 30 میلیارد دلار را جهت تبلیغات داروهای تجویزی هزینه می‌کنند، چرا که آنان مطمئن هستند که با این کار، به سودآوری بیشتری دست می‌یابند. لذا بدون توجه به اینکه پزشکان تا چه حد از هدایای تبلیغاتی تأثیر می‌پذیرند، این هدایا آنان را به تجویز داروهایی خاص ترغیب می‌کند.»

کارشناسان همچنان معتقدند که باید قوانین ایالتی جدیدی در این زمینه تصویب گردد. در ماه مارس سال جاری هم دکتر ولف مقاله‌ای مشترک در نشریه انجمن پزشکی آمریکا (AMA) منتشر نمود که براساس آن، عملکرد قوانین دو ایالت «ورمونت» و «مینسوتا» در این زمینه مورد بررسی قرار گرفته بود. نتیجه این پژوهش نشان داد که در تبلیغات شرکت‌های داروسازی، مردم به اطلاعات اندکی دست می‌یابند و ابهامات متعددی نیز در مورد پرداخت‌های اهدایی به پزشکان وجود دارد.

امروزه بسیاری از کارشناسان معتقدند که باید همه بیماران بتوانند میزان هدایای دریافتی پزشک خویش را از ابر شرکت‌های داروسازی دریابند. هرچند در بخش‌هایی از خاک ایالات متحده، شرکت‌ها در سایه قانون حفاظت از اسرار تجاری، راه را بر این شفافیت بسته‌اند. بدین ترتیب، بیماران در صورت بررسی، تنها با لیست‌هایی فاقد نام از کمک‌های صورت گرفته مالی و هدایای مختلف روبه‌رو می‌شوند.

از سوی دیگر، در جلسات هم‌اندیشی سنا بر روی منافع این شفاف‌سازی، مباحث زیادی مطرح شده است. در صورتی که بیماران این روابط مالی را دریابند، آنان چه تصوری از پزشک خود پیدا خواهند کرد؟ به علاوه، پزشکان در برابر این شفافیت، چه عکس‌العملی از خود نشان خواهند داد؟

همان‌طور که آقای ولف معتقد است، در سایه تصویب قوانین ایالتی مناسب، بیماران از امنیت بیشتری برخوردار خواهند بود؛ چرا که می‌توانند با اطمینان از میزان هدایای نقدی و یا غیرنقدی دریافت شده توسط پزشک مورد نظر خویش، اطلاع یابند. اما آیا آنچه که از سوی سنا در صورت ایجاد یک توافق نهایی به تصویب خواهید رسید، می‌تواند کاملاً روشنگر و مناسب باشد؟ بسیاری معتقدند که خیر.

چندی پیش، یکی از مدیران یک انجمن حمایت از حقوق بیماران، اعلام کرده بود که ما ابتدا به شرکت‌های داروسازی این حق را داده ایم که به پزشکان، هدیه و یا کمک نقدی بدهند و سپس درصدد برطرف کردن مشکلات به وجود آمده برآمده‌ایم. امروزه ما با ابعاد مختلف این مشکل آشنا شده‌ایم، لذا وقت آن رسیده که برای دستیابی به یک راه‌حل مؤثر، دست به اقدام زد.

منبع: www.Prospect.org

به نقل از: ماهنامه سیاحت غرب، شماره 55


نوشته : طب در 1387/09/29 نظرات ( ) - لینک مطلب
اسرار وضو

چاپ پست الكترونیكی
 عمل‌ وضو به‌ عنوان‌ یك‌ شیوه‌ قوی‌ پاكسازی‌ و انرژی‌گیری‌ قادر است‌ برروی‌ این‌ كانال‌ها اثر گذارد. چنانچه‌ عمل‌ وضو نیز در ساعات‌ خاص‌ انجام‌ شودعلاوه‌ بر تأثیرات‌ ناشناخته‌، می‌تواند بر روی‌ اندام‌های‌ مربوط‌ به‌ آن‌ ساعت‌ اثرگذارد. به‌ عنوان‌ مثال‌ بین‌ ساعات‌ 3 تا 5 عصر بیشترین‌ تأثیر بر روی‌ كانال‌ مثانه‌است‌.
 
 
دکتر حسین روازاده
 
انرژی‌ درونی‌ بدن‌ انسان‌ طبق‌ قوانین‌ خاصی‌ در كانالهای‌ انرژی‌ جریان‌ دارد.انتهای‌ این‌ كانال‌ها در بدن‌ به‌ یكدیگر متصل‌ است‌ لذا مسیر چرخه‌ای‌ را ایجادمی‌كنند. در طب‌ قدیم‌ هند (آیورودا) و همچنین‌ طب‌ سنتی‌ چین‌، تطابقی‌ بین‌گردش‌ كره‌ زمین‌ و جریان‌ انرژی‌ در این‌ مسیرها وجود دارد. بدین‌ صورت‌ كه‌همانگونه‌ كه‌ كره‌ زمین‌ در هر شبانه‌ روز یك‌ دور به‌ دور محور خود می‌زند؛ انرژی‌درونی‌ بدن‌ نیز در طول‌ شبانه‌ روز، یك‌ دور مسیر كامل‌ جریان‌ خود را در این‌كانال‌ها طی‌ می‌كند. نظم‌ خاصی‌ در رابطه‌ با زمان‌ عبور انرژی‌ در كانال‌ها وجود دارد. لذا چنانچه‌در ساعات‌ پیشنهاد شده‌ عملی‌ انجام‌ گیرد كه‌ انرژی‌ درونی‌ بدن‌ را تشدید یاجریان‌ آن‌ را تسهیل‌ كند؛ كانال‌ مربوط‌ به‌ آن‌ ساعت‌ بیشترین‌ انرژی‌ را دریافت‌كرده‌ و به‌ عضو مربوط‌ به‌ خود انرژی‌ می‌دهد. در ورزشهایی‌ مثل‌ چی‌ كنگ‌ یاتای‌چی‌، برای‌ تنظیم‌ عضو مربوطه‌، تمرینات‌ را باید در ساعات‌ خاصی‌ انجام‌داد. در بعضی‌ از شیوه‌های‌ درمانی‌ نیز فقط‌ در ساعتی‌ كه‌ كانال‌ عضو معیوب‌ بازاست‌؛ اقدام‌ به‌ درمان‌ می‌كنند. این‌ عمل‌ باعث‌ تسریع‌ سلامتی‌ می‌شود.

عمل‌ وضو به‌ عنوان‌ یك‌ شیوه‌ قوی‌ پاكسازی‌ و انرژی‌گیری‌ قادر است‌ برروی‌ این‌ كانال‌ها اثر گذارد. چنانچه‌ عمل‌ وضو نیز در ساعات‌ خاص‌ انجام‌ شودعلاوه‌ بر تأثیرات‌ ناشناخته‌، می‌تواند بر روی‌ اندام‌های‌ مربوط‌ به‌ آن‌ ساعت‌ اثرگذارد. به‌ عنوان‌ مثال‌ بین‌ ساعات‌ 3 تا 5 عصر بیشترین‌ تأثیر بر روی‌ كانال‌ مثانه‌است‌. در نتیجه‌ بر روی‌ كلیه‌ها تأثیر مثبت‌ دارد. همچنین‌ برای‌ تقویت‌ حافظه‌می‌توان‌ بین‌ ساعات‌ 7 تا 9 عصر وضو گرفت.

نوشته : طب در 1387/02/29 نظرات ( ) - لینک مطلب
فلینظر الانسان الی طعامه
مطالب مرتبط: عمومی , آداب تغذیه ,

فلینظر الانسان الی طعامه (عبس 24)


  

انسان باید به غذای خویش بنگرد.


نوشته : درمان آنلاین در 1386/11/19 نظرات ( ) - لینک مطلب


... | 4 | 5 | 6 | 7 |
جست و جو در سایت طب لاین
 

 

آرشیو
موضوعات
 

عمومی ( 102 )
صفرا ( 8 )
دم ( 6 )
بلغم ( 11 )
سودا ( 13 )
آب ( 20 )
آداب تغذیه ( 41 )
اخلاق پزشكی ( 19 )
اطفال و کودکان ( 36 )
بیماریهای اعصاب و روان ( 45 )
بیماری های پوست و مو، تناسب اندام، زیبایی ( 44 )
بیماریهای تنفسی، ریه ( 15 )
بیماریهای چشم ( 10 )
بیماریهای داخلی، گوش، حلق، بینی و... ( 16 )
بیماریهای دهان و دندان ( 7 )
بیماریهای زنان، نازائی، حاملگی ( 48 )
بیماریهای عفونی ( 26 )
بیماریهای غدد ، متابولیسم و ... ( 28 )
بیماریهای قلبی، خون ( 35 )
بیماریهای کلیوی، مجاری ادرار و تناسلی ( 44 )
بیماریهای گوارشی ( 48 )
بیماریهای گوناگون، سوالات متفرقه ( 43 )
بیماریهای مفاصل، استخوان ( 25 )
چای سنتی ایرانیان ( 11 )
حکمای قدیم ( 22 )
حکمای جدید ( 37 )
داروهای گیاهی ( 42 )
درمان های سنتی ( 54 )
روغن ( 7 )
زناشویی و جنسی ( 70 )
ظروف ( 7 )
عسل ( 11 )
عوامل محیطی ( 25 )
غذاهای سالم ( 38 )
فراورده های گیاهی ( 23 )
لباس و پوشش ها ( 9 )
مبانی طب سنتی ( 61 )
مزاج شناسی ( 61 )
مواد غذایی سالم ( 70 )
مواد غذایی ناسالم ( 72 )
مزاج محل سکونت ( 3 )
نان ( 2 )
نمک ( 5 )
محصولات ( 49 )

آخرین مطالب ارسالی
 

10بیماری نادر و عجیب در دنیا
پرتقال تامسون بر DNA بدن تاثیر داشته و ساختار آن را تغییر می‌دهد
تتراسایکلین به قدرت باروری مردان زیان می رساند و موجب بدتر شدن کار کلیه ها می شود.
سن ابتلا به دیابت در ایران 15سال پایین‌تر از میانگین جهانی است
مواد طبیعی، ناراحتی های استخوانی، مفاصل، اعصاب، یبوست
به خاك سپردن مو و ناخن
ترفند چای!
سرطان زایی چیپس سیب زمینی تأیید شد
درمان دیابت
ضد عفونی آب با لیموترش؟
درمان
تاثیر خوردن آجیل بر چاقی یا لاغری
شروعی بهاری برای نظام طب سنتی
اینترنت مغزمان را نابود می‌كند!
اعتدال مزاج بین اعضاى بدن‏
اتفاق عجیب برای یك نوجوان پس از پیوند عضو
ورم های بدن خبر از بیماریهای كبد می دهد
70 درصد بیماران بستری در تهران شهرستانی هستند
پرونده توقیف ۳۰۰ تن گوشت فاسد منتظر نظر آزمایشگاه است
چند ماده غذایی که باعث تضعیف استخوان می شوند
اشاره قرآن به پس گرفته شدن مواد زاید جنین توسط رحم
فیس‌بوک و اختلالات غذایی
چه‌وقت مسواک نزنیم؟
مصرف کشمش به پایین آوردن فشار خون کمک می کند
ایران کشور پر مصرف در زمینه دارو در دنیا
نفوذ گروه‌هایی خاص کنترل دخانیات را معطل گذاشته است
درمان چاقی و لاغری از دیدگاه مزاج شناسی
روغن هسته انگور و چای سبز باعث کم خونی می شود
شربت زرشک
طرز تهیه ی کباب بختیاری
لیست کامل مطالب ارسال شده

 

نویسندگان
پیوندها
ابر برچسب
بیمار : دکتر گوشم درد میکند
در 2000سال پیش از میلاد:
-بیا این ریشه گیاهی را بخور.
در1000سال پیش از میلاد:
-آن ریشه نجس است.این دعا رابخوان.
در 1850سال پس ازمیلاد:
-آن دعا خرافات است.این معجون را بخور.
در1940سال پس از میلاد:
-آن معجون سمی است.این قرص را بخور.
در 1985سال پس از میلاد:
-آن قرصها موثر نیست.این آنتی بیوتیک را بخور.
در 2000سال پس از میلاد:
- آن آنتی بیوتیکها مواد مصنوعیند.این ریشه گیاهی را بخور!
 

All Right Reserved By tebLine  
استفاده از مطالب طب لاین با ذکر منبع و در جهت احیای فرهنگ تغذیه سالم و سلامت حقیقی بلامانع است

 

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic